RSS Feed

Posts Tagged ‘فضای مجازی’

  1. 3G؛ سوغات هسته ای روحانی برای اوباما؟

    سپتامبر 21, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    http://blog.ramim.ir/wp-content/2014/06/ramim.ir-10.gif

    عبارات بکار رفته در عنوان این مقاله، شاید در نگاه نخست ناهمگون تلقی شود، اما اگر حوصله کنید و بخوانید، بحث داغ این روزهای فضای‌مجازی و به‌تبع آن فضای حقیقی و پیوند آن با بحث داغ همۀ روزهای سال‌های اخیر، یعنی پرونده هسته‌ای ایران را از دو زاویه بررسی خواهیم کرد.

    زاویه نخست:

    فناوری‌ها همیشه باهم مرتبط‌اند؛ گاهی فنی و گاه، ماهوی!

    اگر فناوری هسته‌ای را از نگاه فنی با فناوری اطلاعات مرتبط ندانیم، اما از حیث ماهوی و اینکه هر دو در زمره زیرساخت‌های پیشرفت شمرده می‌شوند و استقلال ملت‌ها در دستیابی و بهره‌گیری از هردو فناوری، خط قرمز شیطان بزرگ محسوب می‌شود، شباهت‌های غیرقابل‌انکاری به هم دارند.

    دولت یازدهم از بدو تشکیل، شعار «ما توانستیم» در فناوری هسته‌ای را طی چند عملِ ظریفِ دیپلماسی به «نباید بتوانیم» مبدل کرد و ما مجازی کارها، از همان روزها نگرانِ امروزی بودیم که گویا دارد فرامی‌رسد! اما با یک تفاوت…

    الحق والانصاف دولت احمدی‌نژاد در مسئله هسته‌ای شعار «ما می‌توانیم» را به منصه ظهور رساند؛ اما در ارتباط با فضای‌مجازی خلف صالحی بود برای دولت خاتمی و امروز دولت روحانی هم راه احمدی‌نژاد را می‌رود، البته بدون تعارف و رودربایستی‌های قبلی!…

    در سطح مدیرانِ دولتِ دکتر، فضای‌مجازی پر بود از شعار «ما نمی‌توانیم» و امروز دولت دیپلمات هم تلاش می‌کند مُهرِ «ما نتوانستیم و نمی‌توانیم» را بر پیشانی فضای‌مجازی ایران بکوبد… (اگر سند می‌خواهید کلمه «ما نمی‌توانیم» را در صحبت‌های آقای روحانی در ارتباط با فضای‌مجازی جستجو کنید!)

    درنتیجه از این حیث، شتاب‌زدگی در راه‌اندازیِ نسل سوم و بالاترِ تلفن همراه در ماه‌های اخیر را می‌توان «یک حالتِ وادادگی، انفعال و یاس» در دولت جدید دانست که این رویکرد نسخه‌ای جز بازماندن از پیشرفت و عقب‌نشینی از منافع ملی، برای ملت ایران ندارد.

    زاویه دوم:

    درصورتی که محتوای سایت وزارت خارجه آمریکا را مستند بدانیم، «پرزیدنت اوباما» در پیام نوروزی خود از دولت ایران خواسته است دسترسی نامحدود به «اینترنت پهن باند و سرعت اینترنت» را فراهم کند تا مخالفان نظام «در زمان‌هایی نظیر تظاهرات از پیش برنامه‌ریزی‌شده که منجر به گردهمایی عمومی می‌شود» با مشکل مواجه نشوند! او در ادامه به فیلترینگ در ایران اعتراض کرده و گفته است: «ایران به‌طور مرتب دسترسی به فیسبوک، توییتر، یوتیوب و تارنماهای مبادله عکس و ویدیو را مسدود می‌کند» و خواستار رفع فیلتر این سایت‌ها در ایران شده است! در همان پیام، رییس‌جمهور آمریکا که پیش‌تر ورود سیستم‌عامل اندروید و نسل سوم گوشی‌های تلفن همراه به ایران را از دستاوردها و نتایج هزینه کرد بودجه جنگ نرم دولتش علیه ایران اعلام کرده بود، می‌گوید «ما شرکت‌های آمریکایی را تشویق می‌کنیم تا نرم‌افزار و ابزار ارتباطاتشان را به مردم ایران ارائه دهند.»!

    گویی پیام اوباما را دولت یازدهم به‌سرعت دریافت کرده و خواسته یا ناخواسته موانع اجرای خواسته‌های او را یکی‌یکی از سر راه برداشته است تا با ساده‌لوحی و به خیال خام برخی آقایان، بتوانند در موضوع هسته‌ای به ازای دادن این امتیاز بزرگ، تحریم‌های کوچکی را «تعلیق» کنند!

    درصورتی‌که این امتیازدهی‌های سخاوتمندانه به ایالات‌متحده آمریکا در موضوع بسیار مهم فضای‌مجازی که به همه ابعاد زندگی امروز ما ارتباط مستقیم دارد را از سر ناچاری دولت بدانیم، باز باید گفت اگر تیم دیپلماسی آقای دیپلمات در همان آغاز راه به توصیه کارشناسان توجه کرده و تمام برگ برنده‌های نظام را در مقابل دشمن رو نکرده بود، اکنون ناچار نمی‌شد شرف و آبروی ملی را وجه‌المصالحۀ گفتگوهای هسته‌ای کند.

