RSS Feed

Posts Tagged ‘وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات’

  1. ۸۹ درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل فروش اینترنت است

    سپتامبر 26, 2015 توسط روح الله مومن نسب

    1326_20862

    مدت زیادی از حکم جدید رهبر معظم انقلاب برای دور دوم از فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی نمی‌گذرد. نخستین‌بار اواخر سال 90 بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی حکمی دستور تشکیل این شورای‌عالی را صادر کردند. از ترکیب اعضای این شورا که سران هر سه قوه و عالی‌ترین مقام‌های نظام را در خود جا داده است می‌توان به اهمیت شورای‌عالی فضای‌مجازی و مأموریت‌های آن پی برد؛ مأموریت‌هایی که این شورا نتوانست در سه سال و نیم نخست فعالیتش آن‌ها را به سرانجام برساند. این در حالی است که بنا به تأکید رهبر انقلاب اهمیت فضای‌مجازی به اندازه اهمیت انقلاب است همچنآن‌که ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: اگر رهبر نبودم مسئولیت فضای‌مجازی را به عهده می‌گرفتم؛ اما چرا شورای‌عالی و فرا قوه‌ای که با دستور مستقیم عالی‌ترین مقام کشور یعنی رهبر انقلاب تشکیل‌شده و مصوباتش لازم‌الاجرا و در حکم قانون است نتوانست به اهداف و چشم‌اندازهایش دست یابد و بنا به تعبیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دچار انفعال شد؟ این‌ها سؤالاتی است که برای پاسخ به آن به سراغ روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس فضای‌مجازی رفته و با وی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
    آقای مؤمن‌نسب! از نگاه شما آیا شورای‌عالی فضای‌مجازی در طول این سه سال و نیم فعالیتش توانست به وظایفی که از سوی مقام معظم رهبری برای آن تعیین شده بود دست یابد و مأموریت‌های خود را به سرانجام برساند؟
    حضرت آقا 17 اسفند سال 90 طی حکمی رسماً تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی را به مسئولان ارشد کشور که عضو این شورا هستند ابلاغ کردند. یکی از وظایف این شورا سرمایه‌گذاری وسیع و هدفمند جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از فضای‌مجازی، ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم است. این بدین معناست که در کشور سرویس‌هایی طراحی و این سرویس‌های داخلی در اختیار مردم قرار داده شود که در این حوزه خیلی ضعیف عمل شد و نرم‌افزارهایی هم که طراحی‌شده، ربطی به شورای‌عالی فضای‌مجازی نداشته و بخش خصوصی ورود پیدا کرده است. مسئله بعدی ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از اینترنت بود اما از سال 90 تا الآن آسیب‌های فضای‌مجازی ده‌ها و صدها برابر شده هم از نظر دامنه و هم از نظر کیفیت ماجرا.
    مثلاً چه آسیب‌هایی به این حوزه واردشده؟ کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید؟
    به‌طور مثال حدود 10 سال پیش قانون جرائم رایانه‌ای در کشور تدوین شد و این قانون سال 88 تصویب و ابلاغ شد. از آن سال تاکنون چند نسل مخابراتی عوض‌شده و از نسل دوم به سوم و هم‌اکنون به نسل چهارم رسیده‌ایم. از سوی دیگر انواع OTT ها یا شبکه‌های‌اجتماعی و پورت‌های مختلف آن زمان نبود. الآن خیلی چیزهای جدید وارد کشور شده و این قانون توانایی بررسی و برخورد با موارد جدید را ندارد و باید تغییر پیدا کند و اصلاح شود.
    از سوی دیگر رهبری تأکید کرده‌اند تا شورای‌عالی فضای‌مجازی نقطه کانونی متمرکزی برای سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای‌مجازی کشور باشد. این نکته‌ای است که در حکم جدید هم دوباره بر آن تأکید شده است اما شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌هیچ‌عنوان نه در سیاست‌گذاری، نه در تصمیم‌گیری و نه حتی هماهنگی نتوانست این نقش را ایفا کند. تمامی نهادهایی که قبلاً فعالیت می‌کردند همان فعالیت‌های قبلی خودشان را ادامه دادند. شورای‌عالی فضای‌مجازی در سال‌های اول درگیر حواشی بسیار گسترده شد و بعدازآن‌هم اصلاً جلسه‌ای تشکیل نداند مثلاً در سال گذشته تنها دو جلسه کاری در این شورا تشکیل‌شده و در سه سال و نیم گذشته فقط سه مصوبه داشته که از این سه مصوبه هیچ‌کدام اجرا نشده است و در عمل می‌توان گفت هیچ کاری در شورای‌عالی فضای‌مجازی انجام نشده است.
    باوجودآنکه این شورا فرا قوه‌ای بوده و عالی‌ترین مقام هر سه قوه عضو آن هستند، چرا این شورا نتوانسته به وظایف خود عمل کند؟
    مهم‌ترین مانعی که بر سر راه شورای‌عالی فضای‌مجازی وجود داشته به نظر من همان چیزی است که حضرت آقا به‌درستی به آن اشاره داشتند و در حکم جدید برای آن تدبیر هم کرده‌اند. رهبر انقلاب در حکم جدید بر مفاد حکم اولیه و پیوست آن‌که شامل 40 دستور بود تأکید داشته‌اند که همین تأکید هم نشان می‌دهد هیچ‌کدام از مصوبات قبلی اجرا نشده است؛ اما موانعی را که شورای‌عالی فضای‌مجازی داشت، می‌توان در 10 دستوری که در حکم جدید رهبری آمده به‌طور خلاصه مشاهده کرد. نخستین مورد انحلال شوراها و مراکز موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی است.
    در حال حاضر چند شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم و این شوراها کدم‌اند؟
    در حال حاضر ما هشت شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم. یکی شورای‌عالی فناوری اطلاعات است که سال 86 تشکیل شد و در 22 اردیبهشت امسال با تصویب مجلس منحل شد ولی ظاهراً دولت هنوز این مصوبه مجلس را اجرا نکرده و وزیر ارتباطات چند روز پیش از احتمال انحلال این شورا خبر داد. شورای‌عالی فناوری اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان بودجه و امکانات و تجهیزات زیادی دارد اما بر اساس حکم رهبری باید این بودجه و امکانات به شورای‌عالی فضای‌مجازی انتقال یابد. دومین شورا، شورای‌عالی اطلاع‌رسانی است که با مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در سال 77 به‌وجود آمد و هنوز دبیرخانه آن فعال است. سومین شورا کمیسیون فاوای دولت و کارگروه فاواست که سال 89 به تصویب هیئت‌وزیران رسید. بعدی شورای‌عالی افت است که آن‌هم با مصوبه هیئت‌وزیران در سال 82 تشکیل شد. شورای‌عالی انفورماتیک شورای موازی دیگری است که با حکم رهبری باید منحل شود.
    مورد بعدی شورای‌عالی فضایی است. سازمان فضایی کشور قبلاً مستقل بود اما بعد با دستور رئیس‌جمهور زیرمجموعه وزارت ارتباطات قرار گرفت زیرا بیشتر استفاده تجهیزات ماهواره‌ای در ایران و در جهان برای کارهای مخابراتی و تبادل داده است. شورای‌عالی فضایی تمام مأموریت‌هایش در جهت فناوری اطلاعات است. این شورا در بهمن 83 با تصویب هیئت‌وزیران ایجاد شد. ستاد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات هم مورد دیگری است که به نحوه شورایی اداره می‌شود. سال 88 معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری این شورا را تأسیس کرد و اختیارات موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی دارد. کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی نیز به‌تنهایی تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را دارد و می‌تواند به‌طور کامل شورای‌عالی فضای‌مجازی را از دور تصمیم‌گیری خارج کند. این کمیسیون در 2/2/86 با تصویب هیئت‌وزیران تشکیل‌شده است. از این هشت مورد یکی با تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی بوده و در حالت نیمه‌تعطیل هم است ولی بقیه با تصویب دستگاه‌های دولتی یا اعضای هیئت‌وزیران بوده و اگر این شوراها منحل نشوند شورای‌عالی فضای‌مجازی هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد چراکه از او قطع ید شده و تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را این شوراها دارند. از سوی دیگر اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق اعضای این شوراها در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم هستند و نمی‌توانند بهانه‌ای داشته باشند چراکه هم عضو مشترک‌اند و هم اختیاراتشان همپوشانی دارد. پس منطقی نیست که یک شورای فرا قوه‌ای به نام شورای‌عالی فضای‌مجازی با هشت شورای دیگر اختیارات مشترک داشته باشد و موازی‌کاری شود.
    چرا این شوراها مانع انجام مأموریت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی محسوب می‌شوند و باوجوداین همه شورا چرا همچنان هیچ کاری در این حوزه صورت نگرفته است؟
    ببینید یکی از موانع بخش خصوصی برای پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات تعدد همین شوراهاست. به‌طور مثال هرکس در هر مناقصه و پروژه‌ای بخواهد شرکت کند و تجهیزات کامپیوتری تولید کند باید از شورای‌عالی انفورماتیک مجوز بگیرد. درحالی‌که ترکیب اعضای شورا نشان می‌دهد یک حرکت مافیایی شکل‌گرفته و تعدادی از افراد ذی‌نفع عضو این شورا هستند و اجازه نمی‌دهند بقیه پیشرفت کنند. اختیارات این شورا هم خیلی مهم و وسیع است. سیاست‌گذاری و هماهنگ‌سازی و نظارت از اختیارات این شورا و در عمل همان مواردی است که رهبری به‌عنوان وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی عنوان کرده‌اند.
    انحلال شوراهای عالی موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی و به‌خصوص کمیسیون تنظیم مقررات یعنی پایان فعالیت مافیای مخابراتی در کشور. راه‌اندازی شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌تواند با برچیدن نظام بوروکراتیکی که در این حوزه وجود دارد، پیشرفت در فناوری اطلاعات را فراهم کند. در این صورت مردم از یکجا برای فعالیت در این حوزه باید مجوز بگیرند و سیاست‌های کشور در حوزه فناوری اطلاعات را یکجا تعیین می‌کند. درحال حاضر تعدد این سازمان‌ها موجب شده است تا یک نفر از چند سازمان بودجه بگیرد و کاری از پیش نبرد و در مقابل افراد دیگری به‌رغم انجام کارهای خوب اما نمی‌توانند از هیچ کجا بودجه‌ای جذب کنند.
    با قرار گرفتن انحلال شوراهای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌عنوان نخستین مورد از 10 فرمان رهبری در ارتباط با وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی در حکم جدید نیز می‌توان به اهمیت این موضوع پی برد. این‌طور نیست؟
    دقیقاً همین‌طور است. در دیدار اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی با رهبر می‌بینیم که ایشان دوباره روی این موضوع تأکید و تصریح می‌کنند از انفعال خارج شوید. یکی از نشانه‌های انفعال شورای‌عالی فضای‌مجازی این بود که در لاک دفاعی فرورفت و درنهایت نتوانست ظرفیت‌های قبلی و فعلی را نه هماهنگ و نه ادغام کند اما الآن با دستور رهبر انقلاب این مسئله حل شد و رهبری بر اساس اصل 110 قانون اساسی تمام این هشت شورا را منحل کرده‌اند و فعالیت آن‌ها در کشور صددرصد غیرقانونی است. اگر خلاف این مسئله صورت بگیرد دیوان عدالت اداری بر اساس وظیفه ذاتی خود باید ورود یافته و مصوبات و شوراها را منحل کند و متخلفان را مورد پیگرد قضایی قرار دهد.
    به حاشیه‌هایی اشاره داشتید که شورای‌عالی فضای‌مجازی در آغاز فعالیت خود به آن دچار شده و نتوانست هیچ خروجی قابل‌توجهی داشته باشد. این حواشی چه چیزهایی بود؟
    مهم‌ترین حاشیه شورای‌عالی فضای‌مجازی از ناحیه قوانینی بود که قبل از تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی تدوین شده بود؛ مانند همین شوراهای عالی و اختیارات وسیعی که داشتند. به‌طور نمونه کمیسیون تنظیم مقررات اختیاراتش از شورای‌عالی فضای‌مجازی بیشتر است، آن‌هم با وجود عضویت 25 نفر از ارکان جمهوری اسلامی ازجمله رؤسای سه قوه در شورای‌عالی فضای‌مجازی. درواقع یکی از موانع بزرگ بر سر راه فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی همین کمیسیون بود. به‌طور مثال این کمیسیون تصمیم گرفت تا نسل سوم اینترنت را وارد کشور کند آن‌هم بدون دریافت هیچ مجوزی از شورای‌عالی فضای‌مجازی یا تصمیم گرفت تجهیزات مخابراتی تغییر پیدا کند یا تجهیزات مخابراتی جدیدی وارد کشور شود که همه این تصمیمات مغایر با مصالح کشور بود و در یک گروه چندنفره انجام شده بود. ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی داریم. همچنین به‌کارگیری مدیران ضعیف در مجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی یعنی افرادی که یا برای این سمت تجربه کافی نداشتند یا آنکه نتوانستند خود را با پیشرفت فناوری هماهنگ کنند یکی از موانع جدی فعالیت این شورا بود. این افراد قبلاً هم مدیران وزارت ارتباطات بودند و طبیعی است که این افراد نمی‌توانند ناظران مناسبی بر عملکرد وزارت ارتباطات باشند. سومین مورد این بود که دولت زیر بار کار حاکمیتی نرفت.
    چرا دولت نباید زیر بار کار حاکمیتی برود؟ آیا در این میان دست‌های پنهانی وجود دارد یا به خاطر برخی منافع است؟
    بر اساس قانون باید هر سه هفته یک‌بار جلسه شورای‌عالی فضای‌مجازی تشکیل شود. 89 درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل دلالی فروش اینترنت در کشور تأمین می‌شود و درواقع دومین درآمد دولت بعد از مالیات از این محل تأمین می‌شود؛ بنابراین دولت نمی‌خواهد این درآمد هنگفت را از دست بدهد چون اگر این کار زیرمجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی بیاید این پول دیگر بلاتکلیف نیست و در غالب حاکمیت برای آن تصمیم‌گیری می‌شود. مافیاهایی در کشور وجود دارند که از این رهگذر به درآمدهای کلانی می‌رسند و واردات و توزیع اینترنت مافیایی شکل‌گرفته است. نمونه آن را می‌توان در تصمیم سال گذشته کمیسیون تنظیم مقررات دید که مجوز بیش از 700 شرکت ای اس پی را تمدید نکرد و درواقع منحلشان کرد تا توزیع اینترنت در چند شرکت خصوصی خاص خلاصه شود. این کارها نشان می‌دهد که در بدنه وزارت ارتباطات متأسفانه یکسری کارهای غیرقانونی و خارج از مصالح ملی صورت می‌گیرد درنتیجه اجازه فعالیت به شورای‌عالی فضای‌مجازی داده نمی‌شود.
    دومین تأکید مقام معظم رهبری بر تثبیت جایگاه مرکز ملی است. ارزیابی شما از این مرکز و فعالیت‌های آن طی سه سال اخیر چگونه است؟ آیا این مرکز توانسته با وجود انفعال شورای‌عالی به وظایف ذاتی‌اش عمل کند؟
    مرکز ملی فضای‌مجازی دو وظیفه کلی دارد، این مرکز چشم و بازوی اجرایی شورای‌عالی فضا مجازی است. این شورا وظیفه تحقیق، تحلیل و تعلیل یا علت‌یابی را دارد و باید تمام فضای‌مجازی را بررسی و پایش کند و به شورای‌عالی فضای‌مجازی خوراک بدهد. دومین وظیفه این مرکز اجرای مصوبات شورای‌عالی فضای‌مجازی است که حکم قانون دارد و در روزنامه رسمی منتشر می‌شود و باید اجرا شود. اگر مرکز ملی فضای‌مجازی رصد فضای‌مجازی را به‌درستی انجام ندهد، داده‌های غلط وارد شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌شود درنتیجه بصیرت این شورا پایین آمده و روی تصمیمات آن تأثیر منفی می‌گذارد. درواقع این شورا باید مسائل را رصد و درباره آن تحقیق کند بعد علت‌یابی کند و درنهایت برای آن تدبیر کند و مصوبات مربوط را به شورای‌عالی فضای‌مجازی ارائه دهد. وظیفه دیگر این مرکز هماهنگی و هم‌افزایی میان سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف را در همه ابعاد برعهده دارد. این مرکز در دوره قبل در بعد هماهنگی بسیار ضعیف عمل کرد و در بعد بازوی اجرایی اصلاً عملیاتی نداشت. در تمام این سه سال و نیم مرکز فقط سه مصوبه داشته که اصلاً اجرا نشد.
    این مصوبات چه بود؟
    یکی الزامات شبکه ملی اطلاعات بود که این الزامات چندگانه‌ای که تصویب شد هیچ‌کدام اجرا نشد و حتی وزارت ارتباطات طرحش را هم به شورای‌عالی ارائه نداد. بحث تولید ترافیک در کشور موضوع دیگری بود که آن‌هم متأسفانه اجرا نشد. سومی هم پیامک‌های تبلیغاتی بود و درنهایت به این نتیجه رسیدند که پیامک‌ها باید بر اساس قانون ارسال شوند که این هم عملاً اجرایی نشد. موضوع دیگر اینترنت سالم و درواقع سالم‌سازی محتوای اینترنت بود. این مسئله هم همچنان‌که می‌بینیم به‌هیچ‌وجه اجرایی نشده و شبکه‌های‌اجتماعی پر است از محتواهای ناسالم و غیراخلاقی.
    شبکه ملی اطلاعات یکی از الزامات قانون برنامه پنجم توسعه است و بر اساس آن دولت مکلف بود در سال نخست این برنامه آن را اجرایی کند اما هم‌اکنون با پایان برنامه پنجم توسعه هنوز این تکلیف اجرا نشده است. از نگاه شما چه موانعی بر سر راه اجرای شبکه ملی اطلاعات وجود دارد؟
    شبکه ملی اطلاعات مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در 10 سال پیش است و در ماده 46 برنامه پنجم توسعه به تکلیف قانونی تبدیل شد. بر اساس این مصوبه وزارت ارتباطات باید ظرف یک سال شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند؛ اما این وزارتخانه وقتش را روی افزایش اینترنت وارداتی و توسعه نرم‌افزارهای خارجی گذاشت که مخالف چشم‌اندازهای شبکه ملی اطلاعات است و فرصت این کار به پاورپوینت‌سازی و ایجاد گزارش‌های بیهوده و بی‌محتوا گذاشت. به همین خاطر هم است که در حکم جدید رهبری برای شورای‌عالی فضای‌مجازی در بند پنجم بر راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پس از تصویب در شورای‌عالی تأکید شده است. این نشان می‌دهد کاری که تاکنون به نام راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات انجام شده باید متوقف شود و خارج از چارچوب منافع نظام نباشد. در حال حاضر به نام شبکه ملی اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان از خزانه برداشت می‌شود اما هنوز هم این شبکه راه‌اندازی نشده است. همچنین در حکم رهبری مرکز ملی فضای‌مجازی باید نظارت مستمر و مؤثر روی شبکه ملی اطلاعات داشته باشد که تاکنون مرکز ملی فضای‌مجازی هیچ دخالتی در شبکه ملی اطلاعات نداشته تا حدی که رئیس مرکز شورای مجازی کشور به عملکرد وزارت ارتباطات در رابطه با تشکیل شبکه ملی اطلاعات اعتراض کرد و گفت هیچ گزارشی در این رابطه به ما ارائه نشده است.
    در حال حاضر چه راهکاری برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پیش رو داریم؟
    بهترین راه برای اجرای شبکه ملی اطلاعات این است که شورای‌عالی فضای‌مجازی راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را از انحصار وزارت ارتباطات خارج کند و بر اساس اصل 44 قانون اساسی آن را به بخش خصوصی و مردمی واگذار کند. در این صورت به‌سرعت کاری که 10 سال است هزینه می‌برد انجام می‌شود چون سود خوبی هم در این زمینه وجود دارد. در ضمن اینکه در حکم رهبری برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات هیچ اشاره‌ای به لزوم اجرای این طرح توسط وزارت ارتباطات نشده است. قطعاً منافع ملی در این است که برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و رقابت در ارائه کیفیت، اجرای این طرح به شرکت‌های خصوصی و دولتی واگذار شود و از انحصار وزارت ارتباطات دربیاید.
    در این صورت به نظر شما این طرح ظرف چه مدت‌زمانی راه‌اندازی خواهد شد؟
    اگر چنین اتفاقی بیفتد ظرف کمتر از سه ماه شبکه ملی اطلاعات در ایران راه‌اندازی و به الگویی برای مدیریت اینترنت در سراسر جهان تبدیل می‌شود.
    یکی از دلایلی که مسئولان امر برای تأخیر در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات ذکر می‌کنند فقدان زیرساخت‌های لازم است. در این صورت چطور می‌شود کاری که 10 ساله انجام نشده را سه‌ماهه به سرانجام رساند؟
    ببینید ما همه زیرساخت‌های لازم برای این کار را داریم. راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فقط نیاز به هماهنگی نقاط اتصال یا IXP ها دارد که این هماهنگی باید در ایران مانند همه نقاط دنیا از انحصار دولت خارج شود و به‌دست خود شرکت‌ها داده شود. 10 سال پیش که طرح شبکه ملی اطلاعات ارائه شد، اینترنت جهان به مدل استار اداره می‌شد و مرکز اینترنت جهان امریکا بود. در طرح شبکه ملی اطلاعات ما مدل استار امریکا را شکستیم. طرح مشابه شبکه ملی اطلاعات ما در خیلی از کشورهای اروپایی مثل بلژیک، آلمان و کشورهای حوزه شنگن، چین و کره‌جنوبی اجرا شد. هم‌اکنون کره‌جنوبی در حوزه فناوری اطلاعات به خاطر آنکه زیرساخت‌های داخلی‌اش را بر اساس شبکه ملی اطلاعات پایه‌گذاری کرد توانست رتبه اول جهان را به‌دست آورد و امریکا که اول دنیا بود حال رتبه 16 شده است. ایران اما 157 دنیاست.
    کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید چگونه می‌توان این شبکه را راه‌اندازی کرد؟
    شرکت مخابرات ایران 32 مخابرات استانی دارد و یک مخابرات سیار که همراه اول است. این شرکت به‌تنهایی می‌تواند شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند. همچنین ما 12 pap در کشور داریم که همه این pap ها زیرساخت‌های کابلی را برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را دارند. اپراتورهای مخابراتی هم می‌توانند شبکه ملی اطلاعات را در سطح اپراتور خود راه بیندازند. کافی است ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب کنیم تا کنسرسیومی از سازمان‌هایی که آمادگی راه‌اندازی این طرح را دارند تشکیل شود یا هرکس آمادگی دارد این آمادگی را به شورای‌عالی فضای‌مجازی اعلام کند و با طرحی که در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب می‌شود اجرای این کار را به بخش خصوصی یا مردمی واگذار کنند.
    شایعاتی در رابطه با قطع استفاده از اینترنت یا کاهش سرعت آن مطرح است. آیا چنین شایعاتی حقیقت دارد؟ با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات چه اتفاقی برای اینترنت می‌افتد؟
    شبکه ملی اطلاعات پنج ویژگی کلی دارد اول اینکه اینترنت است نه اینترانت یعنی ما می‌توانیم با سراسر جهان ارتباط داشته باشیم اما نظام‌مند. دوم اینکه اینترنت سلامت ارائه دهد نه به این معنا که هیچ آلودگی ندارد اما وضعیت کلی آن قابل‌قبول باشد. در حال حاضر بر اساس اعتراف آمریکایی‌ها اینترنت سالم نیست. مؤسسه «کاوننت آیز» امریکا می‌گوید 90 درصد افراد زیر 18 سالی که از اینترنت استفاده می‌کنند حتماً فیلم پورنوگرافی دیده‌اند که موجب بلوغ زودرس می‌شود. بر اساس آمار مؤسسه خانواده امن امریکا، 89 درصد ارتباطات شکل‌گرفته در اینترنت غیراخلاقی بوده است. مطابق تحقیقات مؤسسه «کاوننت آیز» 68 درصد از طلاق‌های ثبت‌شده در 150 کشور دنیا به خاطر ارتباط یکی از طرفین با جنس مخالف از طریق همین شبکه‌ها بوده است. در روز حدود 2 میلیارد و 500 میلیون ایمیل غیراخلاقی و پورنوگرافی ارسال می‌شود و سالی بیش از 420 میلیون صفحه پورنوگرافی به اینترنت اضافه می‌شود؛ بنابراین اینترنت ما سالم نیست. از سوی دیگر اینترنت ما در حال حاضر سریع هم نیست درحالی‌که طی یک سال گذشته واردات اینترنت دو برابر شده و با وجود افزایش کاربران اینترنت نسل سوم از 250 هزار به 20 میلیون نفر رسید اما رتبه ما در فناوری اطلاعات شش پله سقوط کرد. این در حالی است که کف سرعت در شبکه ملی اطلاعات باید 20 مگابایت باشد. از سوی دیگر اینترنت باید امن باشد و مردم با امنیت خاطر بتوانند در این فضا فعالیت کنند. وقتی گوشی اندروید را می‌خریم و از اینترنت آمریکایی استفاده می‌کنیم و تمام پورت‌های آن را مخابرات برای امریکا باز می‌گذارد درنتیجه با نصب یک نرم‌افزار ott با بررسی بخش تنظیمات این نرم‌افزار متوجه می‌شویم که این نرم‌افزار به تمام اطلاعات موجود درگوشی شما دسترسی دارد و می‌تواند آن‌ها را از کشور خارج کند؛ این یعنی نقض حریم‌خصوصی.
    از سوی دیگر یکی از اسناد اسنودن می‌گوید در یک ماه 14 میلیارد بسته اطلاعاتی از ایرانی‌ها سرقت شده که این در دنیا بی‌سابقه است و بر این اساس ایران رتبه نخست ناامن‌ترین اینترنت جهان را دارد. علاوه بر این اینترنت باید ارزان باشد اما در حال حاضر گاهی تا 20 برابر و نسبت به برخی کشورهای دیگر تا 2 هزار برابر است و این به خاطر وجود 15 واسطه‌ای است که در مسیر فروش اینترنت وجود دارد. شبکه ملی اطلاعات این معضلات را حل می‌کند و اینترنت سریع، سالم، ایمن و ارزان را ارائه می‌دهد. برخلاف جوسازی‌های برخی رسانه‌های بیگانه که با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فیلترینگ قوی‌تری اعمال می‌شود اصلاً فیلترینگ در قانون شبکه ملی اطلاعات وجود ندارد. در مقابل انگلستان مدعی تحت قانون اینترنت خانواده‌پسند سایت‌های اینترنتی زیان رسان به نظام خانواده را در کشورش فیلتر کرد./998/د 102/س

