RSS Feed

Posts Tagged ‘امام خامنه ای’

  1. ۸۹ درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل فروش اینترنت است

    سپتامبر 26, 2015 توسط روح الله مومن نسب

    1326_20862

    مدت زیادی از حکم جدید رهبر معظم انقلاب برای دور دوم از فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی نمی‌گذرد. نخستین‌بار اواخر سال 90 بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی حکمی دستور تشکیل این شورای‌عالی را صادر کردند. از ترکیب اعضای این شورا که سران هر سه قوه و عالی‌ترین مقام‌های نظام را در خود جا داده است می‌توان به اهمیت شورای‌عالی فضای‌مجازی و مأموریت‌های آن پی برد؛ مأموریت‌هایی که این شورا نتوانست در سه سال و نیم نخست فعالیتش آن‌ها را به سرانجام برساند. این در حالی است که بنا به تأکید رهبر انقلاب اهمیت فضای‌مجازی به اندازه اهمیت انقلاب است همچنآن‌که ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: اگر رهبر نبودم مسئولیت فضای‌مجازی را به عهده می‌گرفتم؛ اما چرا شورای‌عالی و فرا قوه‌ای که با دستور مستقیم عالی‌ترین مقام کشور یعنی رهبر انقلاب تشکیل‌شده و مصوباتش لازم‌الاجرا و در حکم قانون است نتوانست به اهداف و چشم‌اندازهایش دست یابد و بنا به تعبیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دچار انفعال شد؟ این‌ها سؤالاتی است که برای پاسخ به آن به سراغ روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس فضای‌مجازی رفته و با وی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
    آقای مؤمن‌نسب! از نگاه شما آیا شورای‌عالی فضای‌مجازی در طول این سه سال و نیم فعالیتش توانست به وظایفی که از سوی مقام معظم رهبری برای آن تعیین شده بود دست یابد و مأموریت‌های خود را به سرانجام برساند؟
    حضرت آقا 17 اسفند سال 90 طی حکمی رسماً تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی را به مسئولان ارشد کشور که عضو این شورا هستند ابلاغ کردند. یکی از وظایف این شورا سرمایه‌گذاری وسیع و هدفمند جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از فضای‌مجازی، ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم است. این بدین معناست که در کشور سرویس‌هایی طراحی و این سرویس‌های داخلی در اختیار مردم قرار داده شود که در این حوزه خیلی ضعیف عمل شد و نرم‌افزارهایی هم که طراحی‌شده، ربطی به شورای‌عالی فضای‌مجازی نداشته و بخش خصوصی ورود پیدا کرده است. مسئله بعدی ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از اینترنت بود اما از سال 90 تا الآن آسیب‌های فضای‌مجازی ده‌ها و صدها برابر شده هم از نظر دامنه و هم از نظر کیفیت ماجرا.
    مثلاً چه آسیب‌هایی به این حوزه واردشده؟ کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید؟
    به‌طور مثال حدود 10 سال پیش قانون جرائم رایانه‌ای در کشور تدوین شد و این قانون سال 88 تصویب و ابلاغ شد. از آن سال تاکنون چند نسل مخابراتی عوض‌شده و از نسل دوم به سوم و هم‌اکنون به نسل چهارم رسیده‌ایم. از سوی دیگر انواع OTT ها یا شبکه‌های‌اجتماعی و پورت‌های مختلف آن زمان نبود. الآن خیلی چیزهای جدید وارد کشور شده و این قانون توانایی بررسی و برخورد با موارد جدید را ندارد و باید تغییر پیدا کند و اصلاح شود.
    از سوی دیگر رهبری تأکید کرده‌اند تا شورای‌عالی فضای‌مجازی نقطه کانونی متمرکزی برای سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای‌مجازی کشور باشد. این نکته‌ای است که در حکم جدید هم دوباره بر آن تأکید شده است اما شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌هیچ‌عنوان نه در سیاست‌گذاری، نه در تصمیم‌گیری و نه حتی هماهنگی نتوانست این نقش را ایفا کند. تمامی نهادهایی که قبلاً فعالیت می‌کردند همان فعالیت‌های قبلی خودشان را ادامه دادند. شورای‌عالی فضای‌مجازی در سال‌های اول درگیر حواشی بسیار گسترده شد و بعدازآن‌هم اصلاً جلسه‌ای تشکیل نداند مثلاً در سال گذشته تنها دو جلسه کاری در این شورا تشکیل‌شده و در سه سال و نیم گذشته فقط سه مصوبه داشته که از این سه مصوبه هیچ‌کدام اجرا نشده است و در عمل می‌توان گفت هیچ کاری در شورای‌عالی فضای‌مجازی انجام نشده است.
    باوجودآنکه این شورا فرا قوه‌ای بوده و عالی‌ترین مقام هر سه قوه عضو آن هستند، چرا این شورا نتوانسته به وظایف خود عمل کند؟
    مهم‌ترین مانعی که بر سر راه شورای‌عالی فضای‌مجازی وجود داشته به نظر من همان چیزی است که حضرت آقا به‌درستی به آن اشاره داشتند و در حکم جدید برای آن تدبیر هم کرده‌اند. رهبر انقلاب در حکم جدید بر مفاد حکم اولیه و پیوست آن‌که شامل 40 دستور بود تأکید داشته‌اند که همین تأکید هم نشان می‌دهد هیچ‌کدام از مصوبات قبلی اجرا نشده است؛ اما موانعی را که شورای‌عالی فضای‌مجازی داشت، می‌توان در 10 دستوری که در حکم جدید رهبری آمده به‌طور خلاصه مشاهده کرد. نخستین مورد انحلال شوراها و مراکز موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی است.
    در حال حاضر چند شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم و این شوراها کدم‌اند؟
    در حال حاضر ما هشت شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم. یکی شورای‌عالی فناوری اطلاعات است که سال 86 تشکیل شد و در 22 اردیبهشت امسال با تصویب مجلس منحل شد ولی ظاهراً دولت هنوز این مصوبه مجلس را اجرا نکرده و وزیر ارتباطات چند روز پیش از احتمال انحلال این شورا خبر داد. شورای‌عالی فناوری اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان بودجه و امکانات و تجهیزات زیادی دارد اما بر اساس حکم رهبری باید این بودجه و امکانات به شورای‌عالی فضای‌مجازی انتقال یابد. دومین شورا، شورای‌عالی اطلاع‌رسانی است که با مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در سال 77 به‌وجود آمد و هنوز دبیرخانه آن فعال است. سومین شورا کمیسیون فاوای دولت و کارگروه فاواست که سال 89 به تصویب هیئت‌وزیران رسید. بعدی شورای‌عالی افت است که آن‌هم با مصوبه هیئت‌وزیران در سال 82 تشکیل شد. شورای‌عالی انفورماتیک شورای موازی دیگری است که با حکم رهبری باید منحل شود.
    مورد بعدی شورای‌عالی فضایی است. سازمان فضایی کشور قبلاً مستقل بود اما بعد با دستور رئیس‌جمهور زیرمجموعه وزارت ارتباطات قرار گرفت زیرا بیشتر استفاده تجهیزات ماهواره‌ای در ایران و در جهان برای کارهای مخابراتی و تبادل داده است. شورای‌عالی فضایی تمام مأموریت‌هایش در جهت فناوری اطلاعات است. این شورا در بهمن 83 با تصویب هیئت‌وزیران ایجاد شد. ستاد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات هم مورد دیگری است که به نحوه شورایی اداره می‌شود. سال 88 معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری این شورا را تأسیس کرد و اختیارات موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی دارد. کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی نیز به‌تنهایی تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را دارد و می‌تواند به‌طور کامل شورای‌عالی فضای‌مجازی را از دور تصمیم‌گیری خارج کند. این کمیسیون در 2/2/86 با تصویب هیئت‌وزیران تشکیل‌شده است. از این هشت مورد یکی با تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی بوده و در حالت نیمه‌تعطیل هم است ولی بقیه با تصویب دستگاه‌های دولتی یا اعضای هیئت‌وزیران بوده و اگر این شوراها منحل نشوند شورای‌عالی فضای‌مجازی هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد چراکه از او قطع ید شده و تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را این شوراها دارند. از سوی دیگر اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق اعضای این شوراها در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم هستند و نمی‌توانند بهانه‌ای داشته باشند چراکه هم عضو مشترک‌اند و هم اختیاراتشان همپوشانی دارد. پس منطقی نیست که یک شورای فرا قوه‌ای به نام شورای‌عالی فضای‌مجازی با هشت شورای دیگر اختیارات مشترک داشته باشد و موازی‌کاری شود.