    البته سیگنال‌های مجازیِ دولتِ جدید از همان روزهای نخست شروع شد. از عضویت غیراخلاقیِ ظریف و چند عضو سیاسی دیگر کابینه در سایت غیراخلاقی، غیرقانونی و فیلتر شدۀ فیسبوک و جمع‌کردن لایک برای صهیونیست‌ها که بگذریم؛ به نمونه‌های جدی‌تری می‌رسیم که ذکر برخی از آن‌ها شاید شمارا هم به همین نقطه‌ای برساند که بنده رسیده‌ام…

    تمام ادوار گفتگوهای هسته‌ای در دولت جدید همیشه پر از حاشیه‌هایی از جنس فضای‌مجازی بوده است؛ مثلاً:

    – دادن سیگنال مثبت به آژانس امنیت ملی آمریکا در دفاعیات وزیر در صحن علنی مجلس شورای اسلامی، دقیقاً آنجا که افزایش پهنای باند اینترنت آمریکایی را «اولویت اصلی» خود در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد!

    – انتصاب یکی از پادوهای فتنه که در کارنامه خود «عضویت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت»، «عضویت مؤثر در دفتر سیاسی و عضو مؤسس جبهه منحله مشارکت»، «عضویت مؤثر در سازمان منحله مجاهدین»، «عضویت مرکزیِ بنیاد باران»، «سرپرست وزارت ارتباطات کنونی در دولت خاتمی» که بارأی عدم اعتماد مجلس، عزل شده بود و… به سِمَتِ دبیریِ «شورای عالی فناوری اطلاعات و ارتباطات»، «مسئول توسعه دولت الکترونیکی در کل کشور»، «مسئول یکپارچگی نظام اطلاعات دولت الکترونیک»، «مسئول اعمال هماهنگی فنی و اجرایی در تبادل اطلاعات»، «مسئول پایگاه‌های اطلاعاتی کشور» و «مسئول خدمات الکترونیکی دستگاه‌های اجرایی» با حکم رئیس‌جمهور و انتصاب وی به سِمَتِ «معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «رئیس مرکز فناوری اطلاعات ایران» و «رئیس شبکه ملی اطلاعات» به‌صورت همزمان، پالس مثبت بسیار مهمی به آمریکا بود. به‌عنوان‌مثال دم خروس آنجا بیرون می‌زند که آقای «نصرالله جهانگرد» به‌عنوان «مدیر هماهنگی ملی ایران در برنامۀ اجلاس جهانی سران جامعۀ اطلاعاتی» می‌گوید: «ایران به دنبال مدیریت اینترنت و قرارگیری آن زیر نظر سازمان ملل متحد است.»!
    این نظر به‌عنوان دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در حالی مطرح می‌شود که در صورت تحقق آن هیچ اتفاق خاصی در مرکزیت اینترنت جهان نمی‌افتد و مرکز اینترنت جهان همچنان در آمریکا و تحت سیطره کامل شیطان بزرگ باقی خواهد ماند و از طرفی این دیدگاه با منویات امام خامنه‌ای و اساسنامه شورای عالی فضای‌مجازی نیز تناقض جدی دارد، آنجا که ازجمله اهداف این شورا آمده است «ایجاد ائتلاف قوی مرکب از ملت‌ها و دولت‌ها در جهت کاهش حاکمیت قدرت‌های بزرگ در عرصه اینترنت و به وجود آمدن بستر عادلانه و اخلاقی برای استفاده از این ابزار توسط همه ملت‌ها و دولت‌ها و همچنین تأمین حقوق ملت ایران در این عرصه».
    جالب اینجاست که موضع این فرد به‌عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران درزمانی طرح می‌شود که کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و برزیل به دنبال تشکیل «سازمان جهانی اینترنت» به‌صورت مستقل از سازمان به‌اصطلاح ملل هستند.

    – مخابره پیام‌هایی مثل «آن مردی که در ایران هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است» و تبریک سال نو یهودی و پیام‌نگاری با صهیونیست‌های شاخص در توئیتر توسط وزیر امور خارجه در حاشیه مذاکرات هسته‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت.

    – بزرگنمایی و تبلیغ فراگیر درخواست شخصی و خوراک‌سازی رسانه‌ای برخی دولت مردان برای رفع‌فیلتر فیسبوک در سطح رسانه‌های مجازی و چاپی داخلی و خارجی، قبل از برگزاری نشست با سران 5+1 را نیز می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد.

    – از رأی مثبت دادن به فیلتر «وی‌چت چینی» توسط دولت‌مردانِ عضو کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و اجرای فوریِ این رأی توسط وزارت ارتباطات، درحالی‌که وی‌چت ده‌ها برابرِ نمونه‌های آمریکایی در ایران کاربر داشت تا وتو کردن فیلتر نرم‌افزار صهیونیستی-آمریکایی «واتس‌اپ» علیرغم تصویب در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و رأی مقام قضایی و همچنین اجرا نکردن دستور رسمی و کتبی قوه قضائیه در ارتباط با مسدودسازی نرم‌افزار عکس کمپانی صهیونیستی-آمریکایی فیسبوک با نام «اینستاگرام» آن‌هم با بهانه عجیبِ بالا بودن تعداد کاربران (!) را هم می‌توان در همین جهت دانست.