    منبع: روزنامه جوان – شنبه، 4/7/1394 – شماره 4635 – صفحه 9
    گزارش از زهرا چیذری


  2. ناگفته‌هایی درباره فضای رها شده مجازی

    فوریه 4, 2015 توسط روح الله مومن نسب

    یالثارات

    اشاره: شبکه‌های ضداجتماعی، موقعیتی را فراهم می‌آورند تا تهدیدات پیچیده و فرهنگ محور دشمن را بسترسازی کنند، ازآنجایی‌که فضای‌مجازی و شبکه‌های ضداجتماعی با سرعت بسیاری در حال رشد و توسعه می‌باشند، تمام شئون زندگی بشر را می‌توانند تسخیر کنند و غفلت از این موضوع می‌تواند تأثیرات بسیاری بر امنیت اخلاقی و اجتماعی و درنهایت امنیتی عمومی جامعه داشته باشد. یله و رها بودن این حوزه در ایران باوجود پیش‌بینی سازوکارهای مختلف و بازی در پازل استکبار، دغدغه‌ای است که بسیاری از دلسوزان آن را فریاد می‌زنند. تا جایی که سه‌سال پیش مقام معظم رهبری شورای‌عالی فضای‌مجازی را جهت فرماندهی «انقلاب در فضای‌مجازی» تشکیل دادند؛ اما کم‌کاری‌ها کار را به‌جایی رساند که حتی این شورا که سران سه قوه را در خود جایی داده است، راه به‌جایی نبرد و امروز مهیاسازی بستر فساد و انهدام بنیان خانواده تا جاسوسی و فراخوان اغتشاش رهاورد این فضایی است که دشمن برای ما جنگ با ما آماده کرده است و فرزندان ایران اسلامی با حمایت‌های دولتی مشغول درو محصولات آلوده آمریکایی در این شبکه‌هایند!! اینکه چه کسانی پشت این نابسامانی‌ها هستند و چه کسانی کم‌کاری کرده‌اند و… مطالبی بود که در گفت‌وگو با روح‌الله مومن‌نسب مطرح و در شماره گذشته نشریه منتشر کردیم، در این مجال برخی ناگفته‌هایی که تکمیل‌کننده مباحث گذشته است را از زبان این کارشناس خبره فضای‌مجازی مرور می‌کنیم:

    پیوست‌فرهنگی در محاق

    بر اساس ماده یک سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه هر پروژه و طرح مهمی در کشور باید با پیوست‌فرهنگی ارائه شود که در همین راستا کمیسیون پیوست‌فرهنگی در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد و حالا چهار سال و تقریباً هشت ماه از آن گذشته است و در این مدت فقط یک طرح در کشور پیوست‌فرهنگی داشته است و آن‌هم رایتل بوده و جالب اینکه پیوست‌فرهنگی این شرکت نیز یک صفحه سفید است که بالای آن نوشته‌شده پیوست‌فرهنگی و پائین این صفحه سفید را مقامات مربوطه امضا کرده‌اند!! یعنی به خاطر اینکه بتوانند مجوز بگیرند یک صفحه سفید را به‌عنوان پیوست‌فرهنگی ارائه داده‌اند! و همه هم آن را امضاء می‌کنند. خوب این‌گونه دهن‌کجی به قانون را کجا می‌توان پیدا کرد؟

    گروه سه‌نفره‌ای که شورای‌عالی مجازی را دور می‌زند

    ببینید نسل سوم مخابرات اصلاً پیوست‌فرهنگی ندارد. دبیر شورای‌عالی فضای‌مجازی اعلام کرد که غیرقانونی است. اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی گفتند غیرقانونی است. 59 نفر از نماینده‌های مجلس و دادستان کل کشور گفتند که غیرقانونی است. برخی از مراجع تقلید مثل آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله علوی گرگانی فتوای حرمت داده‌اند. حضرت آقا به جد گفته‌اند که پیش از راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و پروژه‌های اقماری آن، این کار خلاف قانون انجام نشود، حتی با وعده‌های بی‌جا، انتظارات کاذب هم ایجاد نشود. با همه این مخالفت‌ها می‌بینیم وزارت ارتباطات مجوز نسل سوم و بالاتر را صادر می‌کند و متأسفانه رسانه‌ملی که رییس آن تنها عضو حقیقی و حقوقی شورای‌عالی فضای‌مجازی است، تبلیغات این کار خلاف قانون و خلاف شرع را انجام را پخش می‌کند. جالب است بدانیم در وزارت ارتباطات یک کمیسیونی است به اسم تنظیم مقررات که سه عضو آن را دولت منصوب می‌کند و هر سه عضو آن از اصلاح‌طلبان معروف و وابسته به حزب منحله مشارکت هستند. آن‌وقت این شاخه مشارکت بود که تصویب کرد نسل مخابرات عوض شود! یعنی این‌گونه شورای‌عالی فضای‌مجازی را از گردونه تصمیم‌گیری در این عرصه مهم خارج کردند. شورای‌عالی فضای‌مجازی که سران سه قوه، رئوس 12 وزارتخانه و نهاد مهم کشور ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و صداوسیما و کارشناسان این حوزه به انتخاب امام خامنه‌ای را در خود جای داده است، به‌راحتی توسط یک گروه کوچک دولتی دور زده می‌شود و صدای هیچ‌کس هم در نمی‌آید.