    چرا این شوراها مانع انجام مأموریت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی محسوب می‌شوند و باوجوداین همه شورا چرا همچنان هیچ کاری در این حوزه صورت نگرفته است؟
    ببینید یکی از موانع بخش خصوصی برای پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات تعدد همین شوراهاست. به‌طور مثال هرکس در هر مناقصه و پروژه‌ای بخواهد شرکت کند و تجهیزات کامپیوتری تولید کند باید از شورای‌عالی انفورماتیک مجوز بگیرد. درحالی‌که ترکیب اعضای شورا نشان می‌دهد یک حرکت مافیایی شکل‌گرفته و تعدادی از افراد ذی‌نفع عضو این شورا هستند و اجازه نمی‌دهند بقیه پیشرفت کنند. اختیارات این شورا هم خیلی مهم و وسیع است. سیاست‌گذاری و هماهنگ‌سازی و نظارت از اختیارات این شورا و در عمل همان مواردی است که رهبری به‌عنوان وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی عنوان کرده‌اند.
    انحلال شوراهای عالی موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی و به‌خصوص کمیسیون تنظیم مقررات یعنی پایان فعالیت مافیای مخابراتی در کشور. راه‌اندازی شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌تواند با برچیدن نظام بوروکراتیکی که در این حوزه وجود دارد، پیشرفت در فناوری اطلاعات را فراهم کند. در این صورت مردم از یکجا برای فعالیت در این حوزه باید مجوز بگیرند و سیاست‌های کشور در حوزه فناوری اطلاعات را یکجا تعیین می‌کند. درحال حاضر تعدد این سازمان‌ها موجب شده است تا یک نفر از چند سازمان بودجه بگیرد و کاری از پیش نبرد و در مقابل افراد دیگری به‌رغم انجام کارهای خوب اما نمی‌توانند از هیچ کجا بودجه‌ای جذب کنند.
    با قرار گرفتن انحلال شوراهای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌عنوان نخستین مورد از 10 فرمان رهبری در ارتباط با وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی در حکم جدید نیز می‌توان به اهمیت این موضوع پی برد. این‌طور نیست؟
    دقیقاً همین‌طور است. در دیدار اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی با رهبر می‌بینیم که ایشان دوباره روی این موضوع تأکید و تصریح می‌کنند از انفعال خارج شوید. یکی از نشانه‌های انفعال شورای‌عالی فضای‌مجازی این بود که در لاک دفاعی فرورفت و درنهایت نتوانست ظرفیت‌های قبلی و فعلی را نه هماهنگ و نه ادغام کند اما الآن با دستور رهبر انقلاب این مسئله حل شد و رهبری بر اساس اصل 110 قانون اساسی تمام این هشت شورا را منحل کرده‌اند و فعالیت آن‌ها در کشور صددرصد غیرقانونی است. اگر خلاف این مسئله صورت بگیرد دیوان عدالت اداری بر اساس وظیفه ذاتی خود باید ورود یافته و مصوبات و شوراها را منحل کند و متخلفان را مورد پیگرد قضایی قرار دهد.
    به حاشیه‌هایی اشاره داشتید که شورای‌عالی فضای‌مجازی در آغاز فعالیت خود به آن دچار شده و نتوانست هیچ خروجی قابل‌توجهی داشته باشد. این حواشی چه چیزهایی بود؟
    مهم‌ترین حاشیه شورای‌عالی فضای‌مجازی از ناحیه قوانینی بود که قبل از تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی تدوین شده بود؛ مانند همین شوراهای عالی و اختیارات وسیعی که داشتند. به‌طور نمونه کمیسیون تنظیم مقررات اختیاراتش از شورای‌عالی فضای‌مجازی بیشتر است، آن‌هم با وجود عضویت 25 نفر از ارکان جمهوری اسلامی ازجمله رؤسای سه قوه در شورای‌عالی فضای‌مجازی. درواقع یکی از موانع بزرگ بر سر راه فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی همین کمیسیون بود. به‌طور مثال این کمیسیون تصمیم گرفت تا نسل سوم اینترنت را وارد کشور کند آن‌هم بدون دریافت هیچ مجوزی از شورای‌عالی فضای‌مجازی یا تصمیم گرفت تجهیزات مخابراتی تغییر پیدا کند یا تجهیزات مخابراتی جدیدی وارد کشور شود که همه این تصمیمات مغایر با مصالح کشور بود و در یک گروه چندنفره انجام شده بود. ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی داریم. همچنین به‌کارگیری مدیران ضعیف در مجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی یعنی افرادی که یا برای این سمت تجربه کافی نداشتند یا آنکه نتوانستند خود را با پیشرفت فناوری هماهنگ کنند یکی از موانع جدی فعالیت این شورا بود. این افراد قبلاً هم مدیران وزارت ارتباطات بودند و طبیعی است که این افراد نمی‌توانند ناظران مناسبی بر عملکرد وزارت ارتباطات باشند. سومین مورد این بود که دولت زیر بار کار حاکمیتی نرفت.
    چرا دولت نباید زیر بار کار حاکمیتی برود؟ آیا در این میان دست‌های پنهانی وجود دارد یا به خاطر برخی منافع است؟
    بر اساس قانون باید هر سه هفته یک‌بار جلسه شورای‌عالی فضای‌مجازی تشکیل شود. 89 درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل دلالی فروش اینترنت در کشور تأمین می‌شود و درواقع دومین درآمد دولت بعد از مالیات از این محل تأمین می‌شود؛ بنابراین دولت نمی‌خواهد این درآمد هنگفت را از دست بدهد چون اگر این کار زیرمجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی بیاید این پول دیگر بلاتکلیف نیست و در غالب حاکمیت برای آن تصمیم‌گیری می‌شود. مافیاهایی در کشور وجود دارند که از این رهگذر به درآمدهای کلانی می‌رسند و واردات و توزیع اینترنت مافیایی شکل‌گرفته است. نمونه آن را می‌توان در تصمیم سال گذشته کمیسیون تنظیم مقررات دید که مجوز بیش از 700 شرکت ای اس پی را تمدید نکرد و درواقع منحلشان کرد تا توزیع اینترنت در چند شرکت خصوصی خاص خلاصه شود. این کارها نشان می‌دهد که در بدنه وزارت ارتباطات متأسفانه یکسری کارهای غیرقانونی و خارج از مصالح ملی صورت می‌گیرد درنتیجه اجازه فعالیت به شورای‌عالی فضای‌مجازی داده نمی‌شود.
    دومین تأکید مقام معظم رهبری بر تثبیت جایگاه مرکز ملی است. ارزیابی شما از این مرکز و فعالیت‌های آن طی سه سال اخیر چگونه است؟ آیا این مرکز توانسته با وجود انفعال شورای‌عالی به وظایف ذاتی‌اش عمل کند؟
    مرکز ملی فضای‌مجازی دو وظیفه کلی دارد، این مرکز چشم و بازوی اجرایی شورای‌عالی فضا مجازی است. این شورا وظیفه تحقیق، تحلیل و تعلیل یا علت‌یابی را دارد و باید تمام فضای‌مجازی را بررسی و پایش کند و به شورای‌عالی فضای‌مجازی خوراک بدهد. دومین وظیفه این مرکز اجرای مصوبات شورای‌عالی فضای‌مجازی است که حکم قانون دارد و در روزنامه رسمی منتشر می‌شود و باید اجرا شود. اگر مرکز ملی فضای‌مجازی رصد فضای‌مجازی را به‌درستی انجام ندهد، داده‌های غلط وارد شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌شود درنتیجه بصیرت این شورا پایین آمده و روی تصمیمات آن تأثیر منفی می‌گذارد. درواقع این شورا باید مسائل را رصد و درباره آن تحقیق کند بعد علت‌یابی کند و درنهایت برای آن تدبیر کند و مصوبات مربوط را به شورای‌عالی فضای‌مجازی ارائه دهد. وظیفه دیگر این مرکز هماهنگی و هم‌افزایی میان سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف را در همه ابعاد برعهده دارد. این مرکز در دوره قبل در بعد هماهنگی بسیار ضعیف عمل کرد و در بعد بازوی اجرایی اصلاً عملیاتی نداشت. در تمام این سه سال و نیم مرکز فقط سه مصوبه داشته که اصلاً اجرا نشد.
    این مصوبات چه بود؟
    یکی الزامات شبکه ملی اطلاعات بود که این الزامات چندگانه‌ای که تصویب شد هیچ‌کدام اجرا نشد و حتی وزارت ارتباطات طرحش را هم به شورای‌عالی ارائه نداد. بحث تولید ترافیک در کشور موضوع دیگری بود که آن‌هم متأسفانه اجرا نشد. سومی هم پیامک‌های تبلیغاتی بود و درنهایت به این نتیجه رسیدند که پیامک‌ها باید بر اساس قانون ارسال شوند که این هم عملاً اجرایی نشد. موضوع دیگر اینترنت سالم و درواقع سالم‌سازی محتوای اینترنت بود. این مسئله هم همچنان‌که می‌بینیم به‌هیچ‌وجه اجرایی نشده و شبکه‌های‌اجتماعی پر است از محتواهای ناسالم و غیراخلاقی.
    شبکه ملی اطلاعات یکی از الزامات قانون برنامه پنجم توسعه است و بر اساس آن دولت مکلف بود در سال نخست این برنامه آن را اجرایی کند اما هم‌اکنون با پایان برنامه پنجم توسعه هنوز این تکلیف اجرا نشده است. از نگاه شما چه موانعی بر سر راه اجرای شبکه ملی اطلاعات وجود دارد؟