    – رفع‌فیلتر یوتیوب بر روی گوشی‌های تلفن همراه و آزاد گذاشتن نرم‌افزارهای پخش شبکه‌های ماهواره‌ای بر روی رایانه و تلفن همراه و عدم جلوگیری از فعالیت، مزیت بخشی و حمایت آشکار از اپراتورهای مخابراتیِ مجازیِ متعلق به رژیم صهیونیستی مانند «وایبر» در جغرافیای ایران (!) نیز بعید است بی‌ارتباط با ماجرای هسته‌ای باشد.

    – فیلترکردن غیرقانونی جدی‌ترین پایگاه‌های قانونی مخالفِ رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار که دیده‌بان‌های هسته‌ای ملت ایران نیز محسوب می شوند توسط معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آستانه اجلاس دوشنبه، که با مسدودسازی «پایگاه اطلاع‌رسانی دانا» کلید خورد، نیز حرکتی تأثیرگذار در جهت خواست آمریکا مبنی بر مواجهه بدون مزاحمت با جمهوری اسلامی ایران بود.

    – تعلل در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و ایجاد تأخیر و مانع در مسیر دستیابی ملی به اینترنتِ «سالم، سریع، امن و ارزان»، با توجه به ابراز نگرانی عمیق اوباما در پیام نوروزی خود در ارتباط با «شبکه ملی اینترنت در ایران»، را نیز می توان نوعی نشان دادن چراغ سبز به دشمن دانست.

    – و دست‌آخر این‌که این روزها و در آستانه دومین سفر آقای روحانی به نیویورک، گویا دولت در حال بسته‌بندی G3، G4 و LTE با زرورق هسته‌ای جهت پیشکشی به اوباماست، درحالی‌که فتاوا و هشدارهای جدی مراجع تقلید، ائمه جمعه، علما، کارشناسان فنی و فرهنگی، رئیس مرکز ملی فضای مجازی و دبیر و اعضا شورای عالی فضای‌مجازی، مسئولین تراز اول قوه قضائیه و نمایندگان مجلس هم تاکنون نتوانسته است جلو این اقدام غیرقانونی بی‌سابقۀ دولت را بگیرد…

    شاید اکنون درک اینکه چرا رئیس‌جمهور فردی با مدرک «دکترای روابط بین‌الملل» را به سِمتِ صدارتِ وزارتِ ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزیده و اداره این وزارتخانه را عملا به‌دست فرد سیاست زده‌ای به نام «نصرالله جهانگرد» سپرده است، برای ما راحت‌تر شده باشد.

    آن‌چه گفته شد، تنها بخشی از اقدامات رسانه‌ای شده این روزهای دولت در فضای مجازی است که در رابطه با مورد آخر، علیرغم مغالطه‌های فراوانِ مسئولین وزارت ارتباطات که ادعا می‌کنند تفاوتی بین اینترنت در قبل و بعد از راه‌اندازی نسل سوم تلفن همراه نیست، باید گفت علیرغم تمام مشکلات ریزودرشت شتابزدگی و بی تدبیری در گسترش ناگهانی 3G، با توجه به اینکه مهم‌ترین ویژگی نسل سوم اینترنت بر روی تلفن همراه مشاهده فیلم‌های باکیفیت روی گوشی‌های موبایل است و تنها فیلم‌های باکیفیت کنونی اینترنت آمریکایی فعلی نیز مربوط به فرهنگ منحط غرب و مخالف موازین شرع و اخلاق است، از طرفی شبکه ملی اطلاعات و پروژه های اقماری آن راه اندازی نشده، در نتیجه دولت چاره ای ندارد جز اینکه واردات اینترنت «ناسالم، ناامن و بسیار گران» از آمریکا را ده تا صد برابر افزایش دهد و این یعنی پیشرفت در وابستگی و پیشرفت در وابستگی عین پسرفت است. اما اگر بتوان از تمام این مشکلات چشم پوشی کرد، چیزی که نمی توان از آن گذشت، آینده بیش از 12 میلیون کاربرِ بی‌دفاع زیر 18 سال کنونیِ اینترنت ایران است که زیر سونامی فیلم‌های مستهجن از بین خواهد رفت و این بهای گزاف هرگز قابل جبران نخواهد بود.

    به نظر می‌رسد در حال حاظر تنها راه‌کار این است که تا پیش از تدبیر و تصویب پیوست امیدبخش فرهنگی، تصویب اجرای نسل سوم در شورای عالی فضای‌مجازی و راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و پروژه های اقماری آن از جمله IPTV و IPMedia، جلو این حاتم‌بخشی دولت ایران به آمریکا گرفته شود؛ که البته به حول قوه الهی گرفته خواهد شد/.