    پیچ‌درپیچ‌های یک وزارتخانه

    به‌عنوان نمونه در وزارت ارتباطات معاونت تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و در شورای‌عالی فضای‌مجازی معاونت تنظیم مقررات مرکز ملی، کمیسیون عالی تنظیم مقررات و دبیرخانه تنظیم مقررات، تماماً یک مأموریت دارند! آقای جهانگرد که قبلاً از سوابقش در فتنه‌ها و سمت‌ها و عناوین پرشمارش در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته بودیم و ردش در همه جای وزارت ارتباطات دیده می‌شود، خود را یک بوروکرات می‌داند و بوروکرات‌ها معتقدند که آن‌قدر سازوکار ببند و در این پیچ‌درپیچ‌ها هر کاری می‌خواهی انجام بده. مافیاهای متعدد واردات پهنای باند و دلالان اطلاعات و کاسبان تجهیزات مخابراتی و دکان‌های عده‌ای در دامین و آی پی فروشی و کاسبی‌های تحریم و اهالی زد و زد و بندهای حاشیه WSIS و ICANN و درآمد تجار فیلترشکن‌ها و قاچاقچی‌های پهنای باند همکار OTTهای صهیونیستی و مجوز فروش‌ها و حق‌السهم بندی‌ها و مدیری که کارتابل خود را در خانه‌اش در آمریکا امضا می‌کند و ده‌ها راز مگوی دیگر حضرات هم بماند برای مجالی دیگر، به‌شرط حیات.

    وزارتخانه‌ای با اختیارات سه قوه!

    تنها به این بسنده کنم که وزارت ارتباطات یک پدیده است! این وزارتخانه هم اختیار قانون‌گذاری دارد، هم در بسیاری از حوزه‌ها انحصار در اجرا دارد و هم باید بر حسن انجام مأموریت‌های خودش نظارت کند! یعنی مثل مجلس قانون می‌گذارد، خلاف اصل 44 در دولت انحصار اجرا دارد و مثل قوه‌قضاییه اختیار نظارت و حتی صدور حکم هم دارد و به قول رییس‌جمهور وقتی همه این اختیارات یکجا جمع شود، فساد می‌شود!

    اختیارات وسیع پنج‌تایی‌ها

    در وزارت ارتباطات یک جایی است به نام شورای‌عالی فناوری اطلاعات که اختیارات آن از شورای‌عالی فضای‌مجازی هم بسیار بیشتر است. باز در جای دیگر جایی است به نام شورای‌عالی انفورماتیک که اختیارات بسیار زیادی دارد. شورای‌عالی اطلاع‌رسانی و شورای‌عالی افتا و… حدود پنج‌تا شورای‌عالی وجود دارد که با مصوبات مجلس یا مصوبه هیئت دولت، اختیاراتشان در بسیار از حوزه‌های فضای‌مجازی به‌مراتب از شورای‌عالی فضای‌مجازی بیشتر است. شورای‌عالی فضای‌مجازی که توسط حضرت آقا راه‌اندازی شده و سران سه قوه و تمام نهادهای کشور هم از اعضای آن هستند را ببینید تا چه حد تضعیف کرده‌اند…

    مجلسی‌ها هم کم گذاشتند

    مجلس می‌بایست یک کارگروه تشکیل می‌داد و تمامی قوانین مغایر و یا موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی را ملغی می‌کرد و یا به نفع شورای‌عالی فضای‌مجازی تغییر می‌داد. باید بدانیم که این خواست رهبر انقلاب بوده است و نقل است که امام در جلسات پیش از تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی خطاب به آقای لاریجانی گفته بودند که شما در رابطه با این شورا قانون‌گذاری کنید و مشکلات و موانع آن را برطرف کنید ولی متأسفانه می‌بینیم که مجلس حتی یک ماده‌قانونی دراین‌باره تصویب نکرده است و سال گذشته با تصویب اعطای بودجه 2500 میلیارد تومانی برای شورای‌عالی فناوری اطلاعات، عملاً شورای‌عالی فضای‌مجازی را ازنظر مالی به زیر زیرمجموعه دولت تنزل داد! این شگفت‌انگیزترین کار مجلس اصول‌گرا بود!

    یک نفر کابل بکشد 24 نفر فکر محتوا باشند

    25 نفر عضو شورا هستند که فقط یک نفر آن‌ها فنی است که آن‌هم اگر بپذیریم آدم فنی است! فقط وزیر ارتباطات است و مابقی اعضا، محتوایی هستند. پیام این چینش حضرت آقا چیست؟ یعنی مباحث فنی اهمیت آن نسبت به مباحث محتوایی یک بیست‌وپنجم است؛ یعنی یک نفر کابل بکشد و 24 نفر فکر کنند که از این کابل چه محتوایی عبور کند. آن‌وقت ببینید در وزارت ارتباطات چه خبر است. انواع رانت‌ها و مافیاهای پیچیده که برخی از آن‌ها را می‌توان به اسم‌ورسم نام برد جولان می‌دهند و برای زیرساخت تا محتوا تصمیم می‌گیرند! و این مثل آن است که مسئول خدماتی یک ساختمان، اداره تمام ساختمان و ترددها و تملک‌ها را به اختیار بگیرد!

    پیام عدم حضور مدعیان

    حتی عدم حضور برخی افراد مدعی در این حوزه در بین 25 نفر خود نیز دارای پیام است. چرا اسم فردی که خود را پدر اینترنت ایران می‌دانند در بین این افراد نیست؟ یا نام آن دیگری که خود را مغز متفکر فناوری اطلاعات در ایران می‌داند و یا آن‌یکی که می‌گوید توپولوژی شبکه و تمام تجهیزات بکار رفته در حوزه فناوری اطلاعات با نظر و تائید من خریداری و نصب شده است یا آن‌کسی که مدعی است تمام مدیران این حوزه دانشجویان او بوده‌اند و… در جمع اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی دیده نمی‌شود؟ به نظر می‌رسد پیام امام از عدم انتخاب این افراد این بوده است که باوجود و حضور برخی تفکرات پوسیده و وابسته نمی‌توان در فضای‌مجازی انقلاب کرد.

    انقلاب اینترنتی آغاز می‌شود

    اینکه حضرت آقا می‌گویند باید در فضای‌مجازی انقلاب صورت بگیرد دارای مفهوم است. به نظرم در یک تطبیق با انقلاب اسلامی، شورای‌عالی فضای‌مجازی در مرحله قبل از 15 خرداد سال 1342 است! امام چهل دستور در رابطه با فضای‌مجازی به همه اعضای این شورا از سپاه و ناجا گرفته تا مجلس و دولت داده‌اند؛ که اگر این دستورات اجرایی می‌شد، اینترنت ایران و جهان متحول می‌شد ولی متأسفانه امروز بعد از گذشت حدود سه‌سال هیچ‌یک از آن‌ها اجرایی نشده است و برخی را دقیقاً مخالف عمل کرده‌اند که شرح آن‌ها بماند برای زمان دیگر؛ یعنی حضرت آقا با این دستورات یک اتمام‌حجت با مسئولین و خواص کرده‌اند و احتمالاً در سال آینده خود ایشان مستقیماً به موضوع ورود پیدا کنند. این می‌شود مرحله‌ای که حضرت امام در آن دوران مفهوم پیچیده کاپیتولاسیون را خیلی ساده و عامیانه توضیح دادند؛ که انقلاب نیز از همان نقطه شروع شد. الآن هم در فضای‌مجازی کاپیتولاسیون داریم؛ یعنی قوانین و مقررات کشور به نفع خارجی‌ها و کاملاً علیه مردم است.

    چهل دستور برای یک انقلاب

    انقلاب در فضای‌مجازی هم باید با همان شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی اتفاق بی افتد؛ یعنی اول باید ما استقلال داشته باشیم و بعد به آزادی برسیم تا بتوانیم یک مردم‌سالاری مبتنی بر آموزه‌های دین مبین اسلام ایجاد بکنیم که آن چهل دستور رهبر انقلاب نیز بر همین اساس پی‌ریزی شده است.

    شورایی که خوابیده شد!

    شورا به چند دلیل نتوانست کار بکند اول اینکه کسانی که از در بیرونشان کرده بودند از پنجره آمدند داخل و گردنه‌های اصلی مدیریتی شورا را گرفتند و اجازه برگزاری جلسات باکیفیت و اثرگذاری مطلوب را ندادند؛ یعنی در آخرین جلسه این شورا که قرار بوده ماهی یک‌بار انجام شود، تازه پس از سه‌سال به بیستمین جلسه رسیده است به کیفیت ارسال پیامک‌های تبلیغاتی پرداخته می‌شود و بعد از چند جلسه تصویب می‌شود که محتوای پیامک‌های تبلیغاتی باید قانونی باشد! دلیل دیگرش قوانین موازی و وجود شوراهایی با مأموریت‌ها مشابه و اختیارات قانونی فراتر از این شورا است. بعد می‌بینیم یک شورا با یک ساختمان عریض و طویل و نیروی انسانی فراوان، عملاً خروجی ندارد.

    مأموریت اندرویدی اوباما

    اوباما در اسفند سال 89 در کنگره سخنرانی می‌کند که از او سؤال شده بود که بودجه کلان جنگ نرم علیه ایران را کجا خرج کرده‌اید. اوباما در بند اول گزارش خود به کنگره می‌گوید با بودجه جنگ نرم علیه مردم ایران، اندروید را وارد ایران کرده‌ام. بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم اسمارت فون ها اولین بار به‌صورت انحصاری توسط شرکت گسترش انفورماتیک ایران وارد کشور شدند که یک شرکت صددرصد دولتی است.

    وقتی واردات اینترنت آمریکایی ده برابر می‌شود

    وقتی اسنودن می‌گوید 14میلیارد بسته اطلاعاتی طی یک ماه از ایران سرقت شده، معنی آن چیست؟ و نهادهای مسئول چه‌کار می‌کردند. در همان ماه که از ما 14 میلیارد بسته اطلاعاتی سرقت شد از فرانسه که ازنظر وسعت و جمعیت اندازه کشور ماست، 70 میلیون قطعه-داده سرقت شده که عکس‌العمل‌ها به آن را دیدیم. از آلمان که این‌همه سروصدا شد 140میلیون سرقت شده است بر اساس همان سند، می‌بینیم در آلمان چه قانون‌هایی تصویب کردند. پارلمان آلمان قانونی تصویب کردند که حتی یک رأی منفی نداشت که خودشان گفتند این رأی بالا به یک قانون، در تاریخ آلمان بی‌سابقه است در این قانون بیان‌شده است که باید ما تمام حوزه شینگل را از اینترنت آمریکا جدا بکنیم. در اتحادیه اروپا قانون مشابهی تصویب می‌شود. در بلژیک و برزیل تصویب کردند که باید اینترنت آمریکایی را قطع کنیم. آن‌وقت در ایران تصویب کردند که اینترنت آمریکایی را ده برابرش بکنیم!

    بر اساس زیرساخت‌های موجود و توسعه بدون برنامه آن الآن رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند دولت الکترونیک ما را قطع کند. چراکه «کیل سوئیچ اینترنت» زیردست اوباماست؛ یعنی اختیار دولت الکترونیک ما در دست رئیس‌جمهور دولتی است که با ایران اسلامی سر تخاصم و دشمنی دارد و وزیر ارتباطات ما دلال پهنای باند اینترنت و نماینده آژانس امنیت ملی آمریکا در ایران شده است و بجای سیاست‌های کلی نظام، در جمهوری اسلامی ایران سیاست‌ها رسمی آمریکا اعمال می‌شود.

    شاید اگر مردم ما این چیزها را بدانند و مطالبه کنند، ویروس‌های خطرناک وابستگی، سخت‌تر و محدودتر رشد کنند و این اطلاع‌رسانی و ایجاد مطالبه وظیفه رسانه‌ها و به طریق اولاً رسانه‌های حزب‌اللهی است.

    منتشر شده در هفته نامه یالثارات الحسین (ع) / شماره ۷۸۳ / مورخ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳


  3. شبکه ملی اطلاعات یعنی اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان

    سپتامبر 30, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    شبکه ملی اطلاعات یعنی اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان
     یکی از موضوعات مهم در حوزه اینترنت که این روزها هم خیلی درباره آن صحبت مي‌شود، موضوع شبکه ملی اطلاعات است. آنچه پیش‌رو دارید بخش دوم گفت‌وگوی ما با روح‌الله مومن‌نسب کارشناس فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است. در این گفت‌وگو وضعیت اینترنت کشور، ویژگی‌های شبکه ملی اطلاعات و موانع پیش‌روی آن را مورد بحث قرار داده‌ایم.
    شبکه ملی اطلاعات چیست و قرار است چه کار کند؟
    اگر ما در یک جمله بخواهیم بگوییم مي‌گوییم شبکه ملی اطلاعات یعنی اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان. یعنی شما اگر بخواهید سرعت، امنیت و کیفیت اینترنت را بالا را ببرید و قیمت آن را کاهش بدهید، چاره‌اي ندارید جز این که شبکه ملی اطلاعات را راه بیندازید. شبکه ملی اطلاعات یک سیستم پیشرفته مخابراتی و ارتباطاتی در دنیا است. یعنی از Cloud تا هر آنچه که به فضای مجازی مربوط مي‌شود و آخرین علم روز تکنولوژی در این شبکه ملی اطلاعات بسته‌بندی و جمع‌بندی شده است.

    Cloud چیست؟
    یعنی پردازش ابری. به این معنی که وقتی مثلا در شهر خودتان هستید دیگر نیاز نیست درخواست شما تا مرکز کشور برود و برگردد؛ از ابر اطلاعاتی شهر خودتان استفاده مي‌کنید. در این شرایط سرعت خیلی بالا مي‌رود یا CDN که در واقع همان delivery اطلاعات از روی شبکه است که وقتی یک نفر قبل از شما محتوا یا فیلم و تصویری را در سایتی دیده باشد دیگر لازم نیست شما برای دیدن همان محتوا از پهنای باند استفاده کنید. چون او دیده، روی شبکه قرار مي‌گیرد و شما از همان مشاهده مي‌توانید استفاده کنید و در نتیجه سرعتتان خیلی افزایش پیدا مي‌کند. اتفاقی که الان در دیدن سایت‌ها مي‌افتد در واقع استفاده از پهنای باند بین‌المللی است. یعنی چی؟ یعنی این که شما وقتی مي‌خواهید یک سایتی را ببینید حتی یک سایت ایرانی مثلا سایت sanjash.org شما مجبورید به خاطر دیدن آن از گیت‌ویت مخابرات یا مرکز گمرک اطلاعاتی کشور رد شوید، اطلاعاتتان برود آمریکا و از آنجا برگردد ایران که منطقی نیست. یعنی شما باید هزینه بیشتری بدهید و سرعت پایین‌تر، کیفیت پایین‌تر و امنیت پایین‌تر را قبول کنید. این اتفاقی است که الان روی بستر شبکه‌هاي ما دارد مي‌افتد و همه چیز هم دست خودشان است، نگران لنگرهای کشتی هم باید باشیم، چون بالاخره این اطلاعات از همون کابل‌هاي زیردریایی (فیبرنوری زیر دریایی) رد مي‌شوند و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و اینترنت ما دچار مشکل بشود.

    همین حرف‌هایی که به طنز گفته مي‌شود که پا روی سیم مي‌گذارند و‌…؟
    بله دیگر. خیلی پاها مي‌تواند روی سیم برود. از این جا تا آمریکا خیلی از این اتفاق‌ها مي‌تواند بیفتد. ما چاره‌اي نداریم جز اینکه شبکه داخلی خودمان را راه بیندازیم و این مختص به ما هم نیست. البته تقریبا ۴ سال پیش برنامه پنجم توسعه که تصویب شد، ماده ۴۶ برنامه پنجم توسعه وزارت ارتباطات را مکلف کرد که شبکه ملی اطلاعات را راه بیندازد. یعنی زمانی که ما اقدام کردیم حتی قبل از زمانی که اسنودنی به وجود بیاید و افشاگریهایی داشته باشد ما در ایران تدبیر داشتیم و الان کشورهایی مثل آلمان، برزیل، فرانسه، چین روسیه و خیلی کشورهای آمریکای جنوبی تصمیم گرفتند و حتی اتحادیه اروپا این را در دستور کار قرار داده که تا سال آینده میلادی شبکه ملی اطلاعات خودشان را راه بیندازند.
    الان در اینترنت این اتفاق مي‌افتد که شما وقتی مي‌خواهید با من که در ایران هستم و در نزدیکی شما هستم ارتباط برقرار کنید انگار باید کد دو صفر یک آمریکا را بگیرید. بعد چه مي‌شود؟ سرعت، امنیت و کیفیت مي‌آید پایین، قیمت مي‌رود بالا؛ در واقع اگر در یک جمله بخواهیم بگوییم شبکه ملی اطلاعات یعنی اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان.
    البته اتفاقات دیگری هم بعد از ایجاد شبکه ملی اطلاعات مي‌افتد؛ مثلا ما در فضای مجازی صاحب مرز مي‌شویم. یعنی وقتی در رابطه با فضای مجازی صحبت مي‌کنیم دقیقا مشخص نیست کجا ایستاده‌ایم و مرز کجاست و فرای آن مرز چه اتفاقاتی مي‌افتد. همان‌طوری که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند و تاکید کردند که ما باید مرزهای فرهنگی، سیاسی، اعتقادی و فکری داشته باشیم و علاوه بر آیات قرآن در قانون اساسی هم داریم که رئیس‌جمهور سوگند مي‌خورد که از مرزهای فرهنگی و اعتقادی کشور پاسداری کند. شاید خیلی از اشکالاتی که الان در این فضا پیش آمده به خاطر همین است که ما نمی‌دانیم مرز کجاست. یعنی ممکن است مثلا سراغ سایت‌ها یا مجموعه‌ها یا افرادی در این فضای مجازی برویم که ندانیم آن طرف مرز و مقابل ما ایستاده‌اند. یعنی ممکن است ما تانک جنگ نرم آمریکایی را به آغوش بکشیم و خیلی هم از آن استقبال کنیم، چون ظاهر زیبایی دارد بدون این که بفهمیم که این تانک برای جنگ با من آمده است.