    شبکه ملی اطلاعات مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در 10 سال پیش است و در ماده 46 برنامه پنجم توسعه به تکلیف قانونی تبدیل شد. بر اساس این مصوبه وزارت ارتباطات باید ظرف یک سال شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند؛ اما این وزارتخانه وقتش را روی افزایش اینترنت وارداتی و توسعه نرم‌افزارهای خارجی گذاشت که مخالف چشم‌اندازهای شبکه ملی اطلاعات است و فرصت این کار به پاورپوینت‌سازی و ایجاد گزارش‌های بیهوده و بی‌محتوا گذاشت. به همین خاطر هم است که در حکم جدید رهبری برای شورای‌عالی فضای‌مجازی در بند پنجم بر راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پس از تصویب در شورای‌عالی تأکید شده است. این نشان می‌دهد کاری که تاکنون به نام راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات انجام شده باید متوقف شود و خارج از چارچوب منافع نظام نباشد. در حال حاضر به نام شبکه ملی اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان از خزانه برداشت می‌شود اما هنوز هم این شبکه راه‌اندازی نشده است. همچنین در حکم رهبری مرکز ملی فضای‌مجازی باید نظارت مستمر و مؤثر روی شبکه ملی اطلاعات داشته باشد که تاکنون مرکز ملی فضای‌مجازی هیچ دخالتی در شبکه ملی اطلاعات نداشته تا حدی که رئیس مرکز شورای مجازی کشور به عملکرد وزارت ارتباطات در رابطه با تشکیل شبکه ملی اطلاعات اعتراض کرد و گفت هیچ گزارشی در این رابطه به ما ارائه نشده است.
    در حال حاضر چه راهکاری برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پیش رو داریم؟
    بهترین راه برای اجرای شبکه ملی اطلاعات این است که شورای‌عالی فضای‌مجازی راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را از انحصار وزارت ارتباطات خارج کند و بر اساس اصل 44 قانون اساسی آن را به بخش خصوصی و مردمی واگذار کند. در این صورت به‌سرعت کاری که 10 سال است هزینه می‌برد انجام می‌شود چون سود خوبی هم در این زمینه وجود دارد. در ضمن اینکه در حکم رهبری برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات هیچ اشاره‌ای به لزوم اجرای این طرح توسط وزارت ارتباطات نشده است. قطعاً منافع ملی در این است که برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و رقابت در ارائه کیفیت، اجرای این طرح به شرکت‌های خصوصی و دولتی واگذار شود و از انحصار وزارت ارتباطات دربیاید.
    در این صورت به نظر شما این طرح ظرف چه مدت‌زمانی راه‌اندازی خواهد شد؟
    اگر چنین اتفاقی بیفتد ظرف کمتر از سه ماه شبکه ملی اطلاعات در ایران راه‌اندازی و به الگویی برای مدیریت اینترنت در سراسر جهان تبدیل می‌شود.
    یکی از دلایلی که مسئولان امر برای تأخیر در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات ذکر می‌کنند فقدان زیرساخت‌های لازم است. در این صورت چطور می‌شود کاری که 10 ساله انجام نشده را سه‌ماهه به سرانجام رساند؟
    ببینید ما همه زیرساخت‌های لازم برای این کار را داریم. راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فقط نیاز به هماهنگی نقاط اتصال یا IXP ها دارد که این هماهنگی باید در ایران مانند همه نقاط دنیا از انحصار دولت خارج شود و به‌دست خود شرکت‌ها داده شود. 10 سال پیش که طرح شبکه ملی اطلاعات ارائه شد، اینترنت جهان به مدل استار اداره می‌شد و مرکز اینترنت جهان امریکا بود. در طرح شبکه ملی اطلاعات ما مدل استار امریکا را شکستیم. طرح مشابه شبکه ملی اطلاعات ما در خیلی از کشورهای اروپایی مثل بلژیک، آلمان و کشورهای حوزه شنگن، چین و کره‌جنوبی اجرا شد. هم‌اکنون کره‌جنوبی در حوزه فناوری اطلاعات به خاطر آنکه زیرساخت‌های داخلی‌اش را بر اساس شبکه ملی اطلاعات پایه‌گذاری کرد توانست رتبه اول جهان را به‌دست آورد و امریکا که اول دنیا بود حال رتبه 16 شده است. ایران اما 157 دنیاست.
    کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید چگونه می‌توان این شبکه را راه‌اندازی کرد؟
    شرکت مخابرات ایران 32 مخابرات استانی دارد و یک مخابرات سیار که همراه اول است. این شرکت به‌تنهایی می‌تواند شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند. همچنین ما 12 pap در کشور داریم که همه این pap ها زیرساخت‌های کابلی را برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را دارند. اپراتورهای مخابراتی هم می‌توانند شبکه ملی اطلاعات را در سطح اپراتور خود راه بیندازند. کافی است ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب کنیم تا کنسرسیومی از سازمان‌هایی که آمادگی راه‌اندازی این طرح را دارند تشکیل شود یا هرکس آمادگی دارد این آمادگی را به شورای‌عالی فضای‌مجازی اعلام کند و با طرحی که در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب می‌شود اجرای این کار را به بخش خصوصی یا مردمی واگذار کنند.
    شایعاتی در رابطه با قطع استفاده از اینترنت یا کاهش سرعت آن مطرح است. آیا چنین شایعاتی حقیقت دارد؟ با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات چه اتفاقی برای اینترنت می‌افتد؟
    شبکه ملی اطلاعات پنج ویژگی کلی دارد اول اینکه اینترنت است نه اینترانت یعنی ما می‌توانیم با سراسر جهان ارتباط داشته باشیم اما نظام‌مند. دوم اینکه اینترنت سلامت ارائه دهد نه به این معنا که هیچ آلودگی ندارد اما وضعیت کلی آن قابل‌قبول باشد. در حال حاضر بر اساس اعتراف آمریکایی‌ها اینترنت سالم نیست. مؤسسه «کاوننت آیز» امریکا می‌گوید 90 درصد افراد زیر 18 سالی که از اینترنت استفاده می‌کنند حتماً فیلم پورنوگرافی دیده‌اند که موجب بلوغ زودرس می‌شود. بر اساس آمار مؤسسه خانواده امن امریکا، 89 درصد ارتباطات شکل‌گرفته در اینترنت غیراخلاقی بوده است. مطابق تحقیقات مؤسسه «کاوننت آیز» 68 درصد از طلاق‌های ثبت‌شده در 150 کشور دنیا به خاطر ارتباط یکی از طرفین با جنس مخالف از طریق همین شبکه‌ها بوده است. در روز حدود 2 میلیارد و 500 میلیون ایمیل غیراخلاقی و پورنوگرافی ارسال می‌شود و سالی بیش از 420 میلیون صفحه پورنوگرافی به اینترنت اضافه می‌شود؛ بنابراین اینترنت ما سالم نیست. از سوی دیگر اینترنت ما در حال حاضر سریع هم نیست درحالی‌که طی یک سال گذشته واردات اینترنت دو برابر شده و با وجود افزایش کاربران اینترنت نسل سوم از 250 هزار به 20 میلیون نفر رسید اما رتبه ما در فناوری اطلاعات شش پله سقوط کرد. این در حالی است که کف سرعت در شبکه ملی اطلاعات باید 20 مگابایت باشد. از سوی دیگر اینترنت باید امن باشد و مردم با امنیت خاطر بتوانند در این فضا فعالیت کنند. وقتی گوشی اندروید را می‌خریم و از اینترنت آمریکایی استفاده می‌کنیم و تمام پورت‌های آن را مخابرات برای امریکا باز می‌گذارد درنتیجه با نصب یک نرم‌افزار ott با بررسی بخش تنظیمات این نرم‌افزار متوجه می‌شویم که این نرم‌افزار به تمام اطلاعات موجود درگوشی شما دسترسی دارد و می‌تواند آن‌ها را از کشور خارج کند؛ این یعنی نقض حریم‌خصوصی.
    از سوی دیگر یکی از اسناد اسنودن می‌گوید در یک ماه 14 میلیارد بسته اطلاعاتی از ایرانی‌ها سرقت شده که این در دنیا بی‌سابقه است و بر این اساس ایران رتبه نخست ناامن‌ترین اینترنت جهان را دارد. علاوه بر این اینترنت باید ارزان باشد اما در حال حاضر گاهی تا 20 برابر و نسبت به برخی کشورهای دیگر تا 2 هزار برابر است و این به خاطر وجود 15 واسطه‌ای است که در مسیر فروش اینترنت وجود دارد. شبکه ملی اطلاعات این معضلات را حل می‌کند و اینترنت سریع، سالم، ایمن و ارزان را ارائه می‌دهد. برخلاف جوسازی‌های برخی رسانه‌های بیگانه که با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فیلترینگ قوی‌تری اعمال می‌شود اصلاً فیلترینگ در قانون شبکه ملی اطلاعات وجود ندارد. در مقابل انگلستان مدعی تحت قانون اینترنت خانواده‌پسند سایت‌های اینترنتی زیان رسان به نظام خانواده را در کشورش فیلتر کرد./998/د 102/س