    منتشر شده در هفته نامه ۹ دی و شبکه اطلاع رسانی راه دانا و سرمقاله روزنامه وطن امروز


  2. پیوست فرهنگی در فضای‌مجازی باید پویا و فعال باشد

    آگوست 2, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    کارشناس فضای مجازی گفت: مراجع دینی و فرهنگی و متخصصان کار بلد و بصیر باید برای تدوین پیوست فرهنگ به کار گرفته شوند و تمام نهادهای مذهبی و فرهنگی کشور باید مراقبت کنند تا خدای ناکرده طرح مهمی بدون پیوست فرهنگی در کشور اجرا نشود.
    روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با اشاره به چگونگی نگارش پیوست فرهنگی در فضای مجازی اظهار کرد: با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، طرح‌های مهمی که در کشور اجرا می‌شود، اعم از طرح‌های اقتصادی، فرهنگی و همه مسائل مهمی که در کشور روی می‌دهد، باید پیوست فرهنگی داشته باشد؛ به این معنا که به تعبیر حضرت آقا برای از میان بردن علف‌های هرز آن طرح و تبعات ضد فرهنگی آن، باید راهکاری ارائه شود.
    وی ادامه داد: برای تدوین یک چنین پیوستی لازم است مجریان طرح‌های بزرگ و مهم ابتدا جزئیات طرح‌های خود را به‌صورت کامل تشریح کنند، حتی ممکن است لازم شود آن را به‌صورت آزمایشی در محدوده‌ای مشخص و بسته اجرا کنند، اشکالات فرهنگی و تبعات ضدفرهنگی طرح را شناسایی کنند و برای تک تک آن‌ها راهکار فرهنگی ارائه کنند.
    این کارشناس فضای مجازی تصریح کرد: ممکن است برخی از مشکلات به وسیله آموزش قابل پیشگیری باشد یا برای برخی دیگر از آسیب‌ها لازم باشد فرهنگ‌سازی کنند و یا حتی محصولی مکمل ارائه دهند. از طرفی در تدوین پیوست فرهنگی نمی‌توان تنها به نظر کارفرما یا پیمانکار طرح‌ها اکتفا کرد، بلکه این پیوست‌های فرهنگی باید زیر نظر مراجع و مراکز مذهبی و فرهنگی تدوین شده و نهایتاً پس از بررسی و چکش‌کاری در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و برای اجرا ابلاغ شود.
    شورای عالی انقلاب فرهنگی باید پیش‌قدم شود
    وی بیان کرد: البته این روال برای طرح‌های بزرگ و ملی مطلوب است، ولی برای طرح‌های کوچک‌تر نیز به نظر می‌رسد شورای عالی انقلاب فرهنگی باید مدلی را مصوب کند که بر اساس آن تمام دستگاه‌های کشور ملزم شوند پیش از صدور مجوز برای تولید و توزیع محصولاتی که در جامعه تأثیرگذار است پیوست فرهنگی خود را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کرده و پس از دریافت تأیید وزارت ارشاد، مجوز صادر شود.
    مؤمنی‌نسب ادامه داد: البته برای اجرای آن نیز باید تدابیری اندیشیده شود تا پیوست فرهنگی به مرور زمان تبدیل به یک فرم فرمالیته نشود.
    وی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه پیوست فرهنگی در فضای‌مجازی چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ گفت: ازآنجا که فضای مجازی و ارکان آن دائماً در حال تغییر و حتی تحول هستند، به نظر می‌رسد لازم است مادامی که یک طرح مهم در این حوزه در حال اجراست، کارگروهی فرهنگی متشکل از نخبگان حوزه، مدام در حال رصد اجرای آن طرح باشند و به تعبیر امام برای از میان بردن علف‌های هرزی که ممکن است در زمان‌های مختلف به شکل‌های متفاوتی روییده شوند، تدبیر کند؛ یعنی درواقع پیوست فرهنگی در فضای‌مجازی لازم است به‌صورت فزاینده‌ای پویا و فعال باشد تا تأثیر خود را به مرور زمان از دست ندهد.
    این تحلیل‌گر فضای مجازی تصریح کرد: برای مثال ورود و توسعه اینترنت پرسرعت 3G و مکالمه تصویری به ابزارهای ارتباطی به‌شدت نیازمند پیوست فرهنگی مناسب و پویاست.
    وی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه چشم‌انداز پیوست فرهنگی در فضای مجازی چگونه باید اندیشیده شود، گفت: تا زمانی که طرح در حال اجراست، تبعات و مشکلات فرهنگی آن باید از بین برود. البته ممکن است برخی از تبعات را بتوان با تبلیغات و فرهنگ‌سازی در یک مقطع زمانی خاص برای همیشه برطرف یا کمرنگ کرد، اما مطمئناً بسیاری از مشکلات احتمالی اجرای چنین طرح‌هایی در طول زمان ممکن است حتی تغییر شکل و ماهیت دهد که برای از بین بردن این مشکلات باید رصد مداوم و تدابیر متناسب لحاظ شود.
    متخصصان در تدوین پیوست فرهنگی گام بردارند
    مؤمنی نسب اظهار کرد: مراجع دینی و فرهنگی و متخصصان کار بلد و بصیر باید برای تدوین پیوست فرهنگ به کار گرفته شوند و تمام نهادهای مذهبی و فرهنگی کشور باید مراقبت کنند تا خدای ناکرده طرح مهمی بدون پیوست فرهنگی در کشور اجرا نشود.
    وی بیان کرد: به نظر می‌رسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه‌های علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی دیده‌بان‌های بالقوه خوبی برای این مهم هستند.
    این تحلیل‌گر فضای مجازی تصریح کرد: نخبگان دینی تنها مرجع مطمئنی هستند که می‌توانند مانع انحرافات در انجام پیوست‌های فرهنگی شوند. همچنین پیوست‌های فرهنگی باید زیر نظر نخبگان دینی تدوین و با نظارت آن‌ها اجرا و رفع اشکال شود/.