    شبکه ملی اطلاعات الان به کجا رسیده است؟ این که اشاره کردید در برنامه پنج ساله شروع شده الان در چه مرحله‌اي است؟
    ببینید متاسفانه بدنه وزارت ارتباطات خارج از چارچوب سیاست‌هاي کلان دارد رفتار مي‌کند و این هم هیچ ربطی به دولت فعلی ندارد.

    یعنی از قبل این طور بوده است؟
    بله. در دولت‌هاي مختلف از دولت پنجم و ششم بگیرید تا امروز تقریبا مي‌شود گفت هیچ اتفاق خاصی در وزارت ارتباطات نیفتاده، خودم عبارتم این است که فقط امضا عوض شده و هیچ تحولی در وزارت ارتباطات صورت نگرفته است.

    در این حوزه؟
    بله. در حوزه زیرساخت‌هاي ارتباطی، شرکت ارتباطات زیرساخت ایجاد شد که در واقع وظیفه‌اش این است که زیر‌ساخت‌های مخابراتی را داخلی و بومی کند که متاسفانه به ماموریت خودش عمل نکرد؛ فقط وارد‌کننده پهنای باند است. سازمان فناوری اطلاعات ایجاد شد و وظیفه‌اش همین ایجاد شبکه ملی اطلاعات است که مي‌بینیم هیچ تحولی اتفاق نیفتاده است. افرادی در این وزارت ارتباطات هستند و تفکری در این وزارت خانه هست که این تفکر متاسفانه جلوی این شبکه ملی اطلاعات مقاومت مي‌کند. یکی از ایراداتی که اخیرا به وجود آمده و شاید حساسیت بیشتری ایجاد کرده این است که متاسفانه مدیریت و مسئولیت و ریاست شبکه ملی اطلاعات را به دست فردی که خودش از اولین مخالفان شبکه ملی اطلاعات است، سپرده اند.
    وزارت ارتباطات متاسفانه تا این لحظه هیچ گزارشی از فرآیندی که اتفاق افتاده نداده و این باعث نگرانی است. یعنی شورای عالی فضای مجازی با ترکیبی که متشکل از مسئولان نهادهای مختلف و نخبگان این عرصه هستند مي‌گوید وزارت ارتباطات گزارش نداده و برنامه‌اي هم ندارد و حتی مدل مفهومی آن را ارائه نداده که بگوید من مي‌خواهم با این شبکه بعد از سه، چهار سال که قانون شده چه کار کنم. این وضعیت تا جایی پیش مي‌رود که دبیر شورای عالی فضای مجازی و رئیس مرکز ملی فضای مجازی خطاب به وزارت ارتباطات مي‌گویند اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا بکنه ما شبکه ملی اطلاعات را به بخش خصوصی مي‌دهیم که البته اتفاق مبارکی است و به نظر من اثرات خوبی خواهد داشت. شاید اگر این کار را انجام بدهند حداقل از حالت فعلی خارج شود.

    یک بحث دیگری که از طرف یکی از اعضای شورای عالی فضای مجازی مطرح شد اینکه« بدنه وزارت ارتباطات اعتقادی به این پروژه و شبکه ملی اطلاعات ندارد و اینکه از ساختار فعلی فروش اینترنت سود مي‌برد.»
    بله.

    یعنی آنچه که جنابعالی گفتید اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان؛ آن سه ویژگی یک طرف، ارزان بودنش یک طرف. این موضوع را باز مي‌کنید که ماجرا چیست؟
    ببنیید البته به اعتقاد من مهمترین گره در همین نقطه است، وزارت ارتباطات پهنای باند مي‌فروشد؛ فروش پهنای باند یعنی چه؟ یعنی این که شما یک حجمی از پهنای باندی را که در داخل کشور تولید شده از خارج از کشور مي‌خرید که اجازه تبادل اطلاعات داشته باشید. مثلا من وقتی با شما ارتباط مي‌گیرم چند کیلو وات و چند مگ بین ما حجم اطلاعات جا به جا مي‌شود. این کیلو وات و مگها را کنار هم بگذاریم یک حجم مي‌شود. وقتی شما مي‌خواهید اینترنت بخرید مي‌گویید اینترنت با فلان سرعت و این میزان پهنای باند مي‌خواهم. این میزان پهنای باند یعنی همین که شما دارید پهنای باند را مي‌خرید. همان طوری که وزارت ارتباطات از واسطه خارجی خریده، آمریکا ما را تحریم کرده و مي‌گوید ما به شما مستقیما پهنای باند نمی فروشیم، ما مجبور شدیم ده کشور را در اطراف خودمان واسطه کنیم که هر کدام از این کشورها پهنای باند مي‌خرند و به سوئیچ‌هاي داخل کشور انتقال مي‌دهند که وارد گیت وی یا گمرگ اطلاعاتی مي‌شود و شرکت ارتباطات زیرساخت آن را پخش مي‌کند به خرده فروشها و اینترنت به دست ما مي‌رسد.

    یعنی بودجه وزارت ارتباطات به این موضوع ربط دارد؟
    بله یعنی باید یک بودجه‌اي را محقق کنند که این بودجه را به این فروش پهنای باند وابسته کرده اند. یعنی مجبور هستند پهنای باندی را که خریدند و تعهد چندین ساله دارند که وارد کشور کنند داخل کشور مصرف کنند.
    ما با چند تفکر در بدنه وزارت ارتباطات و بعضی از جاهای دیگر مواجه هستیم و یکی از آنها این است که به این سیستم وابستگی اقتصادی دارند. یعنی منافع عده‌اي هم از نظر سازمانی هم از نظر فردی در این است که این بستر به همین شکل ادامه پیدا کند که اینترنت مي‌خریم به داخل کشور مي‌آوریم، توزیع مي‌کنیم و سود آن را برداریم. معتقدند همین چرخه باید ادامه پیدا کند و اسرار زیادی هم وجود دارد که اجازه بدهید بیشتر از این آن را باز نکنم؛ بالاخره شرکت‌هاي واسطه‌اي هستند و طبیعی است که مقاومتی در این زمینه بشود. در کنار این بحث، یک موضوع دیگر هم مطرح مي‌شود که عده‌اي در حوزه علوم انسانی و گفتمان محتوا اعتقاد به خودکفایی و استقلال ندارند و این رفتار هم از همین تفکر نشات مي‌گیرد.
    مي‌گویند ما نباید شبکه ملی اطلاعات داشته باشیم در حالی که در شبکه ملی اطلاعات لازم نیست اطلاعات ما برود تا کجای دنیا و برگردد. یکی از اسناد اسنودن نشان مي‌دهد که ۱۴ میلیارد بسته اطلاعاتی را در ماه از ما مي‌دزدند که منطق این رفت و برگشت معلوم نیست. اصلا چرا مردم ما باید هزینه این کابل‌ها و این شرکت‌ها و این مسیر رفت و برگشت‌ها را بدهند. اینها سوالاتی است که بی جواب مانده است.

    شما در صحبت‌هايتان به اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان اشاره كرديد. اگر ممكن است در اين خصوص به يك جمع‌بندي برسيم و بعد به سوالات بعدی برسیم.
    ببینید اولین انتظار و اولین بخش این ویژگی‌ها سلامت اینترنت است، یعنی مردم انتظار دارند وقتی وارد یک فضایی مي‌شوند که دولت و حکومت در اختیار آن‌ها گذاشته، خیالشان راحت باشد؛ این که محتوا آسیبی نمی رساند یا کمتر آسیبی به فرزندانشان و به اساس خانواده‌شان مي‌رساند در صورتی که اینترنت فعلی به آن شکلی که وجود دارد وقبل از این که شبکه ملی اطلاعات راه بیفتد به سختی مي‌شود گفت که اینترنت بر اساس حداقل هایی باشد که خانواده‌ها از یک فضای سالم انتظار دارند ؛ مثلاً اجازه بدهید چند آمار برایتان بخوانم ببینید که وضع اینترنت جهانی به چه شکلی است . باید گفت این آمار را موسسه بین المللی خانواده امن که یک موسسه آمریکایی است داده است و در رابطه با فضای مجازی مي‌گوید که وضعیت به چه شکل است . بر اساس این آمار ۱۲ درصد سایت‌هاي جهان پرونوگرافی هستند من یک توضیح در رابطه با این کلمه بدهم پرونوگرافی به بالاترین سطح محتوای غیر اخلاقی مي‌گویند که در واقع این محتوا محتوای مخرب برای همه جوامع محسوب مي‌شود. مي‌گوید در هر سال، ۴۲۰ میلیون صفحه پرونوگرافی به اینترنت اضافه مي‌شود. ۸۹ درصد محتوای چت و نرم افزارهای چت، نرم افزارهایی که به صورت چت روم هستند به سمت غیر اخلاقی مي‌رود.

    ۸۹ درصد؟
    ۸۹ درصد نزدیک به ۹۰ درصد، بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر. محتواهای چت روم‌ها و گفتگوهای اینترنتی متاسفانه در این فضا است.
    این را هم مد نظر داشته باشید نتایج جستجوهای غیراخلاقی موتورهای جستجوگر هم خود عدد بسیار بالایی دارد. ۳۴ درصد از کاربران ناخواسته به صفحات غیراخلاقی پرونوگرافی مي‌رسند؛ یعنی شاید به دنبال چیز دیگری در اینترنت مي‌گردند ولی به صورت ناخواسته وارد این فضا مي‌شوند.

    یعنی صفحه به شکل خودکار برایشان باز مي‌شود یا به شکل دیگری است؟
    مثلاً در موتورهای جستجو دنبال یک کلمه‌اي مي‌گردد بعد اشتباه وارد این صفحات مي‌شود اراده‌اي از طرف خودش نیست و دنبال چیز دیگری است.

    البته همین مقدار هم بسیار زیاد است، ۳۴ درصد نزدیک به نصف است.
    بله، کاربران به طور متوسط برای اولین بار در یازده سالگی متاسفانه به صفحات غیراخلاقی مي‌رسند و این واقعاً نگران کننده است.

    یعنی به صورت ارادی؟
    بله حالا ارادی یا غیرارادی بالاخره راهنمایی مي‌شوند به این سمت. فضای اینترنت فعلی به این شکل است که افراد را به آن سمت هدایت مي‌کند، آمار بعدی واقعاً نگران کننده است. ۹۰ درصد کودکان ۸ تا ۱۶ سال وقتی چشم والدینشان را دور مي‌بینند به سمت این محتواها مي‌روند آن هم به این دلیل است که قبلاً در این فضا تحریک شدند و بعد دنبال این محتوای غیر اخلاقی مي‌روند که خیلی خطرناک است و نکته آخر هم این که بیش از ۱۲ میلیون نفر از کاربران اینترنت ایران بر اساس اعلام وزارت ارتباطات افراد زیر ۱۸ سال هستند و این یعنی خطر بالقوه و اینکه این کودکان و نوجوانان در واقع نیاز به حمایت جدی تری دارند؛ یعنی این فضا با همین وضعیت مي‌تواند بر اساس و بنیاد خانواده تاثیر منفی بسیار زیادی بگذارد وصدالبته روی کودکان تاثیری به مراتب بیشتر دارد.امروزه به سرعت این فضا توسط سایت‌هاي غیر اخلاقی در حال اشباع شدن است و این را بدانید که درآمد بسیار زیاد و عجیب و غریبی از این کار دارند چرا که یک کلیک در اینترنت ارزش افزوده دارد یعنی همین که شما وارد سایت مي‌شوید درواقع یک پهنای باند ایجاد مي‌کنید این پهنای باند رفت و آمد اطلاعات، برای آن شرکت و تمام این شرکت‌هاي واسطه درآمد دارد، بنابراین دلیلی است که بیننده راتحریک کنند، البته این در صورتی است که تنها از منظر اقتصادی به موضوع نگاه کنیم و بگوییم این‌ها دیدگاه فرهنگی ندارند که قطعاً دارند، اما مدل اقتصادی‌شان این است که هر چه مي‌توانند بیشتر کاربر را درگیر کنند. پس تصاویر به روز، تصاویر لحظه‌اي، تصاویر آنلاین غیر اخلاقی اینقدر در این فضا زیاد است که افراد را متاسفانه به صورت خواسته یا ناخواسته به سمت اطلاعات نادرست مي‌کشاند. حالا این که چه کاری باید کنیم که اینترنت سالم داشته باشیم و اینترنتی باشد که بتوان به آن اطمینان کرد و در واقع استفاده مفید را برد بدون این که نگرانی که فرزندان ما به دام این باندهای خطرناک فساد بیفتند؛ که متاسفانه مي‌بینیم که در شبکه‌هاي اجتماعی، مدلینگ و این مباحثی که فوق العاده برای ما مباحث نامناسبی است به سرعت در حال گسترش است، به این شکل که افرادیدست به کار شده اند وجوانان ما راشکار مي‌کنند، اعتقادم این است که باید در این رابطه تدابیری اندیشید .

    وقتی که صحبت از سبک زندگی ایرانی اسلامی مي‌شود که یکی از موضوعات مهم این روزهای همه ی بخش‌ها و نهادها مخصوصاً رسانه‌ها است بیشتر ذهن‌ها معطوف مي‌شودبه سمت نهادهایی مثلوزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی، مثلسازمان تبلیغات، صدا و سیما که یک بروز و ظهور اینچنینی دارند و بیشتر در حوزه‌هاي فرهنگی هستند؛ با این آماری که بیان کردید مي‌شود گفت که وزارت ارتباطات نقش بسیار تعیین کننده‌اي در حوزه سبک زندگی ایرانی -اسلامی و همان بحث شبکه ملی اطلاعات دارد.تا زمانی که این شبکه ملی اطلاعات راه بیفتد این تدابیری که اشاره مي‌کنیدباید اندیشیده شود چیست؟
    شبکه ملی اطلاعات را نمی توان گفت که تنها بحث محتواست. شبکه ملی اطلاعات ابتدا باید یک زیر‌ساختی را تدارک ببیند که این زیر ساخت تسهیل کننده انتشار محتوای مفید است؛ یعنی الان مزیت فضای مجازی در این راستاست که محتوای نامناسب و غیر‌اخلاقی، متاسفانه منتشر شود؛ یعنی کار به جایی رسیده است که وب سایت‌هاي خبری هم به خاطر این که دیده شوند، چون در واقع آمار بازدیدشان به توجه موتور جستجوهایی مثل گوگلبستگی دارد ؛در نتیجه براساس استانداردهای آنها رفتار مي‌کنند؛ برای این که دیده شوند از کلید واژه‌ها و کلمات غیر اخلاقی استفاده مي‌کنند.