    منبع: روزنامه جوان – شنبه، 4/7/1394 – شماره 4635 – صفحه 9
    گزارش از زهرا چیذری


  2. اگر به دستورات امام خامنه ای عمل نکنید، به وصیت امام خمینی (ره) عمل می کنیم

    آگوست 4, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    اخطار جدی به وزارت ارتباطات

    روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی در گفت‎وگو با خبرنگار سیتنا درباره عدم هم‌خوانی در رویه تصویب نشدن پیوست فرهنگی توسط شورای عالی فضای مجازی و موافقت وزارت ارتباطات با اجرای پایلوت نسل سوم و بالاتر برای ایرانسل، گفت: طبق بندِ یک اصل 110 قانون اساسی، تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران به عهده رهبر انقلاب اسلامی است و بر اساس بند یک سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه ابلاغی از طرف امام خامنه‌ای، دولت موظف است برای طرح‌های مهم، پیوست فرهنگی ارائه دهد.

    وی در ادامه با غیرقانونی دانستن این تصمیم وزارت ارتباطات، خاطرنشان کرد: در صورت صحت این خبر دردآور باید گفت متأسفانه این اولین باری نیست که وزارت ارتباطات خلاف قانون عمل می‌کند.

    این پژوهشگر فضای مجازی با الزام به تهیه و تایید پیوست فرهنگی برای فناوری‌های جدید، تاکید کرد: پیش‌ از این نیز وزارت ارتباطات در ارتباط با شبکه ملی اطلاعات موضوع ماده 47 قانون برنامه پنجم توسعه، افزایش پهنای باند اینترنت بین‌الملل، پاسخگویی به شورای عالی فضای‌مجازی، صدور مجوز برای فعالیت اپراتور سوم و مراکز عمده‌فروش اینترنت، جلوگیری از ورود محتوای نامناسب به داخل کشور و اجرای فیلترینگ هوشمند، برخورد جدی و مؤثر با کم‌فروشی اینترنت و دزدی پهنای باند، اجرای مصوبه قانونی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مبنی بر مسدودسازی نرم‌افزار واتس‌اپ و اجرای دستور قوه‌قضاییه مبنی بر مسدودسازی اینستاگرام و واتس‌اپ رفتاری به‌دوراز قانون و وظایف خود داشته است.

    وی ادامه داد: این وزارت خانه در مباحثی همچون جلوگیری از ورود کالاهایی مانند گوشی‌ها و تلویزیون‌های هوشمند قبل از تهیه پیوست فرهنگی، جلوگیری از ورود نرم‌افزارها، بازی‌ها و فیلم‌های مخرب، از کار انداختن فیلترشکن‌ها و ابزارهایی که استفاده غیرقانونی دارند، جلوگیری از خروج اطلاعات به‌صورت رمز شده و وسیع از کشور و بسیاری موارد دیگر نیز رفتاری سؤال‌برانگیز داشته است که در تذکر به این موارد، فریاد نمایندگان مجلس و اعضا و دبیر شورای عالی فضای‌مجازی و دلسوزان اهل‌فن نیز تاکنون مؤثر واقع نشده است.

    مؤمن‌نسب با پیش‌بینی اقدامات خودجوش جوانان انقلابی و حزب‌الهی برای مقابله با گسترش تکنولوژی‌های جدید بدون تایید فرهنگی، بیان کرد: در ارتباط با زمزمه‌های راه‌اندازی مجدد سرویس مکالمه تصویری و افزایش سرعت دسترسی به اینترنت با استفاده از فناوری 3G و انجام عملیات ضدفرهنگی و بدون برنامه، قبل از تدبیر برای رفع اشکالات احتمالی و تصویب پیوست فرهنگی و پیش از صدور مجوز شورایی که با حکم امام امت تأسیس شده است، به وزارت ارتباطات هشدار می‌دهیم «از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به‌طور قاطع اگر جلوگیری نشود» به بند «م» وصیت‌نامه امام خمینی (ره) عمل کرده و اگر مجلس و دیگر دستگاه‌های مربوطه نیز کوتاهی نمودند، مردم و جوانان حزب‌اللهی خودشان به تکلیف عمل خواهند کرد و جلو این اقدامات خلاف قانون را خواهند گرفت.

    وی در پایان افزود: البته بهتر است هر چه سریع‌تر مجلس شورای اسلامی، شورای عالی فضای‌مجازی و دادستان کل کشور به‌عنوان مدعی‌العموم در گستره کشوری و عضو شورای عالی فضای‌مجازی به وظایف قانونی خود عمل کنند و جلوی قانون‌شکنی‌های متعدد و نافرمانی‌های مکرر این وزارتخانه از فرمان‌های ولی امر مسلمین را بگیرند و اجازه ندهند آقایان بار دیگر برگه‌ای سفید امضاء را به‌عنوان پیوست فرهنگی ضمیمه طرح‌های کلان کرده و به شأن و شعور ملی توهین شود/.

    سیتنا


  3. جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی

    ژوئن 15, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکم بِوَاحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَ فُرَادَی*

    «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌داری حضرت حجت -ارواحنافداه- است»*. از طرفی «در دنیای اسلام، جوانان عصر ارتباطات و عصر اینترنت که با مسائلِ دور از محیط خود به‌راحتی می‌توانند ارتباط بگیرند، دنبال این هستند که دربارهٔ مسائل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و دربارهٔ معمار این بنای عظیم، مطالب بیشتری بدانند»*؛ در نتیجه از جملۀ مهمترین تکالیف همه ما «استفاده حداکثری از فضای‌مجازی به‌منظور ارتباط و همکاری وسیع و هدفمند با ملت‌ها، خصوصاً ملل مسلمان، در جهت ترویج و تحقق گفتمان انقلاب اسلامی» و «برنامه‌ریزی برای گسترش هدفمند ارتباطات و همکاری‌های جهانی با ملت‌ها اعم از نخبگان و توده مردم از طریق فضای‌مجازی در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی» است.