    ایکنا


  3. «انقلاب اسلامی» در «فضای مجازی» (بخش دوم)

    «وابستگی زیربنایی» اولین مانع استقلال در فضای مجازی

    مارس 19, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    New War

    در مجال قبل گفته شد: «کشور ما از لحاظ زیربنایی و فنی، در فضای مجازی، به طور کل کشوری مستعمره است.» و «متأسفانه در بهره گیری از تجهیزات سخت افزاری مانند رایانه و قطعات آن، تا نرم افزاری مانند سیستم عامل و نرم افزارهای کاربردی به طور کامل مصرف کننده هستیم و در زمینه سرویس‌های پایه مانند موتور جستجو، ایمیل و… نیز، وضع بهتری نداریم».
    اما آیا وضعیت تا این حد نگران کننده است؟
    برای پاسخ به این سؤال ناچاریم چند سطری را به بررسی عبارات و کارکردهای فنی زیرساخت‌های حیات مجازی، بپردازیم:
    ۱. رایانه:
    هر یک از ما برای کارهای روزمره خود، نیاز مبرم به یک «رایانه» داریم.
    رایانه‌ها، دستگاه‌هایی هستند که در ابعاد و به اشکال مختلف، بخش مهمی از زندگی ما را با خود درگیر کرده اند و بشر امروز برای زندگی راحت تر، چاره ای جز بهره گیری از این ماشین‌ها ندارد.
    در سال ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا طرحی سری برای ساخت دستگاهی را آغاز کرد که بتواند مکالمات رمزنگاری شدهٔ آلمانی‌ها را رمز برداری کند. در آن زمان به زنان نظامی انگلیسی و آمریکایی که کارشان محاسبه مسیرهای شلیک توپ‌های بزرگ جنگی به وسیله ابزاری شبیه به کارکرد رایانه های امروزی بود، «کامپیوتر» می‌گفتند. از همین روی نام «کامپیوتر» را بر روی دستگاه ساخته شده گذاشتند تا این نام و مرام، ریشه ایجاد و عرضه رایانه های امروزی به جهان شود.
    ورود این ماشین ها به ایران، در اوائل دهه ۱۳۴۰ بود.

    Classic_shot_of_the_ENIAC
    گوشی‌های تلفن همراه و انواع رایانه های کیفی (Laptop) و خانگی (PC) از رایج‌ترین رایانه ها یا ماشین‌های محاسبه گر مورد استفاده امروز ما هستند.
    از قریب به ۵۰ سال پیش تا کنون، رایانه‌ها روز به روز پیچیده تر و استفاده از آن‌ها گسترده تر شده و بر رموز این بسته های سیاه (Black Boxes) افزون گشته است.
    هر رایانه از اتصال اجزایی به وجود می‌آید که تنها در بخش پردازش، اصلی‌ترین آن‌ها عبارت اند از: «بورد اصلی (Mother Board)»، “پردازشگر مرکزی (CPU)”، “حافظه (Ram)” و “دیسک سخت (Hard Disk)”.
    متأسفانه هیچ یک از این قطعات در ایران تولید نمی‌شود و ما با میلیون‌ها رایانه در سراسر کشور، تنها مصرف کننده قطعاتی هستیم که بسیاری از آن‌ها در انحصار شرکت‌های صهیونیستی و آمریکایی است.
    حتی اگر تمام خطرات امنیتی، وابستگی‌های کشور به غرب، واریز سود سرشار به حساب دشمنان ملت و غفلت از این درآمد هنگفت و فرصت‌های شغلی از دست رفته را نادیده بگیریم، آیا این وضعیت اسفناک شایسته کشور بزرگ ایران است؟
    ۲. سیستم عامل:
    هر رایانه ای برای بکار افتادن به یک سیستم‌عامل یا OS که مخفف واژه‌های Operating System است، نیاز دارد. سیستم عامل در هنگام راه اندازی رایانه تصمیم می‌گیرد که کدام برنامه برای انجام چه وظیفه‌ای اجرا شود و به برنامه نویسان امکان می‌دهد با استفاده از زبان‌های برنامه نویسی مورد تایید سیستم عامل، برنامه های کاربردی مورد استفاده کاربر را طراحی و برای اجرا در اختیارش قرار دهند.
    در نتیجه سیستم عامل، اصلی‌ترین بخش مورد استفاده در رایانه است که با استفاده از برنامه ریزی‌های پیش فرض، فرماندهی رایانه را بر عهده دارد و از همین جهت تمام محتویات رایانه در قبضه سیستم عامل‌هاست.
    در ایران تلاش‌هایی برای طراحی و عرضه سیستم عامل بومی صورت گرفت که هیچ‌کدام از این تلاش‌ها تا کنون بصورت عمومی نتیجه بخش نبوده است و اکنون تقریباً تمام رایانه های ایرانیان توسط سیستم عامل ویندوز که تولید شرکت آمریکایی مایکروسافت است، فرماندهی شده و در واقع تمام اطلاعات نهادها، سازمان‌ها و کاربران ایرانی، در قبضه این شرکت آمریکایی است. شرکتی که گفته می‌شود در هیچ کجای جهان تا این اندازه نسبت به توزیع گسترده سرمایه خود به صورت رایگان، بی تفاوت نیست!
    ۳. نرم افزارهای کاربردی:
    سیستم عامل‌های مختلف و به خصوص ویندوز، به صورت پیش‌فرض نرم افزارهای کاربردی عمومی را در اختیار کاربران خود قرار می‌دهند؛ اما به طور معمول این نرم افزارها تمام نیازهای کاربران را پاسخ نمی‌دهند.
    در نتیجه شرکت‌های بزرگی در جهان، کار طراحی نرم افزارهای کاربردی را بر عهده دارند؛ که البته کاربردی ترین این نرم افزارها، متعلق به شرکت آمریکایی مایکروسافت هستند و این شرکت نیز با همان رویه پیش گفته، در ارائه به ظاهر رایگان نرم افزارهای گران قیمت خود به ایرانیان، گوی سبقت را از اندک رقبای اغلب آمریکایی خود، ربوده است!