    در عناوین خبرها؟مثلاً فلان بازیگر در کجا و…
    بله، یا مثلاً تصاویر استخر فلان، یک کلماتی را به کار مي‌برند که جذاب باشد که البته فقط به این ختم نمی شود؛ چون الان موتور جستجوی گوگل راهکارهای جدیدش را ارائه اده و مي‌گوید من دیگر با این کلمات فریب نمی خورم، پس باید ترکیب محتوایی شما این کلمات را برساند؛ این مي‌شود رقابت در جهت شیطانی و منفی. یعنی این که مثلاً اگر یک نفر با محتوای غیر اخلاقی است، چه در تصاویر، چه در فیلم، چه در مطلب این را بالاتر نشان مي‌دهد. یکی دیگر بیشتر از آن و بالاتر نشان مي‌دهد. شما یک آزمایش ساده انجام دهید، هر کدام از حروف کیبورد را در جستجوی گوگل تایپ کنید و کلیک کنید حتماًدر صفحه نتیجه غیر اخلاقی و نامناسب مي‌بینید، پس این دارد آن فضایی که الان موجود است را تسهیل مي‌کند؛ چرا؟ چون زیر ساخت برای ما نیست ما مجبور هستیم از زیر ساخت غربی و آمریکایی استفاده کنیم که برای آن فرهنگ طراحی شده است ؛ همان فرهنگی که در سراشیبی سقوط است و انصافاً در برابر فرهنگ ما حرفی برای گفتن ندارد و قصد دارد ما را هم با خود همراه کند. توجه داشته باشیم این قطاری که ما از آن استفاده میکنیم قطارش برای او، ریلش و همه چیزش برای اوست، ما سرنشین این قطار هستیم به عنوان یک، مسافر، یک مستاجر چون در این فضا هیچ چیز را به نام ما نمی‌زنند، در شرایط فعلی از پهنای باند و سرور و نرم افزار و سخت‌افزار هر چیزی را حتی دامین را و حتی آی پی را، باید اجاره کنید.

    و خرید هم نداریم؟
    خرید هم نداریم فقط اجاره، آن هم اجاره یک ماهه و یکساله. بعضی‌ها مي‌گویند ابزار. مثل این مي‌ماند که ما باید از تلفن چه استفاده‌اي کنیم؟ در صورتی که سیستم دیگر تفاوت پیدا کرده یعنی ابزار مسیر را تعیین مي‌کند، جهت را تعیین مي‌کند. هر جایی که دوست نداشت مسافرش را پیاده مي‌کند، پیاده مي‌کند یعنی در واقع حذف مي‌کند. ما نمونه اش را مي‌بینیم که هم شرکت گوگل و هم شرکت فیس بوک، شرکت‌هاي مطرح صهیونیستی آمریکایی به صورت رسمی یک صفحه ایجاد کرده اند به نام شفاف سازی. در این صفحه مي‌گویند ما این تعداد کاربر را حذف کرده ایم. بدون هیچ توضیحی. مثلاً فیس بوک مي‌گوید من ۱۱ هزار کاربر را در این بازه زمانی ۶ ماهه حذف کرده ام، یا گوگل مي‌گوید ۲۴ هزار نفر را حذف کردم، پس ببینید وقتی این‌ها به این راحتی مي‌توانند حذف کنند ما نمی توانیم بگوییم ابزار، ابزار ماست حتی اگر آن ماشین هم به ما سواری بدهد تا آن جایی سواری مي‌دهد که به نفعش باشد. راننده که اوست، ماشین هم برای خودش است، جاده هم که خودش کشیده است.

    یعنی نمی توانیم بگوییم که ما از اینها استفاده خوب مي‌کنیم؟ همین سایت هایی که اسم بردید گوگل یا فیس‌بوک؟
    اگر دید خیلی کوتاه و سطح پایین داشته باشیم چرا مي‌گوییم من الان بین خودم و ۴ تا دوست اطرافم محتوای مناسبی مبادله مي‌کنم، در نتیجه خوب است، دستشان درد نکند، خدا خیرشان بدهد.

    مثلاً در خبرها آمده بود که یک امام جمعه‌اي در واتس آپ منبر مجازی ایجاد کرده پس واتس آپ مي‌تواند فضای خوبی باشد.
    می دانید که واتس آپ یک ابزار صهیونیستی است و متعلق به یک شرکتی در رژیم صهیونیستی. اجازه بدهید یک نمونه را برایتان بگویم. چند وقت پیش یک شرکت آمریکایی برای مساجدیکی از این کشورهای حاشیه خلیج فارس دستگاهی به رایگان نصب کرد. مي‌دانید دستگاه چه کار مي‌کند؟ دستگاه وضوگیر است.

    یعنی چی؟
    یعنی دست و پایشان را در آن مي‌گذارند و این دستگاه برایشان وضو مي‌گیرد. مي‌گوید من وضویت را هم مي‌گیرم برو نماز بخوان، یعنی نمازی که برای من خطر نداشته باشد . اصلاً مسجدت را هم مي‌سازم برو نمازت را بخوان. ما نباید اینقدر سطحی نگاه کنیم. این ابزارها چند مشکل دارند؛ یکی این که ما را به صورت حبابی فیلتر مي‌کند.موضوع فیلتر حبابی مربوط به من نیست.در دنیا در موردش تحقیق شده است و خود این‌ها خود این شرکت‌ها این را اعلام کرده اند یعنی چه؟ یعنی شما وقتی وارد این فضا مي‌شوید به صورت خودآگاه و ناخودآگاه، اتوماتیک مي‌شود گفت حلقه اطرافی‌هاي شما کسانی مي‌شوند که مثل شما فکر مي‌کنند، یعنی شما اگر آدم مذهبی باشید، اطرافی‌هاي شما هم آدم‌هاي مذهبی تعریف مي‌شوند و کافی است که شما به یک نفر عکس العمل منفی نشان بدهید مي‌بینید این فرد از لیست اطرافیان شما حذف شده و وارد یک حلقه دیگر مي‌شود.به مرور زمان شما مي‌مانید و اطرافیانتان و آن‌ها مي‌مانند و اطرافیانشان. چون مزیت زیر ساختی این نرم افزار متعلق به کسانی است که هیچ سنخیتی با فرهنگ و تمدن ما ندارند در نتیجه آن حباب نامناسبی که خودشان ترجیح مي‌دهند را مرتب بزرگتر مي‌کنند و حباب شما را کوچک تر مي‌کنند. این اتفاق هم ناگهانی نمی افتد که آدم متوجه شود؛ یعنی شما آن اوایل فکر مي‌کنید که حالا یک نفر رفت، دو نفر رفت، بعد آرام آرام مي‌بینید گروهتان خالی شد؛ چرا؟ چون شاید پیام شما، برای آن گروه جذابیت نداشته است.بعد شما مي‌بینید گروههای دیگر بزرگ و بزرگ تر مي‌شود و شما کوچک و کوچک تر مي‌شوید، به این مي‌گویند فیلترینگ حبابی. این یک مشکلش است؛ مشکل دیگرش این است که شما وقتی وارد این فضا مي‌شوید و شروع به فعالیت مي‌کنید، اگر فعالیت شما تاثیرگذار باشد و آن سیستم متوجه شود که فعالیت شما تاثیرگذار است، سیستم براحتی حذفتان مي‌کند؛ یعنی وقتی که شما مي‌خواهید بهره برداری کنید به یکباره مي‌بینید چیزی را که سرمایه گذاری کرده بودید و در واقع هویت مجازی شما محسوب مي‌شد، دیگر نیست؛ یعنی شما هیچ اختیار و اراده‌اي دیگر ندارید. هیچ توضیحی هم به شما نمی دهند. سوم این که این ابزارها درآمد دارند، ما باید به این فکر کنیم که بالاخره به فکر توسعه کشورمان هستیم؛ فکر نکنیم این نرم افزارها رایگان است. شاید ظاهر رایگانی داشته باشند و تبلیغی نداشته باشند، منتهی هم تولید پهنای باندشان و هم همین کاربرها در واقع ارزش افزوده تولید مي‌کنند.این اپراتورهای تلفن همراه، همین الان هم خیلی دیگر تاثیر ندارند، در آینده بدتر از این هم مي‌شود؛یعنی در واقع فروش پالس در دنیا از دور خارج شده است در حالی که پالس هنوز در کشور ما فروخته مي‌شود. پالس که به اندازه چند کیلوبایت استفاده از اینترنت مي‌شود شما با طرف مقابلتان مکالمه داشته باشید این نرم افزارها آینده مخابرات کشور ما هستند، به همین سادگی، یعنی اگر ما به آن‌ها توجه نکنیم نرم افزار با استفاده از برنامه هایی که از طریق گوشی به گوشی است، پی تی تی هایی که در گوشی نصب مي‌کنند و گوشی را به گوشی دیگر متصل مي‌کنند. از همین طریق دارند کاربرهای همین اپراتورهای مخابراتی ما را مي‌برند. اگر اقتصادی هم نگاه کنیم باید به این فکر کنیم که یک ابزار خودمان تولید کنیم. ابزاری که ابزار ما باشد بعد در این ابزار سعی کنیم حتی کاربر از کشورهای دیگر بگیریمو به صورت بین المللی فکر کنیم و تجارت جهانی هم راه بیندازیم. به جای این که الان ما داریم ارز خارج مي‌کنیم. با استفاده از چنین نرم افزارهایی ارز وارد کنیم و اتفاقاً به کاهش تورم و افزایش کارآفرینی هم به نوعی کمک مي‌کند. من پیشنهادم این است که بخش اقتصادی یعنی افرادی که مي‌خواهند سرمایه گذاری کنند، روی این ابزارها سرمایه گذاری کنند. وزارت ارتباطات هم باید زیرساخت‌هاي این کار را آماده کند.
    می خواهم یک مثال دیگری بزنم در بحث قبلی‌اي که داشتیم برای افرادی که مي‌گویند ما از این‌ها استفاده خودمان را مي‌کنیم و استفاده خوب هم مي‌کنیم. یکی از روزنامه‌ها گزارشی داشت با این عنوان ” وایبر خوب، وایبر بد”.قاعدتاً نویسنده گزارش نمی‌دانست که این شرکت وابسته به صهیونیست‌هاست و یک مدیری صهیونیستی هم دارد، اشاره کرده بود که وقتی ما مي‌توانیم مثلاً در وایبر جنایات غزه را از طریق تصاویر به اشتراک بگذاریم، چه اشکالی دارد چرا از این نرم افزار استفاده نکنیم. یا مثلاً کسی که خودش خارج از کشور است و مادرش در ایران است یا بالعکس مي‌تواند از طریق این وایبر خانواده‌اش را ببیند و بتوانند با همدیگر صحبت کنند که به ظاهر هم رایگان است که توضیح داده شد رایگان نیست. جمع بندی این گزارش این بود که وایبر ابزار خوبی است و این ما هستیم که بد هستیم یا بد مي‌شویم و با نگاه‌هاي بدی که داریم این شبکه را هم خراب مي‌کنیم.
    اینکه در آن گزارش به آن اشاره شده که این کاربر است که تعیین کننده است، نمی گویم غلط است، این موضوع درستی است، شما اگر زیر ساخت خوبی هم تدارک ببینید و کاربر، فرهنگ درستی نداشته باشد ممکن است در آن هم خطا کند و یک حالت قاعده هم پیدا کند، اما نکته قابل توجه در این است که چون کنترل کننده کسان دیگری هستند اراده رفتن به سمت نیمه شیطانی قضیه است. همین وایبری که اسم برده شد در بخش قبلی گفتیم که سرور آن، در خاک رژیم صهیونیستی است؛ یعنی شما با هر کلیکی که آمریکایی‌ها مي‌گویند ۴ تا ۲۰ سنت ارزش‌گذاری کرده اند یعنی شما هر بار که انگشتتان را روی صفحه موبایلتان مي‌زنید، در واقع دارید یک پولی را به حساب رژیم صهیونیستی واریز مي‌کنید. رئیس این شرکت فردی است که افسر موساد و افسر ارتش اطلاعات رژیم صهیونیستی است و اصلاً این نرم افزار را با سفارش سازمان موساد به راه انداخته است و هنوز هم دفتر مرکزی‌اش آن جاست. پس این شهدا و کودکان شهیدی که ما متاسفانه دیدیم در فلسطین اشغالی سلاخی شدند، باور کنید خوب که بررسی کنیم مي‌بینیم هزینه این گلوله‌هایی که به سینه این کودکان خورده مي‌شود را خود ما پرداخته‌ایم.
    این مبحث فقط مربوط به ایران نیست و ما در کشورهای مختلف جهان و از جمله آمریکا، انگلیس، آلمان و… این مبحث را داریم که معتقدند نباید محتوای نامناسب در اختیار کاربر قرار بگیرد مخصوصاً کاربری که آسیب پذیر است؛ مثلاً نخست وزیرانگلستان رسماً اعلام کرد که ما هر محتوایی که برای زیر۱۸ سال نامناسب است را برای تمام خانواده‌ها فیلتر و مسدود مي‌کنیم که این کار را هم کرد.
    اما در داخل کشور این که بخواهیم بایستیم و تنها نظاره‌گر باشیم تا دشمن وارد کشور شود و آسیب خودش را برساند و بعد ما بخواهیم با فیلترینگ جلویش را بگیریم این اشتباه است، این قطعاً اشتباه است. بعضی‌ها فکر مي‌کنند باید همه چیز را فیلتر کرد. من مي‌گویم نه این اتفاق نباید بیفتد. ما اگر شبکه ملی اطلاعات را راه بیندازیم، در واقع مرز پیدا مي‌کنیم. هویت ما در جهان به رسمیت شناخته مي‌شود و بعد این ما هستیم که آن چه را که به نفع مان است مي‌گیریم و از آنچه که زیان دارد جلوگیری می‌کنیم/.

    منبع: روزنامه سیاست روز (۳شنبه/۸مهر/شماره۳۷۳۴)


  4. زخم تکنولوژی

    سپتامبر 29, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    ramim_ir
    آنچه پیش‌رو دارید بخش نخست گفت‌وگوی سیاست روز با روح‌الله مومن‌نسب از کارشناسان فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است. در این گفت‌وگو ضمن بررسی گسترش این شبکه‌ها، بایدها و نبایدهای ورود به آنها را مورد بحث قرار داده‌ایم/قسمت اول/

    شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به شکل قابل‌توجهی در جامعه ما گسترش ‌یافته‌اند و نمی‌شود فقط بگوییم مختص جوان‌هاست. این روزها همه اقشار شاید جوان‌ترها قدری بیشتر از سنین دیگر درگیر فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شده‌اند. برای این که حضور ما در این شبکه‌ها و فضاها مطابق با فرهنگ اسلامی- ایرانی‌مان باشد چه باید کرد؟
    فناوری و تکنولوژی قرار است به کمک انسان بیاید و باید دقت کنیم که اگر فناوری‌ای وارد کشورمان می‌شود، باید تمام نیازهای ما را تأمین کند، ضمن این که کمترین آسیب را هم به ما برساند. مثلاً ماحصل فناوری ارتباطات شبکه‌های اجتماعی شده است که از ارتباطات انسان‌ها با همدیگر یک اجتماع را تشکیل داده‌اند یا قرار است شکل بدهند که اسم آن را اجتماع یا جامعه مجازی گذاشته‌ایم. وقتی انسان‌ها وارد این جامعه می‌شوند با هم تبادل دیدگاه دارند و ارتباط برقرار می‌کنند. قطعاً شبکه‌های اجتماعی خودمان را لازم داریم. ضمن این که شبکه‌های اجتماعی خارجی که الان وجود دارند و از آنها استفاده می‌شود، اغلب شبکه‌های اجتماعی‌ای هستند که customize یا ساخته یا شخصی‌سازی شده‌اند.

    برای چه کسانی؟
    برای کشورهای تولیدکننده آن و این شبکه‌ها بر‌اساس فرهنگ و باورهای آنها ایجاد شده‌اند. مثلاً خیلی چیزها که در کشور ما ارزش است، شاید در آنجا ضد ارزش باشد…

    یا برعکس…
    همین‌طور است. ضد ارزش‌هایی که هست و آنجا به عنوان ارزش یا امری معمولی تلقی می‌شود، مثلاً تصاویر، حجاب خانم‌ها، برهنگی، خانواده، اصل خانواده و…. حداقلش این است که تعاریف در جامعه ما و آن جوامع در تضاد با هم هستند. آنها فرهنگ خودشان را دارند و ما هم فرهنگ ایرانی- اسلامی خودمان را داریم. بعد می‌بینیم فرهنگ ما خیلی غنی‌تر هم هست، فرهنگ چند هزار ساله‌ای که ما ایرانی‌ها به آن افتخار می‌کنیم، واقعاً نمی‌تواند در فرهنگ حداکثر چند صد ساله آنها هضم شود. این در واقع نشان‌دهنده پتانسیل عظیم و برتری ما نسبت به فرهنگ و تمدن غرب است. وقتی وارد چرخ‌گوشت مجازی شبکه‌های اجتماعی می‌شویم می‌بینیم زمانی که فرهنگ ما وارد آن می‌شود چیز دیگری بیرون می‌آید. بیش از ۱۲ میلیون نفر از کاربران اینترنت در ایران زیر هجده سال سن دارند و اینها آسیب‌پذیر و در سنینی هستند که شخصیت فرهنگی‌شان دارد شکل می‌گیرد. پس باید مراقبت کنیم.