    در این راهِ روشن «نکته‌ای که وجود دارد این است که نظام اسلامی با مبارزه به‌وجود آمد، بدون مبارزه این نظام تحقق‌پذیر نبود؛ همهٔ آرزوهای بزرگ در دنیا همین‌جور است. حفظ نظام و پایداری نظام هم با مبارزه به‌وجود آمد؛ اگر مبارزهٔ مردم نبود، اگر مبارزهٔ امام نبود، اگر مبارزهٔ مسئولان در میدان‌های مختلف نبود، این نظام باقی نمی‌ماند و از بین می‌رفت»*؛ پس «کار من و شما ادامهٔ آن مبارزه است، و بدون مبارزه»* نمی‌توانیم «به آن هدف‌ها دست پیدا»* کنیم و «تا بانگ لااله‌الاالله و محمد رسول‌اللّه بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم»*، البته «مبارزهٔ صمیمی، جدی و خردمندانه»*.

    خدای والا هم مژده داده است «که اگر مبارزه کنید، اگر صبر کنید، اگر به خدای متعال توکّل کنید، در جایی که گمان آن را نمی‌برید و امید آن را ندارید، به شما قدرت خواهیم داد.»*

    از ۱۷ اسپند ۱۳۹۰ چند سال می‌گذرد؛ در این روز، به عناوین بسیاری از مقامات کشور، عنوان تازه‌ای افزوده شد و امام خامنه‌ای فرمان تأسیس «شورای عالی فضای‌مجازی»* در برترین تراز را صادر فرمودند.

    گفتار امام بارها گفته و بازگفته شده است که «فضای‌مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد»* و «اداره فضای مجازی کشور نیازمند حرکتی انقلابی است»*؛ گرچه علی‌الظاهر چشم‌داشتن به درک این پیام برجسته توسط مسئولان کشور، دور از انتظار است.

    این بی‌توجهیِ دردآورِ مسئولان، انگیزه شد «جوانان مؤمن و انقلابی»* همزمان با زادروز نجات‌بخش بشریت «اراده»* کنند، جبهه «انقلاب اسلامی»* در فضای‌مجازی را با آرمانِ ایجادِ دگرگونی بنیادین در زیرساخت‌ها و محتوای فضای‌مجازی و «گفتمان‌سازی»* و پیگیریِ نهضتِ «مطالبه»* بر محور فرمان‌های امام خامنه‌ای، پایه‌ریزی کنند.

    این جبهه پس از «مرزبندی صحیح و صریح با جبههٔ دشمن»* مأموریتهای خود را در «مواجهه فعال و مبتکرانه» با «جبههٔ پرقدرت غربی»* و «جبههٔ استکبار»* و «جبهه فرهنگیِ دشمن و تهاجم نوبه‌نو و سازمان یافته از سوی دشمن»* تعریف می‌کند و با «حضور قوی و هدفمند» «درمجامع و سازمانهای جهانی و ایجاد ائتلاف قوی مرکب از ملت‌ها و دولت‌ها در جهت کاهش حاکمیت قدرت‌های بزرگ در عرصه اینترنت و به وجود آمدن بستر عادلانه و اخلاقی برای استفاده از این ابزار توسط همه ملت‌ها و دولت‌ها و همچنین تأمین حقوق ملت ایران در این عرصه» اقدام خواهد کرد.

    اهداف جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی بدین شرح است:

    ۱/ مواجه فعال و مبتکرانه و حضور خلاقانه در فضای‌مجازی، از نظر فنی و محتوایی.

    ۲/ به حداقل رساندن اتکای فنی کشور به کشورهای دیگر در فضای‌مجازی از طریق تولید سیستم‌عامل بومی و طراحی سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای مناسب دیگر.

    ۳/ کاهش مراجعه کاربران ایرانی به اینترنت جهانی از طریق اجرای شبکه ملی اطلاعات، آی پی تی وی، آی پی مدیا و پروژه‌های دیگر و راه‌اندازی و تقویتِ جایگزین‌های مناسب برای سرویس‌های خارجی از جمله راه‌اندازی یا تقویت حداقل یک موتورجستجو و چندین سرویس ایمیل قوی و قابل رقابت با نمونه‌های مطرح خارجی.

    ۴/ آموزش عمومی، فرهنگ‌سازی و هشیارسازی مردم در مورد مخاطرات فضای‌مجازی از طریق تولید تارنماهای آموزشیِ قوی و جذاب و اقدامات متناسب دیگر.

    ۵/ مقدم داشتن محتوا نسبت به زیرساخت‌ها و تولید وسیع و زاینده محتوای مفید در فضای‌مجازی.

    ۶/ استفاده حداکثری از نیروها و تشکل‌های مردمیِ حزب‌اللهی با هدف استفاده از فرصت‌های فضای‌مجازی و ایجاد باشگاه‌ها، کانون‌ها و انجمن‌های عمومی و تخصصی.

    ۷/ مسلط کردن کشور بر دروازه‌های ورودی و خروجی فضای‌مجازی، به نحوی که امکان ارتباطات رمز شده و دور زدن سامانه فیلترینگ کشور وجود نداشته باشد.

    ۸/ دستیابی به بالاترین سطح از امنیت و سلامت در فضای‌مجازی از طریق تولید سامانه ضدبدافزار بومی و تقویت و بالا بردن سرعت و دقت سامانه‌های پالایش محتوای مضر.

    ۹/ در نظر گرفتن شرایط جنگ فرهنگی از طریق تولید بازی‌های رایانه‌ای قوی و جذاب و حاکم کردن روحیه جهادی و گسترش تعامل و هم‌افزایی در میان نهادها و فعالان فضای‌مجازی.

    ۱۰/ صیانت از زیرساخت‌های حیاتی در برابر حملات اینترنتی و جلوگیری از نقض حریم خصوصی و سرقت اطلاعاتِ کاربران.

    ۱۱/ ارتباط و همکاری با ملت‌ها از طریق ایجاد گروه بزرگ و قوی از پایگاه‌های خارجیِ هماهنگ با سیاست های جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های گوناگون به ویژه عرصه فرهنگی.

    ۱۲/ ایجاد ائتلاف قوی از ملت‌ها و دولت‌های جهان با هدف تشکیل سازمان جهانی اینترنت و از میان بردن انحصار آمریکا در فضای‌مجازی.

    عملاً و بصورت بالقوه تمامی «مراکز و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، خبری و اینترنتی»* و «تشکل‌های مردمیِ»* «علمی، فرهنگی و سیاسیِ»* «عدالت‌خواه»* و «انقلابی»* به صورت همه‌گیر، تارنماها و دفترهای جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی هستند و «آحاد مردم»* و «مظلومین عالم»* خصوصاً هرکس که «با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند»* عضو این جبهه شمرده می‌شود/.

    جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی


  4. نسبت‌يابی فرمايشات امام خامنه ای با فضای مجازی؛ «آن‌روز اينترنت نبود»

    آوریل 8, 2014 توسط روح الله مومن نسب

    روزنامه جوان

    «اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است»! عمق استراتژیک این جمله راهبردی را فقط گوینده آن می‌داند، کسی که می‌گوید: «اگر می‌توانستم خودم مسئولیت این شورا را به عهده می‌گرفتم»، ولی امر مسلمین و نائب برحق امام زمان (عج) است.

    شاید بتوان مدعی شد، فرمان تأسیس قدرتمندترین نهاد فضای مجازی در میان کشورهای جهان، از مظلوم‌ترین فرامین امام خامنه‌ای است؛ فرمانی که مخاطبان آن از سال 1390 موظف شدند نهادی را بنا کنند که «سرمایه گذاری وسیع و هدفمند در جهت بهره گیری حداکثری از فرصت ها» و «برنامه ریزی و هماهنگی مستمر به منظور صیانت از آسیب های ناشی از اینترنت» با تمام قدرت دنبال کند.

    ترکیب اعضاء این شورا نشان می‌دهد فضای مجازی از نگاه امام، ساحت دیگری است از فضای واقعی و همه بخش های کشور باید از هر بعدی آن را در حد و قامت فضای واقعی مورد توجه قرار دهند.