    internet
    ۴. سرویس‌های پایه:
    از کارکردهای اصلی رایانه، اتصال به شبکه اینترنت است.
    «اینترنت» نام پروژه بزرگ وزارت جنگ آمریکا است که با هدف اولیه ساخت شبکه‌ای مستحکم، توزیع شده و با تحمل خطا و برای ارتباط رادارها و ابزارهای کنترل و جاسوسی، طراحی شده و از اواسط دههٔ ۱۹۹۰ (بیش از ۱۰ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران)، به صورت یک شبکهٔ همگانی در آمد و در کمترین زمان ممکن وارد ایران و دیگر کشورهای جهان شد. امروزه اینترنت بخش مهمی از جامعه بشری و تعاملات اجتماعی افراد را تحت تأثیر خود قرار داده است. (برای بیشتر دانستن از توپولوژی شبکه اینترنت، این مطلب را حتما بخوانید)
    به صورت عمومی در اینجا، ابزارهای اصلی و زیربنایی فعالیت در فضای اینترنت را «سرویس‌های پایه» می‌نامیم.
    بر اساس طرح ریزی‌های انجام شده، فعالیت در اینترنت بدون داشتن یک تارنامه (E-Mail) تقریباً غیر ممکن است.
    تارنامه به صندوق پست الکترونیک شما گفته می‌شود که کارکردی شبیه صندوق امانات دارد و به شما این امکان را می‌دهد که ارزشمندترین اطلاعات خود را که شامل نامه های شخصی و هدایای مجازی دوستانتان نیز می‌شود، در آن نگهداری کنید.
    معمولاً صندوق امانات نزد امین‌ترین افراد قرار می‌گیرد، زیرا رفته رفته محتویات این صندوق، تبدیل به سرمایه های بی بدیل صاحب آن شده و هرگونه درز اطلاعات یا خلل در نگهداری از محتویان این صندوق، صدمات بعضاً جبران ناپذیری را به فرد و زندگی او وارد می‌کند. اکنون صندوق امانات اکثر قریب به اتفاق مردم و مسئولان ایران در کمپانی‌های بزرگ صهیونیستی-آمریکایی مانند گوگل و یاهو قرار دارد و یک ایرانی برای اینکه اجازه استفاده از این سرویس را داشته باشد، به اجبار پای معاهده ای مشابه عهدنامه ترکمانچای را امضا می‌کند و بر اساس آن معاهده، ضمن پذیرش تبعیت از قوانین ایالات متحده آمریکا، به کمپانی مورد نظر اجازه می‌دهد از تمام اطلاعات وی بدون اجازه استفاده نموده و حتی در برابر امنیت محتویات صندوق امانات استفاده شده نیز تعهدی ندهد!
    البته سرویس‌های پایه تنها به تارنامه نیز خلاصه نمی‌شوند.
    بر اساس بستر موجود در اینترنت، شما برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، به صورت پیش‌فرض، نمی‌توانید از موتور جستجوگر استفاده نکنید.
    عمده‌ترین موتور جستجوی مورد استفاده کاربران ایرانی، متعلق به شرکت صهیونیستی-آمریکایی گوگل است. این شرکت بر اساس ادعای مدیر آن، از اطلاعات کاربران برای تجارت و کسب درآمد استفاده می‌کند و نتایج جستجو را نیز بر اساس اولویت‌های خود برای کاربران مختلف، متفاوت ارائه می‌دهد.
    در واقع با این تعریف دو عنصر اصلی اینترنت، یعنی اطلاعات و کلیک، در انحصار شرکت‌های آمریکایی قرار دارد و تا امروز، علیرغم تلاش نخبگان جوان و برخی نهادهای ایرانی، در عرصه سرویس‌های پایه توفیق قابل عرضی نداشته‌ایم.
    عمده وابستگی‌های زیربنایی‌مان در فضای مجازی را گفتیم، اما زیربناها به تنها همین موارد نیز خلاصه نمی‌شوند.
    طرح و باور این حجم از وابستگی زیربنایی کار ساده ای نیست، مخصوصاً زمانی که به بررسی زیرساخت‌های اینترنت می‌پردازیم و متوجه می‌شویم در این فضا و بستر، اوضاع به مراتب وحشتناک‌تر است.
    وابستگی به آی پی، دامنه، سرورها و حتی پهنای باند بی کیفیت و ناامنِ خریداری شده از شرکت‌های آمریکایی، به قدری عمیق و نامعقول است که این وابستگی‌ها را می‌توان «وابستگی هویتی» نامید. عمق و ابعاد وابستگی تأسف بار هویتی را در آینده، بررسی خواهیم کرد.
    به هر تقدیر، مواجهه با این وابستگی‌های عمیق و مطالبه استقلال در فضای مجازی، بدون اندیشیدن به انقلاب اسلامی در فضای مجازی از مسیر شعار جهان شمول «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، امری محال به نظر می‌رسد و این انقلاب هم مانند انقلاب اسلامی ایران با مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد که عبور سلامت از این موانع، آینده ای روشن را به ما نوید می‌دهد.