    چه باید کرد؟ آیا از فناوری استفاده نکنیم؟
    خیر! این‌طور نیست، می‌توانیم از فناوری استفاده کنیم. فناوری یا تکنولوژی محصولاتی دارد. این محصول لزوماً نباید غربی باشد، می‌تواند ایرانی باشد، مثل خودروسازی که یک تکنولوژی است و محصولش خودرو می‌شود که می‌تواند ایرانی باشد. فضا جوری طراحی شده است که احساس می‌شود یک محصول یک تکنولوژی است. تا اسم شبکه اجتماعی می‌آید ذهنمان سراغ Facebook یا شبکه‌های اجتماعی غربی می‌رود. در صورتی که آن یک محصول از یک تکنولوژی است. تکنولوژی‌ای که هر کسی می‌تواند محصول خودش را بر‌اساس باورها، قوانین و مقررات داخلی و یک فضای منظم و قابل استفاده از آن بیرون بیاورد. بنابراین بهترین حالت این است که از این تکنولوژی برای خودمان محصولاتی تولید کنیم که این محصولات آفت‌های محصول غربی را نداشته و محاسنش را داشته باشد که اغلب محاسن اینها از ارتباطات شروع و به فعالیت‌های اجتماعی ختم می‌شود. طبق آماری که بنده گرفتم در ایران بیش از ۷۰۰ شبکه اجتماعی داریم، نظیر شبکه‌های اجتماعی مدارس. نباید بزرگی را به حجم ببینیم…

    یعنی چیزی شبیه Facebook؟
    بله، چیزی شبیه Facebook در یک مدرسه. آن مدرسه به نسبت خیلی بیشتر از Facebook و دیگر شبکه‌های اجتماعی هم عضو دارد یا برای دانشگاه و شاید نفوذش از بقیه شبکه‌های اجتماعی بیشتر باشد. شبکه‌های اجتماعی موضوعی مثلاً در مورد هنرمندان و مهندسین که در اینترنت زیادند. ضمن این که عبارت قانونی شبکه‌های اجتماعی را رسانه‌های کاربرمحور می‌گویند. کاربرمحور یعنی چه؟ یعنی وقتی کاربر را از آن بگیرید هیچ مزیت دیگری ندارد و یک اسکلت می‌ماند. کاربرمحورها دسته‌های مختلفی هستند و platformهایی برایشان تعریف شده است، مثلاً شبکه‌های اجتماعی، Micro blogها، Blog serviceها، Forumها و… که حدوداً ده تا هستند.
    Micro blogها متن‌های کوتاه هستند، مثل Twitter، افسران. Link Sharing لینک و Video Sharing ویدئو را به اشتراک می‌گذارند، مثل آپارات. تعریف شبکه‌های اجتماعی هم مشخص است. Blog Service سرویس‌دهنده‌های وبلاگ هستند. Forumها انجمن‌های موجود در اینترنت است. جالب است، طی یک کار مطالعاتی برخلاف آنچه که همه فکر می‌کنند که بیشترین تولید محتوایی را Blog serviceها یا شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهند، متوجه شدیم Forumها یا انجمن‌ها بیشترین تولید محتوایی را دارند و در عرض یک سال انجمن‌ها ۵۰۰ میلیون صفحه جدید فارسی به اینترنت ایران اضافه کرده بودند.

    در کشور ما انجمن‌های زیادی وجود دارد.
    انجمن‌های تخصصی هم هستند. جالب این است که قاطبه انجمن‌ها تخصصی‌اند…

    از علمی و اندیشه‌ای تا موسیقی و موسیقی‌های دلخواه و مانند اینها.
    همین‌طور است. ایرانی‌ها به تبادل‌های فکری میل بیشتری نشان داده‌اند. تفریح یا به قول غربی‌ها fun یک بحث است، ولی وبلاگ‌نویسی در ایران خیلی زود رشد کرد و هنوز هم رونق خودش را از دست نداده‌ است. منِ نوعی وبلاگی دارم که هنوز دارم به‌روزش می‌کنم. چرا؟ چون فرد با هویت خودش به آنجا می‌آید محتوا تولید می‌کند. وبلاگ یعنی تولید محتوا نه بازنشر آن. معمولاً شبکه‌های اجتماعی بازنشر محتوا هستند.

    بیشتر بازنشر محتوا هستند.
    همین‌طور است. وبلاگ تولید محتوا می‌کند و سپس به تبادل نظر می‌گذارد و تعامل شکل می‌گیرد. این مسئله بسیار مهمی است، یعنی ما ایرانی‌ها بیشتر به مسائل فکری سوق پیدا کرده‌ایم. نباید به تبلیغات زیاد توجه کرد. به نظر من وبلاگ‌ها هنوز جایگاهشان را از دست نداده‌اند و حتی محتوای خیلی از شبکه‌های اجتماعی از همین وبلاگ‌ها تأمین می‌شود و در واقع وبلاگ‌ها زیربنایی‌تر هستند. Forumها یا انجمن‌ها هم رونق و کاربر زیادی دارند و کاربرها در آنجا در حال تعامل با همدیگر هستند. در انجمن پست یا مطلبی که یا تولیدی است یا از جای دیگری گرفته‌اید می‌گذارید و افراد مختلف دیدگاهشان را در باره آن می‌گویند. این فضا، فضای تبادل نظر و مناظره‌ای است. رونق خیلی خوبی هم دارد. پس بهترین حالت این است که از نمونه‌های ایرانی استفاده کنیم، حتی چیزهایی مثل اینستاگرام (Instagram) نمونه ایرانی دارد، لنزور (Lenzor) نمونه ایرانی خوبی هم هست…

    ولی بخواهیم صریح بگوییم جذابیت آن را ندارد.
    جذابیت آن به کاربرها و فعالیت‌هایشان بستگی دارد، یعنی در همان نمونه‌های خارجی‌شان Platform که تفاوتی ندارد. در اینجا نقدی وارد هست. نباید صرفاً مصرف‌کننده و ترجمه‌کننده باشیم. در حوزه علوم انسانی و تکنولوژی هم همین طور است. باید خلاقیت و نوآوری داشته باشیم. دستور حضرت آقا هم مواجهه فعال و مبتکرانه با فضای مجازی است. فعال و مبتکرانه دو مفهومی است که در فضای مجازی ما گم شده است. بخش خصوصی در جاهایی که فعال بوده خیلی موفق عمل کرده، اما در بعضی حوزه‌ها هنوز زیاد فعال نشده است. در فضای مجازی فقط کپی‌کاری دارد انجام می‌شود که این اشکال بزرگی است و هیچ خلاقیتی در آن دیده نمی‌شود و عیناً یک مطلب خارجی را برداشته و به فارسی ترجمه کرده و گذاشته است. البته همین که احساس مسئولیت کرده و مطلب را به زبان فارسی گذاشته کار ارزشمند و قابل تقدیری است.
    ضمن اینکه می‌توانیم برتری‌های بزرگی داشته باشیم. یک نمونه‌اش را به دوستان طراح شبکه اجتماعی می‌گفتم که مثلاً شجره‌نامه در تاریخ ما بسیار مهم بوده است. الان در سایت‌هایتان شجره‌نامه را بازسازی کنید. هر کسی عضو می‌شود و جایش را در این درخت مشخص می‌کند و بعد ارتباطات شکل می‌گیرد و صله‌رحمی که دنبالش هستیم تقویت می‌شود. مباحث زیادی در این‌باره وجود دارند، مثلاً برتری‌هایی در شبکه از نظر زیرساخت داریم. سایتی که Serverاش در امریکا یا کشور دیگری هست، وقتی می‌خواهید آن را ببینید باید دنیا را دور بزنید تا ببینید. چند کشور را باید رد کنید تا به Server آن برسید، باید همه هزینه‌ها را بدهید و همه اطلاعاتتان را به اشتراک بگذارید تا بتوانید همین را ببینید، منتهی اگر سایت ایران باشد سرعت بالا می‌رود، به عنوان مثال در سایت آپارات سرعت load فیلم خیلی بیش از نمونه‌های خارجی است. چرا؟ چون در ایران است. عبارت فنی‌اش Cloud است و می‌تواند از Cloud (ابرهای اطلاعاتی) استفاده کند.
    پس مزیت‌های زیرساختی هم داریم که می‌تواند کیفیت کار ما را بالا ببرد. دلیلش چیست که از نمونه‌های خارجی استفاده کنیم؟ تکنولوژی انحصار را شکسته است. هر سایتی را جلوی یک برنامه‌نویس بگذارید می‌تواند عین آن سایت را برایتان تولید کند. مراحل کارخانه و تشکیلات این چنینی که ندارد، یک کدنویس است، زیربنای قضیه را می‌داند، کد را می‌کشد و برایتان بازتولید می‌کند، پس انحصار ندارد. مزیت دیگرش چیست؟ کاربرانش. تلاش کنیم کاربر ایرانی که زبانش فارسی است جذب آن کنیم. اگر نتوانیم کاربر فارسی‌زبان ایرانی را جذب خودمان کنیم خیلی فاجعه است و با این کار اجازه می‌دهیم این بازار بزرگ کلیک ایران در اختیار خارج از کشور قرار بگیرد و همین باعث می‌شود رقم بزرگ سنگینی ارز از کشور خارج شود.

    از همین طریق؟
    بله، هر کلیک هفت سنت ارز از کشور خارج می‌کند.
    اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم، حدوداً ده سال پیش سایت www.cloob.com که یکی از شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان در کشور ایجاد شد که هم‌اکنون هم فعال است…
    حتی قبل از Facebook و جالب است که قبل از کلوب یک شبکه اجتماعی داشتیم به نام شبکه اجتماعی پارسیان یا پارس‌دیار که چند جوان قمی راه انداخته بودند و هنوز هم فعال است. اینها خیلی زودتر از Facebook در کشور به زبان فارسی راه افتادند و عضو و طرفداران زیادی دارند. چرا الان شرایط جوری است که به شبکه‌ اجتماعی‌ای مثل Facebook بیشتر توجه می‌شود و حساسیت نسبت به آن بیشتر است؟ اگرچه بعد از یک‌سری بحث‌ها و نظرها خیلی از وزرای ما از Facebook به cloob.com نقل مکان کردند. ما در برندسازی و مدل توسعه اشکال داریم. نه فقط درباره فضای مجازی، بلکه به هر کالایی که در کشور نگاه می‌کنیم دچار این مشکل هست و این فرصت را به نمونه‌های خارجی می‌دهد که خیلی سریع خودشان را نشان بدهند و بازارمان را تصاحب کنند.

    شاید یک خودرو آن قدر آسیب برای ما نداشته باشد.
    همین‌طور است. آنها به ‌خوبی می‌توانند برندسازی کنند، حتی می‌توانند معایبشان را به عنوان ویژگی و مزیت جلوه بدهند و بسته‌بندی شکیل کنند و تحویل ما بدهند و ما هم با علاقه آن را بگیریم، ولی ما نمی‌توانیم ویژگی‌ها و مزیت‌هایمان را خوب present یا ارائه کنیم. این باعث می‌شود فضا برای کسان دیگری که بیایند و بازار را به دست بگیرند آماده شود. این قدر بازار ITM آشفته است که هر کشوری که یک نرم‌افزار تولید کرده است در اینجا بازار دارد! نرم‌افزارهای اجتماعی که در موبایل‌ها هستند و خیلی ارتباطات و زیرساخت‌ها مهم است و مزیت زیرساخت با ماست، ساخت کشورهای دیگرند، نظیر ژاپنی، چینی، امریکایی، کره‌ای و کانادایی و می‌بینیم هر کشوری یک نرم‌افزار تولید کرده و در ایران ریخته و گرفته و این خیلی بد است.
    مثلاً چه نرم‌افزارهایی؟
    اگر اشتباه نکنم Tango ژاپنی، Wechat چینی، Viber متعلق به رژیم صهیونیستی است و یک افسر درجه‌دار این رژیم رئیس آن است، Instagram و whatsapp متعلق به شرکت‌های امریکایی و Facebook هستند، Instagram سرویس عکس Facebook و whatsapp سرویس موبایل Facebook است که مدیرعامل هر دوی اینها تأثیرگذارترین صهیونیست جهان است. ببینید چگونه در کشور ما وارد شده‌اند. نمونه‌های دیگر بسیارند.

    قطعاً با هدف وارد شده‌اند.
    همین‌طور است. پس سود اینها چیست؟ اگر فکر کنیم متوجه می‌شویم آنها در سایت‌هایشان تبلیغات که ندارند…

    دنبال آن چند سنت نیستند.
    اولاً دارند پهنای باند ما را خارج می‌کنند، ثانیاً خودشان اقرار می‌کنند بیشترین درآمدشان از فروش اطلاعات است. اطلاعات در عصر اطلاعات سرمایه اصلی است، مثل نفت در عصر نفت. در این میان ما اطلاعاتمان را به رایگان داریم می‌دهیم. اجازه بدهید داستان کوتاهی از یک اتفاق تاریخی برایتان بگویم. صد و خرده‌ای سال پیش در یک‌سری از شهرهای جنوبی ما مایع سیاه و بدبویی از زمین بیرون می‌زد و باعث شده بود این شهرها خالی از سکنه شوند و مردم از آن بدشان می‌آمد، زندگی‌شان را مختل و زمین‌هایشان را خراب کرده بود و کوچ می‌کردند. انگلیسی‌ها که دلشان برای دنیا می‌سوزد و هر جا ببینند مشکلی به وجود آمده است، سریع پیدایشان می‌شود تا مشکل را حل کنند! آمدند و گفتند ما مشکل شما را حل می‌کنیم. یک‌سری دستگاه آوردند و مایع سیاه را از زمین استخراج می‌کردند و با کشتی می‌بردند. مدت‌ها گذشت تا این که صدای یکی در آمد که این کار یعنی چه؟ دلسوزی هم حدی دارد، شب و روز دارند کار می‌کنند و دائم نیرو می‌فرستند. دلیلش چیست؟ چرا همین جا منهدمش نمی‌کنند و بلایی سرش نمی‌آورند؟! اینها دیدند دارد در ذهن مردم سئوال مطرح می‌شود، پول سیاهی به ما دادند و گفتند این هم پول همان روغن بدبوی سیاه فاضلابتان که داریم برایتان می‌بریم. مدت‌ها گذشت فهمیدیم این نفت است و کلی گذشت تا آن را ملی کردیم و تا امروز. همین امروز آیا هنوز ارزش نفت را می‌دانیم؟ نمی‌دانیم. چرا؟ چون داریم نفت‌فروشی می‌کنیم. انگلیسی‌ها با استعمار چه کردند؟ لغت استعمار یعنی آبادانی. اینها با اسم استعمار وارد کشورها می‌شدند و مردم روی سر اینها گل می‌ریختند. مستعمره یعنی جایی که آباد می‌شود، استعمارگر یعنی کسی که آباد می‌کند، عمران‌آور! الان هم به اسم سرویس دارند همین بلا را سر ما می‌آورند. کلمه سرویس را در نرم‌افزارهای فارسی به فارسی جستجو کردم، به این رسیدم: نوکری، چاکری! یعنی به نام نوکری وارد کشور می‌شوند و ما هم اصلاً فکر نمی‌کنیم چه دلیلی دارد به منِ ایرانی سرویس بدهد؟ بیمار ما را روی تخت بیمارستان و یک سرنگ پلاستیکی را تحریم و مریضمان را دچار مشکل کرد، بیمار یعنی کسی که همه دنیا او را خارج از جنگ می‌دانند.
    چگونه است در اینجا دارد برایم نوکری می‌کند و سرویس ایجاد کرده است؟ سرویسی که تبلیغات هم ندارد. پس دارد از من کسب درآمد، از اطلاعاتم، افکار و ارتباطاتم استفاده و از من سوءاستفاده می‌کند. در جریان اسناد اسنودن که منتشر شد، دادگاهی در امریکا تشکیل دادند و مثلاً محاکمه کردند، فکر کنم سایت گوگل بود. وکیل سایت می‌گوید ما سرمایه‌گذاری کردیم، اطلاعات افراد را به دست آوردیم، پس این اطلاعات، اطلاعات کاربران گوگل جزو سرمایه من است و می‌توانم با آن هر معامله‌ای بکنم و به هر جا پول بیشتری دادند بفروشم. بخشی از اطلاعات فرد را که دوست دارم به او نمایش بدهم، نشان می‌دهم، ولی مالک اصل اطلاعات من هستم، یعنی حتی خود فرد هم نمی‌تواند ادعایی داشته باشد. بر‌اساس قوانین خودشان ادعایش را ثابت کردند و چه بسا برایش کف زدند و هورا کشیدند و تبرئه و تمام شد.
    الان قیمت نفت و ارز را با اطلاعات و جابه‌جایی اطلاعات دارند تغییر می‌دهند. در مقابل ما با اطلاعاتمان چه کار می‌کنیم؟ بی‌ارزش‌ترین چیزی که مد‌نظرمان هست مثل همان نفتی که فکر می‌کردیم باید از شرش خلاص شویم اطلاعات است. اطلاعاتمان را دو دستی تقدیم می‌کنیم، پول هم رویش می‌گذاریم و خواهش می‌کنیم اطلاعات ما را ببرند. نمونه‌اش خرید پهنای باند بین‌المللی است. پهنای باند بین‌المللی یعنی چه؟ یعنی وقتی از پهنای باند بین‌المللی استفاده می‌کنید، برای دیدن سایت sanjesh.org هم باید از امریکا رد شوید. این چه منطقی دارد؟ مثل این است که می‌خواهم با شما مکالمه کنم، ۰۰۱ را بگیرم. منطقش چیست؟ آیا کیفیت صدا پایین می‌آید؟ می‌گویند قیمت اینترنت بالاست. معلوم است قیمت اینترنت بالا می‌رود، چون باید به چند شرکت پول بدهید تا این مسیر را برود و بیاید، باید هزینه‌ کابل‌های زیردریایی و شرکت‌های واسطه را که الی ماشاءالله زیاد هم هستند بپردازیم. آن وقت می‌گوید نه! چون ایران تحریم است، مستقیم به ایران نمی‌فروشم. ایران باید پهنای باند را از کشورهای اطراف بگیرد. دوباره از کشورهای اطراف خواهش می‌کنیم واسطه ما و امریکا شوند، بروند پهنای باند امریکایی را بیاورند و با پول خودمان اطلاعات ما را به امریکا بدهند!