    اینکه بر سر 4 بند و 40 ماده شرح وظایف مکتوب با امضاء امام خامنه‌ای خطاب به اعضاء شورای عالی فضای مجازی، در این سال‌ها چه آمده است و فاجعه بی توجهی به فرمان امام آنقدر شرم آور است که نمی‌توان در سومین سال تاسیس این شورا ادعا کرد که یکی از 40 بند اجرایی شده است، بماند برای مجالی دیگر؛ اما آنچه بیشتر دل انسان را به درد می‌آورد این است که «متأسفانه خیلى از مسئولین فرهنگى ما» که البته اعضاء شورای عای فضای مجازی و مخاطب شرح وظایف یاد شده نیز هستند، «با مسائل فرهنگى، در میدان مرتبط نیستند»، از خواندن «کتاب» و مطالعه «غالباً بركنارند» و این بی‌اطلاعی آن‌ها باعث می‌شود مدام آب در آسیاب دشمن بریزند و در پاره‌ای مواقع از پایگاه‌های جنگ نرم دشمنان ملت ایران از جمله شرکت صهیونیستی فیسبوک، دفاع کنند و بی آنکه جایگاه خطیر خود را بشناسند و از بایسته های این فضا اطلاع داشته باشند، نقش وکیل و نماینده منطقه ای یک شرکت صهیونیستی را، ان شاءالله، بی مزد و مواجب به عهده بگیرند و البته آن دیگر «مسئول» که وظیفه «کاهش مراجعه کاربران ایرانی به اینترنت جهانی» را برعهده دارد، وعده افزایش صدبرابری پهنای باند اینترنت بین الملل را می‌دهد و از یک شرکت هتاک دفاع می‌کند!

    بررسی وضع اسفبار شورای فشل فضای مجازی، خود حدیث مفصلی است که در آینده به آن پرداخته خواهد شد؛ اما در این مقال، مجال یافته‌ایم نسبت های فضای مجازی با فرمایشات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با محوریت فرمایشات معظم له در جمع اعضاء خبرگان رهبری را قلمی کنیم، باشد گامی شود در مسیر نورانی جاده انتظار…

    «امروز جهان درگير تحوّلات اساسى است، اين را نمي شود منكر شد.» بیش از یک سال پس از صدور فرمان تشکیل شورای عالی فضای مجازی، فردی به نام ادوارد اسنودن از آمریکا می‌گریزد و اسناد مهمی را منتشر می‌کند. انتشار این اسناد، مهر تائیدی می‌شود بر لزوم توجه به «ساماندهی امنیت فضای مجازی کشور» و عمق فاجعه بشریِ نقض گسترده حریم خصوصی و حقوق شهروندی توسط شیطان بزرگ، در ایران و دیگر کشورهای جهان را نشان می‌دهد.

    بر اساس یکی از این اسنادِ فوق سریِ افشاشده، آژانس امنیت ملی آمریکا در پروژه‌ای تحت عنوان “PRISM”، از سال ۲۰۰۷ به سرورهای گوگل، مایکروسافت، یاهو، فیس‌بوک، پل‌تاک، یوتیوب، اسکایپ، ای‌اوال و اپل دسترسی کامل دارد. درک عمق فاجعۀ افشاشده در این سند، زمانی دردناک تر می‌شود که بدانیم فضای مجازی ایران رسماً در تسخیر محصولات و تارنماهای این کمپانی‌ها است.

    سند دیگری به نام Boundless Informant نشان می‌دهد آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA)  در ایران نقطه کور اطلاعاتی ندارد و آمریکا موفق شده است در یک ماه، ۱۴ میلیارد قطعه-داده از شبکه‌های تلفن و رایانه کاربران ایرانی جاسوسی کند. این سندِ ننگین بیانگر این است که کشورمان از نظر امنیت فضای مجازی، ناامن‌ترین کشور جهان است و اگر در سال‌های گذشته طبق دستور امام «فضای مجازی کشور به بالاترین سطح از امنیت» رسیده بود، امروز این اتفاق جبران‌ناپذیر رخ نداده بود.

    این اسناد و دیگر سندهای منتشرشده باعث شد همه کشورهای جهان از جمله چین، آلمان، روسیه، برزیل، کره جنوبی، فرانسه و ده‌ها کشور دیگر در «شرق و غرب عالم»، به فکر جدایی از اینترنت آمریکایی بیافتند و «تحوّلات اساسى» را در فضای مجازی کشور خود دنبال کنند.

    اما لزوماً همه این کشورها نسبت به علت این رفتار نژادپرستانه آمریکا «آگاه» نشده‌اند و نمی‌دانند که اینترنت آمریکایی و پایگاه‌های اینترنتی صهیونیستیِ گوگل و فیسبوک و امثال این‌ها بر اساس «تمدن کنونی غرب» به وجود آمده‌اند که این تمدن نیز «بر اساس اومانیسم و اصالةالانسانیه» «بنا شده است»؛ «معنای آن این است که انسانیت، عنصر اصلی و هدف اصلی و قبله‌ی اساسی برای این تمدن خواهد بود» «و باطن این تمدن مادی -که ضد انسان است و ضد فطرت الهی است- دارد خودش را نشان می دهد».

    این تمدنِ «بی باک از کارهای زشت»، «در عرصه‌ی اخلاقی» با «توهین به مقدسات» در سایت یوتیوب از طریق انتشار فیلم های توهین‌آمیز و در شبکه به اصلاح اجتماعی فیسبوک با حفظ و حمایت از صفحه توهین به امام علی النقی (ع) و دیگر معصومین (ع) و در گوگل با برتری دادن به نتایج توهین‌آمیز، به راحتی «به مقدسات اهانت می کند و آسان و به‌عنوان آزادی، مقدسات را، چهره‌های نورانی را ملکوک می کند، پیامبران را، بزرگان را، نه فقط پیغمبر ما را، همه‌ی پیغمبران را، مورد اهانت قرار می دهد».

    «ازدواج با هم‌جنس! این غیر از همجنس‌بازی است، بمراتب بالاتر است؛ یعنی علناً منکرِ ضد فطرت را در زندگی خودشان راه می دهند»؛ شبکه‌های اجتماعی و پایگاه‌های اینترنتی آمریکایی برای کمک به تشکیل و پشتیبانی از گروه‌های هم‌جنس‌گرا در قامت یک مبلغ تمام‌عیار ظاهر می‌شوند، به نحوی که گوگل آرم اصلی خود را در حمایت از این تفکر شیطانی تغییر می‌دهد و فیسبوک گزینه هم‌جنس‌گرا را در بخش انتخاب جنسیت کاربران خود قرار می‌دهد! پایگاه‌های شیطان بزرگ «امروز علناً و صریحاً به این اعتراف میکنند و دو هم‌جنس» در این شبکه‌ها به هم معرفی می‌شوند و «با یکدیگر ازدواج می کنند و کلیساها این را ثبت می کنند و رئیس‌جمهور آمریکا اظهارنظر میکند و میگوید من موافقم با این کار!» و با مراجعه به دفتر این پایگاه‌ها، آن‌ها را تشویق می‌کند!

    در شبکه‌های به اصطلاح اجتماعی آمریکایی از جمله فیسبوک، بی‌حجابی و بی‌حیایی و بی‌عفتی و «شهوترانی» از طریق ترویج مدلینگ، مدسازی و تبلیغ پوشش های غیر اسلامی، استفاده ابزاری از جنس زن، ترویج و تسهیل رابطه‌های نامشروع از طریق ابزارهای ارتباطی مبتنی بر تلفن همراه مثل وایبر، اینستاگرام، وی چت، واتس اپ و… ترویج موسیقی های محرک جنسی در قالب های مختلف انجام می‌شود که این‌ها و بسیاری نمونه‌های دیگر، نمایانگر «فساد باطنی و درونی» «تمدن غرب» است.

    «در جبهه اخلاقی» پایگاه‌های صهیونیستی فیسبوک و گوگل پلاس با «پر رویی» و «گستاخی» زائدالوصفی، صفحه گروهک های تروریستی مجاهدین خلق، پژاک، جیش العدل، گروه‌های تکفیری و… را حفظ و ترویج می‌کنند، به نحوی که این صفحات تبدیل به ابزار جذب، ارتباط گیری و آموزش جنایت های بشری شده‌اند. البته افراد بریده از گروهک‌ها نیز بر این مسئله صحه گذاشته‌اند.