    پس این مطلب و مطالبه را دنبال کنید…


  4. «انقلاب اسلامی» در «فضای مجازی» (بخش اول)

    موانع «استقلال» در «فضای مجازی»

    فوریه 22, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    اگر به خاطر داشته باشید، پیش از این در مقالی دیگر (با عنوان: در اینترنت هم بگو مرگ بر شاه) به تورق کتب جامعه شناسان بزرگ جهان پرداختیم و در جمع بندی این کتاب‌ها خواندیم: «به مجموعه ای از انسان‌ها که با هم تعامل اجتماعی پایدار دارند، جامعه می‌گویند».
    پس در صورتی که عنوان «جامعه مجازی» را بپذیریم، در این جامعه هم با «مجموعه ای از انسان‌ها» طرف هستیم که «با هم» «تعامل اجتماعی پایدار» دارند.
    در نتیجه برایمان این سؤال پیش می‌آید که: آیا ما ایرانی‌ها در «جامعه مجازی» نیز مانند «جامعه واقعی» استقلال داریم؟
    برای پاسخ، ناچار، وابستگی‌هایمان در فضای مجازی را باز بررسی می‌کنیم:
    وابستگی زیربنایی:
    کشور ما از لحاظ زیربنایی و فنی، در فضای مجازی، به طور کل کشوری مستعمره است و به تعبیر دبیر شورای عالی فضای مجازی (در نخستین همایش مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی (فرا))، «ایران از طریق فضای مجازی کم کم دارد اشغال می شود؛ برای مقابله با این اشغال نیازمند انتفاضه در فضای مجازی هستیم».
    آری! متأسفانه در بهره گیری از تجهیزات سخت افزاری مانند رایانه و قطعات آن، تا نرم افزاری مانند سیستم عامل و نرم افزارهای کاربردی به طور کامل «مصرف کننده» هستیم و در زمینه سرویس‌های پایه مانند موتور جستجو، ایمیل و… نیز، وضع بهتری نداریم.
    وابستگی هویتی:
    اگر آی پی را شناسه هویتی و زیربنای ارتباطی در اینترنت بدانیم و دامنه را نشانی اینترنتی و هاست را فضایی که بنای مجازی ما در آن ساخته می‌شود در نظر بگیریم؛ متأسفانه ایرانیان از بی هویت‌ترین مردمان مجازی جهان هستند! زیرا معمولاً از یک آی پی صدها نفر استفاده می‌کنند و مالک اصلی تمام دامنه‌ها و غالب فضای اینترنتی مورد استفاده ما نیز، آمریکا و دیگر کشورهای غربی هستند؛ یعنی آن‌ها این فضاها را برای مدتی محدود به ما «اجاره داده‌اند».
    وابستگی اقتصادی:
    به دلیل اینکه غالب ضروریات فوق را از طرف غربی دریافت می‌کنیم، با نوع کم نظیری از استعمار اقتصادی نیز مواجه هستیم؛ در نتیجه اقتصاد فضای مجازی ما در قبضه دشمنان مان قرار دارد.
    وابستگی فرهنگی:
    گرچه در حوزه فرهنگ نسبت به دیگر حوزه‌ها، اندک توفیقاتی داشته‌ایم، اما به طور کل و با نگاهی جامع، تردیدی وجود ندارد که تأثیر فرهنگ شیطانی غرب بر فرهنگ الهی ملت ما چندین و چند برابر بوده است و ایرانیان در فضای مجازی با نوعی «خودباختگی» و «مرگ فرهنگی» مواجه اند؛ که البته ریشه این فاجعه بزرگ در مشکلات عدیده فوق و «کم کاری» و حتی «بی کاری» دستگاه های مسئول فرهنگی است.
    اکنون با تامل بر چهار وابستگی فوق، دیگر نمی توانیم مستقل نبودن مان در فضای مجازی را مخفی کرده یا نادیده بگیریم؛ در نتیجه گریزی نیست از بازشناسی انواع موانعی که خوشبختانه جنس آنها با انقلاب های واقعی یکی است. در سرتاسر تاریخ بشری، جوامع تحت استعمار و غیر مستقل با پنج دسته تفکر، دست و پنجه نرم کرده‌اند:
    دسته اول: آن‌ها که وابسته به وابسته بودن هستند؛ یعنی منفعت طلبانی که منافع شخصی یا سازمانی خود را با استقلال ملتشان در تناقض می‌بینند، در نتیجه با آن می‌جنگند.
    دسته دوم: به اصطلاح روشنفکران غرب زده (و در اینجا، آی تی زده)، که مسحور جلال و جبروت مجازی صاحبان قدرت و شوکت مادی شده‌اند، و مدام بر طبل «ما نمی‌توانیم» آن هم با تمام توان می‌کوبند.
    دسته سوم: افراد و جریان‌هایی که با کوته فکری و سطحی نگری، استقلال را به معنای قطع ارتباط با جهان معرفی می‌کنند و با تاسی بر شعار فریبنده «جهانی شدن» همراه با سفسطه و مغلطه، تلاش می‌کنند افکار عمومی را به دست برداشتن از «وطن پرستی» و انصراف از «تکیه بر توان خود»، تحریک و تشویق کنند.
    دسته چهارم: گروهی از عوام، که در برابر شرایط حداقلی موجود تسلیم شده و اراده و انگیزه ای برای مبارزه با آن ندارند.
    اما به راستی آیا ایرانی بودن، تناقضی با جهانی شدن دارد و باید باور کنیم که ما نمی‌توانیم یا شرایط موجود را بپذیریم و با آن کنار بیائیم؟ هرگز!
    دسته پنجم: افرادی هستند که با استراتژی مشخص، سعی می‌کنند خودباورانه و با اعتماد به نفس، ضمن مبارزه با استعمار، وابستگی و وادادگی، به همه ثابت کنند که: «ما می‌توانیم». به این دسته «انقلابی» گفته می‌شود و انقلابی‌ها پیش از هر چیز «استقلال طلب» هستند، زیرا بدون استقلال نمی‌توان به آزادی و مردم سالاری رسید.
    برای بیشتر روشن شدن موضوع، جامع ترین تعریف جهانی از استقلال را با هم بخوانیم:
    «استقلال به شرایطی گفته می‌شود که یک ملت، کشور یا دولت، توانایی خود گردانی و حاکمیت بر سرزمین خود را داشته باشد».
    با تأمل و تاکید بر این تعریف، ما می‌توانیم مستقل باشیم ولی ارتباط مان نیز با جهان قطع نشود؛ بلکه قدرتمندتر، جهانی شویم؛ زیرا همه، «مستقل» را بر «وابسته» ترجیح می‌دهند.
    اما در مواجهه با این حجم از هجمه و وابستگی های بدیهی چه باید کرد؟
    به نظر می‌رسد امت انقلابی ایران و دستگاه های مربوطه، از جمله «شورای عالی فضای مجازی» و بازوی اجرایی آن، یعنی «مرکز ملی فضای مجازی کشور»، چاره ای ندارند جز مقابله با تفکرات غیر انقلابی و رهایی از وابستگی های اشاره شده و  برای رهایی نیز راهی جز «انقلاب اسلامی در فضای مجازی»، با شعار جهان شمول «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» وجود ندارد.
    برای بازتر شدن موضوع، موانع انقلاب اسلامی در فضای مجازی و انواع وابستگی‌های موجود را در آینده، مبسوط تر پیگیری خواهیم کرد؛ پس اگر مشتاق مشارکت در انقلاب مجازی هستید، به دنبال کردن این مطلب و مطالبه ادامه دهید…