    در حالی که می‌توانیم داخل کشور این پهنای باند را داشته باشیم.
    ببینید این قضیه تا کجاها پیشرفت کرده است.

    درباره شبکه Viber که اشاره شد متعلق به رژیم صهیونیستی است، ظاهراً ژاپن آن را خریده است.
    همان‌طور که عرض شد نرم‌افزارها با یک هدف ساخته، پرداخته و توسعه داده شده‌اند.

    اول بفرمایید، آیا ژاپن Viber را خریده است؟
    در اخبار مطالبی شنیدم، ولی از صحت خبر مطمئن نیستم و باید در این‌باره بیشتر تحقیق کرد، منتهی این معاملات سرمایه و بورسی است، یعنی با مدیر و تشکیلاتش جابه‌جا می‌شود و هیچ تفاوتی نمی‌کند. ممکن است کشوری در کشور دیگری سرمایه‌گذاری کند و این اتفاق بارها در تجارت افتاده است. آنچه اهمیت دارد هدف تشکیلات است. وقتی IPهای نرم‌افزار را ردیابی (trace) کردیم البته نه در فضای واقعی، بلکه در فضای مجازی که هر کسی می‌تواند این کار را در اینترنت انجام بدهد به خاک سرزمین‌های اشغالی رسیدیم، یعنی محل serverهای اطلاعاتی این نرم‌افزار در رژیم صهیونیستی است. نمونه‌های دیگری هم هستند، مثل whatsapp. صهیونیست‌ها لیست ده نفره‌ای از تأثیرگذارترین صهیونیست‌های جهان دارند. نفر اولش که رئیس  whatsapp، Facebook و Instagram است، زاکربرگ، نفر دوم بنیامین نتانیاهو و نفر سوم قائم‌مقام زاکربرگ است. یعنی در این لیست از سه نفر اول دو نفرشان دست‌اندرکاران اصلی همین شبکه‌های اجتماعی هستند.

    به‌واسطه مدیریتشان در این شبکه‌های اجتماعی تأثیرگذارترینند؟
    بله. دقیقاً همین‌طور است. وقتی گستره اینها را در نظر بگیرید، می‌بینید این آدم خیلی بهتر از حتی شیمون پرز و بنیامین نتانیاهو می‌تواند حرف رژیم صهیونیستی را به دنیا برساند. شیمون پرز که به خاطر سن زیادش هیچ وقت مسافرت نمی‌رود به امریکا رفت و سه روز مهمان شرکت Facebook و نرم‌افزارهایش بود و در آنجا گفت: «گزارش خبرنگار نیویورک‌تایمز را که می‌خواندم، نوشته بود شرکت Facebook بهترین ابزار برای گسترش صلح به سبک صهیونیستی است». می‌گفت: «تعجب می‌کردم و بلافاصله بعد از آن گفت ایران بزرگ‌ترین خطر برای جامعه بشری است». با این توصیفات باید به چه پیامی برسیم؟ مگر می‌شود باور کرد آنها دلسوز ما هستند؟ قطعات مسافربری را ممنوع کردند.

    و حالا یک سئوال؟ تا به حال فکر کرده‌اید، در اوج به قول خودشان تحریم‌های فلج‌کننده که به شورای امنیت بردند و همه چیز ما را تحریم کردند و حتی پرنده‌ای که می‌خواستیم صادر کنیم، شامل تحریم می‌شد چرا در بحث فناوری اطلاعات نه‌تنها تحریم نشدیم که تکنولوژی اطلاعات گسترش هم یافت؟! نرم‌افزارهایی که اسم بردیم، همه در زمان تحریم ایجاد شده‌اند و نرم‌افزارهای جدیدی هستند و نهایتاً عمرشان سه چهار سال است. سئوال این است که اگر ما تحریم هستیم، چرا دارید پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌تان را به ما می‌دهید؟ و حالا که دادید، چرا گسترشش می‌دهید؟ مثلاً اوباما در کنگره گزارش می‌دهد بودجه جنگ نرم علیه ایران را چگونه خرج کرده است. بند اول گزارشش راجع به چیست؟ می‌گوید اندروید را وارد ایران کردیم. فیلمش هم در اینترنت موجود هست. بدبین نیستم، ولی باید روی این موضوعات فکر کنیم. یعنی بودجه جنگ نرم علیه ایران را داده‌ و اندروید وارد ایران کرده‌ای؟ اندروید پیشرفته‌ترین سیستم توست. یعنی ایران را پیشرفته و متمدن کنی؟

    درباره فیلترینگ آماری بدهید و بحث را جمع‌بندی کنیم.
    در باره فیلترینگ هوچی‌گری و تبلیغات زیاد می‌شود، مخصوصاً از تریبون‌های غربی داخلی و خارجی. یک سال و نیم دو سال پیش یک تحقیق مطالعاتی انجام دادیم. در حال حاضر فیلترینگ در غرب خیلی جدی‌تر از سال‌های گذشته شده است.

    در ایران؟
    همان روال قبلی‌اش را دارد. یعنی همان قانون جرایم رایانه‌ای مصوب سال ۸۸ در حال حاضر اجرا می‌شود. آمار فیلترینگ ایران را از خود ایران گرفتم، منتهی آمار رژیم صهیونیستی، انگلستان، فرانسه و امریکا را از گزارش‌های بین‌المللی در آورده‌ام. از پنج هزار سایت اول جهان، ۴۸۶۸ تایش در رژیم صهیونیستی فیلتر است، یعنی ۹۷ درصد.

    یعنی خود رژیم صهیونیستی بیشترین میزان فیلترینگ را دارد.
    دقیقاً همین‌طور است. جست‌وجو کردم ببینم دلیلش چیست؟ متوجه شدم اینها دو قانون اصلی دارند که به استناد آن سایت‌ها را فیلتر کرده‌اند؛ اول این که هر کس از مردمم درآمد دارد باید مالیاتش را بدهد. کلیک درآمد است و باید مالیات کلیکش را بدهد. خیلی از سایت‌ها را به این دلیل بسته است مثلاً سایت‌هایی که نمایندگی نداشتند. دوم این که باید حاکمیت صد در صدی بر اطلاعات مردمم داشته باشم. البته در قانون اساسی ما هم هست و در اصل سوم پنجمین وظیفه دولت این است که جلوی نفوذ اجانب به داخل کشور را بگیرد. این قانون در ایران اجرا نشد و در آنجا اجرا کردند و می‌گوید چون اینها دارند به کاربر من دسترسی پیدا می‌کنند، پس برای دفاع از کاربرم باید دسترسی آنها به کاربرم را قطع کنم. در اینجا گفته می‌شود دسترسی کاربر به فلان سایت قطع شد، در صورتی که دسترسی فلان سایت به کاربر قطع شد. آن شأن بالاتری دارد، آن به کاربر و اطلاعاتش دسترسی داشته است. دومین کشور انگلستان است که ۷۰ درصد یعنی از پنج هزار سایت ۳۵۴۵ تایش فیلتر شده است. با خودشان هم در فضای مجازی و رسانه‌هایشان بحث کردم و هیچ کدامشان دفاعی نداشتند، چون این گزارش مستدل است. فرانسه ۶۶ درصد، امریکا ۳۶ درصد و ایران ۲۰ درصد فیلترینگ دارد. می‌بینید میزان فیلترینگ ایران از همه اینها پایین‌تر است. در سال گذشته نخست‌وزیر انگلستان رسماً همه خبرنگارها را جمع کرد و گفت: «از این لحظه اینترنت خانواده‌پسند در انگلستان اجرا می‌شود، به این معنا که هر سایتی که حاوی تصاویر و محتوایی بود که برای افراد زیر هجده سال نامناسب است، در انگلستان اجازه بروز ندارد و جلویش را می‌گیرم». بعد هم اعلام کرد: «حتی برای این کار نیاز به قانون ندارم».

    و اسمش را هم اینترنت خانواده‌پسند گذاشت.
    چند وقت پیش دیدید، نخست‌وزیر ترکیه گفت اگر به من رأی بدهید این دو سایت امریکایی را می‌بندم و به خاطر همین هم رأی بالایی آورد.

    چسب زخمی که روی لپ‌تاپتان چسباندید برای چیست؟
    سئوالم این است که چند بار از دوربین‌هایی که در گوشی‌ها و لپ‌تاپمان هست استفاده کرده‌ایم؟ این چشمی است که شبانه‌روز می‌تواند مرا ببیند. شرکتی که این وسیله را ساخته است، قطعاً دسترسی دارد، منتهی نرم‌افزارهای کوچک و کم‌حجمی هم هستند که از طریق کامپیوترهایتان به صورت ایمیل ارسال می‌شوند و متوجه نمی‌شوید و ویروس هستند، وارد سیستمتان می‌شوند و دوربینتان را فعال و از آن استفاده می‌کنند. نباید در برابر این تکنولوژی‌ها تسلیم باشیم، وقتی وارد شد ببینیم چه چیز آن به درد می‌خورد. در دو سه سالی که دارم از این لپ‌تاپ استفاده می‌کنم یک ساعت هم از دوربین آن استفاده نکرده‌ام. چرا باید شبانه‌روز مرا نگاه کند؟ اسم این دوربین را گذاشته‌ام: زخم‌هایی که تکنولوژی دارد به حریم خصوصی ما می‌زند.

    برای همین هم چسب زخم زده‌اید.
    همین‌طور است/.

    منبع: روزنامه سیاست روز (۲شنبه/۷مهر/شماره۳۷۳۳)

    ادامه دارد…


  5. بی تدبیری در گسترش 3G یعنی: پیشرفت در وابستگی

    سپتامبر 20, 2014 توسط روح الله مومن نسب


    گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»
    ؛ روح‌الله مومن‌نسب، کارشناس و فعال فضای‌مجازی در برنامه «صبح با خبر» به ارائه توضیحاتی در مورد اینترنت نسل سوم (3G) پرداخت و با اشاره به عدم ارائه توضیحات روشن وزارت ارتباطات در خصوص برخی اقدامات غیرقانونی این وزارتخانه در راه‌اندازی اینترنت نسل 3 افزود: وزارت ارتباطات درحالی‌که چندین بار برای ارائه نظرات دعوت شده است اما تاکنون حاضر به حضور و یا ارسال توضیحاتی در این زمینه نشده است.
    وی با انتقاد از استفاده کاربران از نرم‌افزارهای وایبر و مبالغی که بابت استفاده از آن به رژیم صهیونیستی پرداخت می‌کند و اظهار داشت: به گفته مسئولان شرکت وایبر مدیا این شرکت از 3 طریق برای خود درآمد کسب می‌کند؛ اولین راه برای کسب درآمد این شرکت‌ها تبلیغات است درحالی‌که این نرم‌افزار تبلیغات واضح و مشخصی ندارد.
    مومن‌نسب دومین راه برای کسب درآمد این شرکت‌ها را فروش اطلاعات کاربران ذکر کرد و ادامه داد: سومین و اصلی‌ترین راه درآمد این شرکت‌ها ایجاد ترافیک است. زمانی که کاربری می‌خواهد یک مگابیت اطلاعات را آپلود (Send) کند در طرف مقابل یک مگابیت اطلاعات دریافت (Resive) می‌شود؛ که هر دو طرف اگر برای یک مگابیت جابه‌جایی اطلاعات 100 تومان پرداخت کرده باشند تا اینجای کار برای 2 مگابیت 200 تومان هزینه شده است و ازآنجایی‌که کلیه ارتباطات بین کاربران، شرکت‌های ارائه‌دهنده اینترنت و خریداران پهنای باند همگی از طریق همین نرم‌افزارها انجام می‌شود، بنابراین خواهیم دید که پول هنگفتی در این زمینه به شرکت‌های در ظاهر رایگانی مانند وایبر می‌رسد ضمن آنکه کاربران بهای زیادی نیز برای تهیه گوشی و اینترنت ماهانه خود پرداخت می‌کنند اما این ابزارها حس استفاده رایگان به کاربران خود القا می‌کنند.

    وایبر، یک اپراتور مجازی

    مومن‌نسب ابزارهایی مانند وایبر را اپراتورهای مخابراتی مجازی توصیف کرد و یادآور شد: بسترهای مخابراتی از روش سنتی به مدرن مهاجرت کرده‌اند به‌طوری‌که در گذشته مخابرات با استفاده از سیم‌کارت کاربران خدمات دیتا و صوت را ارائه می‌داد درصورتی‌که اپراتورهای مجازی کنونی با استفاده از بستر اینترنت کلیه خدمات اعم از دیتا، صوت و مکالمه تصویری را به کاربران خود ارائه می‌دهند و وایبر کاری مشابه اپراتورهای همراه اول، ایرانسل و رایتل را برای کاربران انجام می‌دهد.
    وی یادآور شد: هر اپراتوری به ازای خدماتی که ارائه می‌کند پول هنگفتی (در ایران یک‌سوم درآمد) را به فراهم‌کننده بستر زیرساختی خود ارائه می‌دهد که این رقم سال گذشته برای وزارت ارتباطات رقمی بالغ‌بر 4000 میلیارد تومان بود که توسط اپراتورها پرداخت شد.