    از طرفی اکنون عبارت سایبر تروریسم یا تروریسم مجازی در ادبیات بین‌الملل جای خود را بازکرده و اندیشمندان جهان، آن را به مراتب خطرناک‌تر از تروریسم سنتی می‌دانند؛ به این معنا که «دولت های متخاصم غربی» اقدامات برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند را با اغراض سیاسی و غیرشخصی، علیه رایانه‌ها و امکانات و برنامه‌های ذخیره‌شده در درون آن‌ها، با هدف نابودی یا وارد آوردن آسیب‌های جدی به آن‌ها از طریق شبکه جهانی اینترنت، صورت می‌دهند؛ که طراحی و آلوده کردن رایانه‌های تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز به ویروس استاکس‌نت به دستور مستقیم اوباما را می‌توان نمونه بارز «حمایت صریح از تروریسم» توسط دولت آمریکا دانست؛ «آن هم تروریسم خشن، وحشی، سبُع».

    «دولت و رژیم مزور آمریکا» با «وقاهت»، هویت مجازی انسان‌ها در فیسبوک، گوگل، یاهو و دیگر پایگاه‌های آمریکایی را به بهانه‌هایی مثل نقد دولت آمریکا اعدام می‌کند، به نحوی که بر اساس این مقررات غیرانسانی، هویت مجازی چند رئیس‌جمهور و مقامات دولتی کشورهای مردمی و اسلامی، بدون هیچ توضیحی در فیسبوک به «قتل» می‌رسد و دولت آمریکا نیز به صورت مستقیم پایگاه‌های اینترنتی بسیاری را از روی سرورها حذف کرده یا حتی دامنه آن‌ها را مصادره می‌کند.

    بر اساس اسناد افشاشده، دولت آمریکا، انگلستان و «رژیم اشغالگر قدس»، ارزشمندترین سرمایه‌ها در عصر اطلاعات، یعنی اطلاعات «ملت ها» را «غارت» کرده و به مرزهای مجازی آن‌ها تجاوز می‌کنند. در گوگل حق مالکیت معنوی نقض می‌شود و سرقت کلیک، دزدی پهنای باند و غارت سرمایه‌های انسانی، فکری و برده‌داری نوین را در جهت تفکر صهیونیستیِ غصب و غارت، دنبال می‌کنند. نمود و نماد این رفتار «ضد حقوق بشری» را می‌توان در بازی های برخط، مانند تراوین و ای ریپابلیک، به وضوح مشاهده کرد.

    نهادینه کردن و آموزش «خشونت» از طریق بازی های رایانه مانند GTA و رفتارهای خشن در قالب ورزش های ساختگی و خطرناکی مثل کشتی کج را می‌توان در تمام بخش های فضای مجازیِ آمریکایی مشاهده کرد. این راهبرد فرهنگی غرب تنها به بازی های رایانه‌ای ختم نمی‌شود بلکه در زنجیره رسانه ای-شیطانی آن‌ها، شبکه‌های اجتماعی فیسبوک، توئیتر و گوگل پلاس در ترویج «خشونت» و «راه‌اندازی گروه‌های تندرو، افراطی و آدم‌کشی» و تحریک مردم و سازمان‌دهی مخالفان باهدف برهم زدن نظم عمومی جوامع، نقش بسزایی دارند. این رفتار هدفمندِ آمریکا نتیجه‌ای جز ترویج و تشویق افراد به پرخاشگری و نفرت ندارد.

    گوگل و فیسبوک با ترویج و تاکید بر هفته‌ای به نام هفته زبان مادری و شیطنت در ایجاد اختلافات مذهبی و «برجسته کردن خصوصیات قومی و دمیدن در آتش قوم‌گرایی، کارهای خطرناکی را دنبال می کند» که این رفتار شیطانی آن‌ها «بازی با آتش است» و باید به «این مسئله مهم» نیز توجه شود.

    «فضاحت‌های امریکا» در فضای مجازی فقط به مسائل پیش گفته ختم نمی‌شود، بلکه «از صد رقم رفتار ضدحقوق بشری آمریکا، مردم دنیا شاید ۸۰ـ۷۰ رقم آن را نمی‌داند».

    این «جنایتکارن» «به پول»، «ابزارهای تبلیغاتی» و «علم» در فضای مجازی «مجهز» هستند؛ به نحوی که مرکز اینترنت جهان در یک پادگان نظامی آمریکا قرار دارد و ریاست این مرکز به عهده یک ژنرال عالی‌رتبه ارتش آمریکا است که وظیفه برقراری حکومت‌نظامی در اینترنت را بر عهده دارد.

    اغلب این اتفاقات دردناک به چهار دلیل رخ می‌دهد که لازم است مسئولین با «خودنگری و بازیابیِ وظیفه» این اشکالات را در خود رفع کنند:

    اول اینکه «مسئولین به مردم اعتماد» داشته باشند و «به نیروی مردم تکیه» کنند.

    دوم اینکه «مسئولین در مواجهه با دشمن احساس ضعف» نکنند و «به خدا تکیه» کنند و «حاضر به حرکت جهادی» شوند.

    سوم اینکه متأسفانه اغلب مشاوران مسئولین و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات در مواجهه با «استقلال» در فضای مجازی را می‌توان حداقل در یکی از سه گروه زیر مشاهده کرد:

    گروه اول، کسانی که وابسته به وابسته بودن هستند؛ یعنی «آدمهاى خودپرستِ منفعت‌طلبى كه در همه عمرشان، به جز منافع شخصيشان چيز ديگرى را نمى‌بينند» و در اینجا نیز منافع شخصی یا سازمانی خود را با «استقلال» ملتشان در تناقض می‌بینند، در نتیجه با آن می‌جنگند.

    گروه دوم،به اصطلاح روشنفکران غرب‌زده (و در اینجا، آی تی زده) هستند که مسحور جلال و جبروت مجازی صاحبان قدرت و شوکت مادی شده‌اند و مدام بر طبل ما نمی‌توانیم، آن هم با تمام توان می‌کوبند.

    گروه سوم، «آدم‌هاى كوته‌فكر و سطحى‌نگر» هستند که «استقلال» را با «عنوان جهانى شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعه‌ى جهانى، از بين می برند و كمرنگ می كنند»، این افراد «مقاله مي نويسند، حرف مي زنند» و با تأسی بر شعار فریبنده «جهانی شدن» همراه با «مغالطه»، تلاش می‌کنند مردم و مسئولین را به دست برداشتن از «وطن دوستی» و انصراف از «تکیه بر توان خود»، تحریک و تشویق کنند و «مرزبندى صحيح و صريح با جبهه‌ى دشمن» را این‌گونه تبلیغ می‌کنند که با این کار «رابطه‌مان با دنیا قطع» می‌شود.

    درحالی‌که «مرزبندی صحیح و صریح با جبهه‌ى دشمن» در فضای مجازی «به معنای این نیست که ما رابطه مان را قطع کنیم»، «این مرز این نیست که شما نمی روید آنجا» و پایگاه‌های اینترنتیِ آن‌ها را نمی‌بینید، بلکه «آن‌ها نمی آیند اینجا»، «معنای این مرز این است که هر رفت‌وآمدی منضبط خواهد بود. معلوم باشد کِی می رویم، چه کسی می رود، چه‌جور می رود؛ چه کسی می‌آید، کِی می‌آید، چه‌جور می‌آید، چرا می‌آید». «یعنی مرز مخلوط نشود. کسانی که سعی میکنند این مرز را کمرنگ کنند یا محو کنند یا از بین ببرند، اینها به مردم خدمت نمی کنند، اینها به کشور خدمت نمی کنند».

    این افراد «بمجرد اینکه یک مشکلی برای کشور پیش می‌آید، فوراً شروع می کنند به ملامت کردنِ کسانی که استقامت کرده اند که: هان، دیدید، آدم وقتی این‌جور سر حرفش می‌ایستد، این مشکلات پیش می‌آید!» متأسفانه تفکرات خطرناک فوق، «آزاداندیشان»، «استقلال‌طلبان» و «چهره های نورانی» در فضای مجازی را با این روش «ملکوک» می‌کنند.

    درحالی‌که «این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله» در فضای مجازی «جوانان انقلابی با انگیزه های دینی» «کم نیستند و زیادند»؛ نباید این «افتخارات بزرگ را نادیده گرفت» و «با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمیشوند؛ لکن ما باید قدر اینها را بدانیم».