  5. «استقلال»، «آزادی»، «جمهوری اسلامی» در فضای مجازی

    فوریه 9, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    IRANاین مطلب مقدمه ای است بر مطالبه ای که با محوریت سوالات زیر، بزودی منتشر خواهد شد:

    «استقلال» در فضای مجازی، اساساً چیست؟
    چگونه می‌توان در فضایی که بنایش را شیطان ترسیم کرده است، طعم «آزادی» را چشید؟
    «جمهوری اسلامی» در فضای مجازی به چه معناست؟

    ۳۴ سال از انقلاب اسلامی گذشته است و امروز با نگاهی بر آنچه طی کرده ایم، یادمان می‌آید امثال تقی زاده های خائنی را که فریاد می‌کشیدند: «ایرانی جماعت نمی‌تواند یک لول هنگ (آفتابه) بسازد»، اکنون آن‌ها در کجای تاریخ خفته‌اند؟
    ما بیداریم و همچنان از آمریکا بیزار، ولی امروز اورانیوم غنی کرده‌ایم و آفتابه که هیچ! آپولو هوا می‌کنیم.
    آری! تردید نکنید که زیر سایه سنگین حضور استکبار و استعمار، هرگز به پیشرفت و آزادی نمی‌رسیدیم و انگار «آبادی» هم در گرو «آزادی» است و آزادی هم بدون «استقلال» محقق نمی‌شود و بدون مردم سالاری نمی‌توان جامعه و فضای مجازی را عادلانه و پایدار اداره کرد.
    پس کلید قفل‌های فضای مجازی را باید در تحقق شعار کلیدی انقلاب اسلامی، یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» جستجو کنیم.

    لطفاً این مطلب و مطالبه را دنبال کنید!