    کاپیتولاسیون، دامن‌گیر تولید محتوا

    این کارشناس فضای‌مجازی با اشاره به راه‌اندازی تماس تصویری وایبر در هفته گذشته خاطرنشان کرد: این سرویس همان سرویسی است که رایتل قصد داشت مشابه آن را راه‌اندازی کند که ارائه آن به دلیل عدم تأمین امنیت خانواده‌ها و ارائه پیوست فرهنگی گرفته شد.
    مومن‌نسب به مشکلات تولید محتوای بومی در ایران و عدم‌حمایت مناسب از تولیدات ملی اشاره کرد و یادآور شد: در ایران چندین و چند متولی برای تولید محتوا وجود دارد و هر شخصی پس از تولید محتوا درصورتی‌که بخواهد برای محصول خود مجوز بگیرد مجبور به پرداخت هزینه‌های متعددی اعم از مالیات، عوارض و اماکن است که درنهایت نیز با کم‌لطفی مواجه خواهد شد به‌طوری‌که قوانین نه‌تنها حمایتی نیستند بلکه به نحوی مشکل را نیز هست درصورتی‌که همین روند برای نرم‌افزارهای خارجی به‌راحتی انجام می‌شود و نرم‌افزارهایی مانند وایبر و واتس‌اپ هم‌اکنون بدون هیچ‌گونه مشکلی به تعداد زیادی از کاربران ایرانی ارائه خدمت می‌کنند و این یعنی کاپیتولاسیون.
    وی با اشاره به سرنوشت شرکت‌ها و نخبگان فعال درزمینهٔ تولید نرم‌افزار در ایران ادامه داد: برخی از این شرکت‌ها و افراد به دلیل قوانین دست‌وپاگیر در تولید، نرم‌افزار خود را به نام خارجی ثبت کرده‌اند و در حال فعالیت هستند اما اگر همین شرکت‌های ایرانی نرم‌افزار تولید خود را به‌عنوان نرم‌افزار ایرانی عرضه کنند، به دلیل قوانین عجیب و موازی‌کاری‌های موجود، به تعطیلی کشانده می‌شوند و بسیار ناگوار است که مزیت‌های ما در خدمت بیگانگان قرار دارد.

    لزوم ارائه پیوست فرهنگی در گسترش اینترنت نسل سوم

    وی در ادامه به موضوع اینترنت نسل 3 و پیوست فرهنگی آن پرداخت و خاطرنشان کرد: براساس ماده یک برنامه پنجم توسعه هر پروژه و طرح مهمی در کشور باید با پیوست فرهنگی ارائه شود که در همین راستا کمیسیون پیوست فرهنگی در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد.
    مومن‌نسب در مورد رویکرد غربی‌ها به پیوست فرهنگی اشاره کرد و تأکید کرد: موضوع پیوست فرهنگی تنها مختص به ایران نیست؛ چراکه در سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) کمیته فرهنگی وجود دارد که به تکنولوژی‌هایی که در امریکا وجود دارد و به خارج از مرزها صادر می‌شود نظارت می‌کند.
    این کارشناس فضای‌مجازی اضافه کرد: سیستم‌عاملی مانند اندروید به‌محض ورود به کشور تعداد بی‌شماری نرم‌افزار و بازی را به همراه خود می‌آورد که این برنامه‌ها در حکم پیوست فرهنگی برای اندروید است چراکه اگر از اندروید این برنامه‌ها گرفته شود با گوشی‌های ابتدایی تفاوتی نخواهد داشت.
    مومن‌نسب به صحبت‌های مقام معظم رهبری درباره پیوست فرهنگی اشاره کرد و توضیح داد: زمین خوب و محصول خوب همواره با علف‌های هرزی همراه است که عقل سلیم یک مزرعه را برای علف هرز از بین نمی‌برد بلکه تدبیری برای رفع آفت‌ها می‌اندیشد و برهمین اساس تدبیر برای جلوگیری از ورود آفت‌های فنّاوری‌های نوین به کشور همان پیوست فرهنگی است.

    حاشیه‌های توسعه شتابزده اینترنت نسل سوم

    این کارشناس فضای‌مجازی به برخی حاشیه‌ها و معضلات پیرامون راه‌اندازی اینترنت نسل سوم در هفته‌های اخیر پرداخت و تأکید کرد: موضوعی که در راه‌اندازی نسل سوم اتفاق افتاده این است که سرعت افزایش پیدا کرده است اما عرضه به‌اندازه تقاضا نیست و اینترنت به‌صورت ناسالم ناامن و گران ارائه می‌شود و در مقایسه با کشوری مانند ژاپن سرعت اینترنت این کشور 3500 برابر بیشتر بوده درحالی‌که قیمتی بسیار نازل‌تر دارد.
    وی تأکید کرد با راه‌اندازی اینترنت نسل سوم و افزایش میزان تقاضا بدون افزایش عرضه مشاهده می‌کنیم که کیفیت خدمات ارائه‌شده بسیار نازل بوده و اصلاً مطلوب نیست چراکه میزان اشتراک کاربران به‌هیچ‌وجه رعایت نمی‌شود و اینترنتی که قرار است برای مثال به 8 نفر ارائه شود به چند برابر این تعداد عرضه می‌شود.

    دلیل برخی حواشی توسعه بی حساب اینترنت نسل سوم

    مومن‌نسب با اشاره به برخی دلایل حواشی به وجود آمده در راه‌اندازی اینترنت نسل سوم اشاره کرد و اظهار داشت: بیشترین دلیل در به وجود آمدن حواشی در راه‌اندازی اینترنت نسل سوم این بود که شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سیاست‌گذار در این حوزه مجوز راه‌اندازی این تکنولوژی را صادر نکرد و پیوست فرهنگی برای این فناوری ارائه نشد.
    وی ادامه داد: علاوه بر شورای‌عالی فضای‌مجازی تعداد زیادی از نمایندگان مجلس، دادستان کل کشور، معاون اول قوه‌قضاییه و بسیاری از مسئولین رده‌بالای کشور در خصوص راه‌اندازی اینترنت نسل سوم بدون در نظر گرفتن پیش‌فرض‌ها و بسترهای کافی آن دغددغه‌مندی خود را اعلام کرده‌اند.
    این کارشناس فضای‌مجازی تعداد کاربران اینترنت پرسرعت را براساس آمارها چیزی در حدود 5 میلیون نفر عنوان کرد که با راه‌اندازی اینترنت نسل سوم این رقم 10 برابر افزایش پیدا می‌کند که در همین راستا میزان پهنای باند نیز 10 برابر افزایش پیدا خواهد کرد و 10 برابر به کشورهای بیگانه وابسته‌تر خواهیم شد.

    دریافت و مشاهده فیلم


  6. اگر به دستورات امام خامنه ای عمل نکنید، به وصیت امام خمینی (ره) عمل می کنیم

    آگوست 4, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    اخطار جدی به وزارت ارتباطات

    روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی در گفت‎وگو با خبرنگار سیتنا درباره عدم هم‌خوانی در رویه تصویب نشدن پیوست فرهنگی توسط شورای عالی فضای مجازی و موافقت وزارت ارتباطات با اجرای پایلوت نسل سوم و بالاتر برای ایرانسل، گفت: طبق بندِ یک اصل 110 قانون اساسی، تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران به عهده رهبر انقلاب اسلامی است و بر اساس بند یک سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه ابلاغی از طرف امام خامنه‌ای، دولت موظف است برای طرح‌های مهم، پیوست فرهنگی ارائه دهد.

    وی در ادامه با غیرقانونی دانستن این تصمیم وزارت ارتباطات، خاطرنشان کرد: در صورت صحت این خبر دردآور باید گفت متأسفانه این اولین باری نیست که وزارت ارتباطات خلاف قانون عمل می‌کند.

    این پژوهشگر فضای مجازی با الزام به تهیه و تایید پیوست فرهنگی برای فناوری‌های جدید، تاکید کرد: پیش‌ از این نیز وزارت ارتباطات در ارتباط با شبکه ملی اطلاعات موضوع ماده 47 قانون برنامه پنجم توسعه، افزایش پهنای باند اینترنت بین‌الملل، پاسخگویی به شورای عالی فضای‌مجازی، صدور مجوز برای فعالیت اپراتور سوم و مراکز عمده‌فروش اینترنت، جلوگیری از ورود محتوای نامناسب به داخل کشور و اجرای فیلترینگ هوشمند، برخورد جدی و مؤثر با کم‌فروشی اینترنت و دزدی پهنای باند، اجرای مصوبه قانونی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مبنی بر مسدودسازی نرم‌افزار واتس‌اپ و اجرای دستور قوه‌قضاییه مبنی بر مسدودسازی اینستاگرام و واتس‌اپ رفتاری به‌دوراز قانون و وظایف خود داشته است.

    وی ادامه داد: این وزارت خانه در مباحثی همچون جلوگیری از ورود کالاهایی مانند گوشی‌ها و تلویزیون‌های هوشمند قبل از تهیه پیوست فرهنگی، جلوگیری از ورود نرم‌افزارها، بازی‌ها و فیلم‌های مخرب، از کار انداختن فیلترشکن‌ها و ابزارهایی که استفاده غیرقانونی دارند، جلوگیری از خروج اطلاعات به‌صورت رمز شده و وسیع از کشور و بسیاری موارد دیگر نیز رفتاری سؤال‌برانگیز داشته است که در تذکر به این موارد، فریاد نمایندگان مجلس و اعضا و دبیر شورای عالی فضای‌مجازی و دلسوزان اهل‌فن نیز تاکنون مؤثر واقع نشده است.

    مؤمن‌نسب با پیش‌بینی اقدامات خودجوش جوانان انقلابی و حزب‌الهی برای مقابله با گسترش تکنولوژی‌های جدید بدون تایید فرهنگی، بیان کرد: در ارتباط با زمزمه‌های راه‌اندازی مجدد سرویس مکالمه تصویری و افزایش سرعت دسترسی به اینترنت با استفاده از فناوری 3G و انجام عملیات ضدفرهنگی و بدون برنامه، قبل از تدبیر برای رفع اشکالات احتمالی و تصویب پیوست فرهنگی و پیش از صدور مجوز شورایی که با حکم امام امت تأسیس شده است، به وزارت ارتباطات هشدار می‌دهیم «از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به‌طور قاطع اگر جلوگیری نشود» به بند «م» وصیت‌نامه امام خمینی (ره) عمل کرده و اگر مجلس و دیگر دستگاه‌های مربوطه نیز کوتاهی نمودند، مردم و جوانان حزب‌اللهی خودشان به تکلیف عمل خواهند کرد و جلو این اقدامات خلاف قانون را خواهند گرفت.

    وی در پایان افزود: البته بهتر است هر چه سریع‌تر مجلس شورای اسلامی، شورای عالی فضای‌مجازی و دادستان کل کشور به‌عنوان مدعی‌العموم در گستره کشوری و عضو شورای عالی فضای‌مجازی به وظایف قانونی خود عمل کنند و جلوی قانون‌شکنی‌های متعدد و نافرمانی‌های مکرر این وزارتخانه از فرمان‌های ولی امر مسلمین را بگیرند و اجازه ندهند آقایان بار دیگر برگه‌ای سفید امضاء را به‌عنوان پیوست فرهنگی ضمیمه طرح‌های کلان کرده و به شأن و شعور ملی توهین شود/.

    سیتنا


  7. وزیر فناوری اطلاعات و چالش‌های پیش رو

    آگوست 15, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    اکنون که این مطلب را می‌نویسم، محمود واعظی با رای قاطع نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات انتخاب شده است؛ لذا حقیر با تقدیم نکاتی که رعایت آنها می‌تواند آینده و آبروی ایران و ایشان را در فضای مجازی تضمین کند، برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.

    ۱. آیا «ساماندهی به وضعیت دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی» از اختیارات وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات است؟
    اینکه نمایندگانِ سخنران، چه موافق و چه مخالف، از مشکلات فضای مجازی و زیرساخت‌های فلاکت بار اینترنت ایران و وابستگی‌هایی که با انحصار آمریکا در اینترنت، کشورِ ما را تبدیل به مستعمره اطلاعاتی و مردم ما را در فضای مجازی مجبور به بردگی نوین کرده است هیچ اطلاعاتی ندارند، بماند! اما وقتی وزیر فعلی فناوری اطلاعات، ساماندهی دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی را از وظایف خود می‌داند و می‌گوید: «عملکرد دبیرخانه شورای عالی مجازی مورد اعتراض بسیاری است. وظیفه بنده است که به این وضعیت سامان دهم.» انسان را متعجب می‌کند. (البته نمی‌توان از ضعف‌های دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی که به زعم یکی از دوستان عملکرد دبیر آن در این یکسال شبیه به عملکرد مرسی در مصر بوده است، چشم پوشی کرد؛ اما در این مجال قصد پرداختن به این مقوله را ندارم.)
    چیزی که بدیهی است این است که اگر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و دیگر نهادها وظایف خود را به درستی انجام داده بودند، ضرورت ایجاد شورای عالی فضای مجازی در این سطح از حاکمیت حس نمی‌شد و وضعیت امروز ما به مراتب بهتر از شکل کنونی آن بود.
    به هر حال شورای عالی فضای مجازی در سطح بالایی از حاکمیت شکل گرفته است و بعید می‌دانم رئیس جمهور قصد یا حتی تا این حد اختیار داشته باشد که استقلال دبیرخانه شورا، که لازمه اصلی برای اجرای مصوبات شورای عالی است، را از آن بگیرد؛ زیرا قطعاً یکی از اصلی‌ترین دلایل تشکیل شورای عالی فضای مجازی، رفع مشکلات زیرساخت‌های فضای مجازی است که اغلب در انحصار یا وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است، نه اضافه شدن زیر مجموعه ای جدید به این وزارتخانه عریض و طویل.
    یادآوری می‌کنم که اعضاء حقوقی شورای عالی فضای مجازی عبارتند از: رئیس جمهور (رئیس شورای عالی)، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دبیر شورای عالی و رئیس مرکز، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، وزیر دفاع، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اعضای حقیقی، حجج اسلام و آقایان: دکتر حمید شهریاری، دکتر سیّد جواد مظلومی، مهندس مسعود ابوطالبی، دکتر کامیار ثقفی، دکتر رسول جلیلی، دکتر محمد سرافراز، مهندس علیرضا شاه‌میرزایی و دکتر رضا تقی‌پور؛ که حداکثر از ۲۲ عضو این شورا، ۶ نفر دولتی هستند.

    ۲. اختیارات و وظائف وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در ارتباط با فیلترینگ چیست؟
    در روزهای اخیر و به خصوص بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، افرادی با عناوینی مجهول، مجعول و بی ارتباط با فضای مجازی، موجکی (موج کوچکی) را برای رفع فیلتر از برخی سایت‌ها به نیابت از رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، راه انداخته‌اند که اغلب تنها قصد بهره برداری تبلیغاتی و انحراف افکار عمومی را دارند.
    اما در این میان می‌توان به دو نکته اساسی در رابطه با فیلترینگ اشاره کرد:
    – نکته اول: بر اساس نص صریح ماده ۲۱، ۲۲ و ۲۳ قانون جرایم رایانه ای، تعیین ضوابط فنی و پالایش و مسدودسازی محتوای مجرمانه در فضای مجازی از وظایف کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه است، که محل دبیرخانه آن در قوه قضائیه و ریاست آن بر عهده دادستان کل کشور بوده و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تنها یک عضو در این کارگروه دارد؛ در نتیجه نه تنها وزیر ارتباطات که شخص رئیس جمهور نیز بر اساس قانون، راسا اختیارِ اخذ تصمیم در ارتباط با مصادیق فیلترینگ را ندارد.
    – نکته دوم: از آنجا که «ارائه دهندگان خدمات دسترسی (موضوع ماده ۲۱ ق. ج. ر)» و «ارائه دهندگان خدمات میزبانی (موضوع ماده ۲۳ ق. ج. ر)» مستقیماً وابسته به زیر مجموعه های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هستند، با توجه به تمرکز پالایش اینترنت در ایران از مبدأ (گیت وی)، رفع اشکالات بسیار زیاد و بروزرسانی سیستم پالایش (فیلترینگ) اینترنت، به عنوان عامل عمده نارضایتی کاربران، از وظایف بدیهی وزارت فناوری اطلاعات است که متأسفانه در سخنرانی‌های نمایندگان و دفاعیات وزیر ارتباطات در مجلس هیچ اشاره ای به آن نشد و لازم است در برنامه های وزیر محترم به این مسئله مهم و اساسی بسیار اندیشیده شود.

    یقیناً دشمنان ایران و دولت دکتر روحانی سعی می کنند در لباس جعلی اعتدال و با شعار دروغین تدبیر، دولت را در فضای مجازی وارد چالش‌های باخت باخت با محوریت مسائل پیش گفته کنند، که قطعاً خیر دنیا و آخرت این عزیزان و موکلانشان در این نیست …/.