    «این جوانان متدین» افرادی هستند که با راهبُرد مشخص، سعی می‌کنند خودباورانه و با «اعتمادبه‌نفس»، ضمن «مبارزه با استعمار»، «وابستگی» و «وادادگی»، به همه ثابت کنند که: «ما می‌توانیم». به این دسته «انقلابی» گفته می‌شود و «انقلابی‌ها» پیش از هر چیز «استقلال طلب» هستند، زیرا بدون «استقلال» نمی‌توان به آزادی و مردم‌سالاریِ مبتنی بر «آموزه های عمیق اسلامی» رسید.

    «مسئولین کشور» در رابطه با فضای مجازی نیز باید «در مقابله‌ی با دشمن حرفِ صریح» بزنند و «عدم انفعال ملت ایران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صریح بیان» کنند.

    البته «عهدشکنی» و «زیاده‌طلبی» شبکه‌های اجتماعی و لانه‌های جاسوسی آمریکا از جمله فیسبوک، «براى مردم دنيا آشكار شده و امروز منفورند در دنيا»؛ به نحوی که صدراعظم آلمان که از متحدان اصلی آمریکاست، صراحتاً از عملکرد شرکت‌هایی مانند گوگل و فیسبوک انتقاد می‌کند، مقامات اتحادیه اروپا از کاربران می‌خواهند فیسبوک و گوگل را ترک کنند و کشورهای مختلف جهان از جمله چین، روسیه، فرانسه، آلمان، ترکیه، برزیل و ده‌ها کشور دیگر رسماً اعلام کرده‌اند اینترنت خود را از اینترنت آمریکایی جدا می‌کنند و شبکه ملی اطلاعات و سرویس های امن بومی را در کشورهای خود راه‌اندازی خواهند کرد. این اقدامات جدا از اعتراضات بین‌المللی و صدور قطعنامه و طرح شکایات از دولت آمریکا صورت می‌گیرد که باعث شده «برای جبهه‌ی استکبار آبرویی باقی نماند».

    «نگاه ما به مسائل خودمان و مسائل جهان، باید نگاه جدی‌ای باشد». به این معنا که باید به فضای مجازی «نگاه مبتکرانه و اساسی» داشته باشیم. باید باور کنیم که امکان ندارد در فیسبوکِ اسرائیلی، انقلاب اسلامی به بار نشیند و راهکارهای بهینه‌سازی موتور جستجوگر گوگل (SEO) مزیت های فرهنگی ما را قربانی فرهنگ منحط غرب می‌کند؛ به نحوی که مدیران پایگاه‌های اینترنتی ایرانی به دلیل وابستگی تأسف‌بار کاربران ایرانی به گوگل، ناچارند برای دیده شدن، بر اساس استاندارد های شیطان بزرگ رفتار کنند و با انتشار محتوا و تصاویر «غیر اسلامی» و «غیر اخلاقی» بازدیدگنندگان تارنمای خود را افزایش دهند.

    یکی دیگر از مهم‌ترین آفت‌ها، عدم «واقع بینیِ واقعیت های موجود» در فضای مجازی است که باعث شده است «ظرفیت های بی شمار ملی» نادیده گرفته‌شده و «از دشمنی دشمن، غفلت» شود. برای بازتر شدن موضوع می‌توان آن را این‌گونه بیان کرد که بسیاری از «عناصر انقلابی» به دلیل عدم آگاهی، به این مهم توجه نمی‌کنند که هیچ تفاوتی بین گوگل با آمریکا و فیسبوک با رژیم صهیونیستی نیست، در نتیجه در سرزمین مجازی دشمن مقیم شده‌اند و «این را نباید فراموش کنیم؛ این واقعیتی است» که گردانندگان و مالکان این پایگاه‌های شیطانی «دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملی ما هستند و دشمن ملت ما هستند». به قول سعدی: «دشمن چون از همه حیلتی فرومانَد، سلسله‌ی دوستی بجنبانَد» و «آنگاه در دوستی کاری کند که هیچ دشمنی نکرده باشد».

    البته نمی‌توان در شکل‌گیری انقلاب اسلامی در فضای مجازی، نقش علما را نادیده گرفت. «علما هادیان امتند و وظایفی دارند و مردم را باید روشن کنند؛ در نظام اسلامی وظیفه‌ی علما فقط گفتنِ مسئله‌ی نماز و روزه نیست، مردم را بیدار می کنند، هوشیار می کنند، حقایق را به مردم می گویند، بصیرت‌افزایی می کنند».

    «جنگ، جنگ اراده هاست» و باید «جوانان مؤمن انقلابی» با «احساس وظیفه اسلامی» و با تقویت «روح خودباوری و خودبازیابیِ هویت اسلامی» «در قامت افسران جوان جنگ نرم» و «پاسداران انقلاب اسلامی» به جنگ «پاسداران تمدن غرب» در فضای مجازی بروند.

    «انقلاب» اسلامی در فضای مجازی هم «حرف اسلام را میزند»، «حرف استقلال را میزند، حرف ایستادگی ملی را میزند، حرف توسعه‌ی درون‌زای کشور را میزند، حرف عدل را میزند و برای این اهداف بزرگ تلاش میکند و کار میکند؛ همه‌ی اینها مسائل انقلاب است؛ اینها چیزهای مهمی است. این یک واقعیت است».

    «واقعیت دیگری که از آن نباید غفلت کرد، انگیزه‌های دینی در نسل امروز انقلاب است.» «ما امروز، جوان انقلابی بسیار داریم، در سرتاسر کشور داریم، از همه‌ی قشرها داریم، در دانشگاه‌ها بسیار داریم، جوانی که هم متدین است، هم انقلابی است؛ به اعتقاد من این جوان از جوان انقلابی اولِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آن‌روز اولاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهیجان اتفاق افتاده بود؛ ثانیاً آن‌روز اینترنت نبود، ماهواره نبود، این همه تبلیغات گوناگون نبود، این جوان در معرض این همه آسیب نبود، جوان امروز در معرض این همه آسیبها است؛ اینترنت جلوی او است، این همه تلاش دارد میشود برای اینکه این جوان را منحرف کنند،» اما «این جوان، متدین باقی میمانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمیت میدهد، نمازِ شب میخواند، نافله میخواند، در مراسم مهم دینی شرکت میکند، پای انقلاب می‌ایستد، شعارهای از دل برآمده میدهد؛ اینها چیزهای مهمی است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما یکی از افتخارات بزرگ است. این یک واقعیت است، باید این را دید.»

    • تمام عبارات داخل گیومه («…») عیناً در بیانات امام خامنه‌ای ذکر شده است.

    • این مطلب امروز (سه شنبه 1393/1/19) در صفحه 8 «روزنامه جوان» منتشر شده است.


  5. میزان

    ژوئن 15, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    در خصوص نتیجه انتخابات ۹۲

    اول: خلق حماسه سیاسی را به صادر کننده فرمان حماسه آفرینی و مردم حماسی ایران، تبریک می‌گویم.

    دوم: گرچه رای من به دیگری بود، اما به رسم عقل، انصاف و اسلامِ آموخته از امام خامنه ای،

    انتخاب رئیس جمهور منتخب، حجت الاسلام حسن روحانی را به ایشان و انتخاب کنندگانِ ایشان تبریک می‌گویم.

    سوم: همه گفتنی‌ها را امام در این پیامشان گفتند.

    پیشنهاد: مثل نماز اول وقت / آقای هاشمی! می دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی زند! / و…


  6. خوش وقت

    فوریه 21, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    خوشا به حالتان که چه “خوش وقت”، خوش بخت شدید…

    – خدا رحمت کند آیت الله عزیزالله خوشوقت را، که آنقدر عزیز بودند برای خدا که پس از انجام اعمال حج عمره، عمرشان تمام شد…


  7. «دیوان دل» را از امروز «من انقلابی‌ام» بخوانید

    فوریه 13, 2013 توسط روح الله مومن نسب

    از امروز، چهارشنبه بیست و پنج بهمن 1391، وبلاگ «دیوان دل» نام اش را به «من انقلابی‌ام» تغییر می‌دهد.

    و چه افتخاری بالاتر از اینکه حرف‌های امام ات را مشی خود کنی، که:

    من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام، حرف را صریح و صادقانه میگویم.