RSS Feed

قدر

9 سپتامبر 2009 توسط روح الله مومن نسب

قدر نشینت شدم، قطره قطره باریدم

به لبخندی میهمانم کن؛ خدا.


7 دیدگاه »

  1. ایلیا گفت:

    درود
    والا با مطالبی که تو وبلاگت خوندم نمیدونم تو ستاد موسوی چی کار میکردی….

    ببین بیا خودمونو گول نزنیم.شما دو تا موضوع مطرح کردی.یکی تقلب و رای روستایی این چیزا یکی آب توآسیاب دشمن ریختن که اتفاقا واسه دومی یه مطلب هم نوشته بودی ولی جهت گیری داشت
    راجع به اولی مشاهدات شخصی من حین و بعد از انتخابات از شهرستانی که 4 سال پیش بیشترین رایش احمدی نژاد بود خلاف حرف شماست استناد شما به آمار سرتا پا ایراد وزارت کشوره که فقط خواجه شیراز خبر از پایین و بالاش نداره اما از اولی بگذریم چون شاید تا ابد هم هیچ طرفی زیر بار نره…
    دومی به نظرم الان مهم تره.شما تو وبلاگت راجع به این قضیه نوشتی چرا موسوی راهش رو از اغتشاش طلبا جدا نکرد.نمیدونم تو کدوم اعتراض شما بودی ولی من تو خیلی هاش بودم.اوایل تو هفت تیر توپخونه و انقلاب صحبتی از اغتشاش صدمه و زیر سوال بردن نظام نبود.به نظرم مردم سوال داشتن و میشد بهشون جواب داد به قول شما اگه تعدادی که میگید درست باشه که دیگه حرفی نیست ولی جوابی داده نشد برعکس حکومت دست به سانسور تهمت و محاکمه خیالی زد.همین کارا شکاف رو عمیق تر کرد سانسور و فیلترینگ هم باعث جدایی سر رهبری جنبش سبز از بدنش شد.خوب اینجا طبیعیه یه عده از آب گل آلوده شده توسط حکومت ماهی گرفتن.یه خاطره هم میکم که در تائید حرفامه.روز تجمع میدان امام تهران یه اطلاعیه به سرعت بین مردم پخش شد ه حرفای نامربوط توش بود خدا شاهده مردم خودجوش پاره کردن یه عده فریاد میزدن اینا واسه انحرافن.فردای اون روز موسوی جایی صحبت کرد گفت از دو طیف خواهش میکنم به ما نپیوندن سلطنت طلبان و مجاهدین.روح الله جان اینا مستند موجوده.
    حرفای شما تناقض داره.از طرفی میگید جشن تولد ده دوازده نفری و امضا کنندگان پتیشن رو در برابر ملت قرار میدین از طرفی میگید موسوی مقصره چون بیانیه داده و تو فکره تشکیل جنبش و این چیزاس.دوست عزیز کدوم رو باور کنیم؟مگه بیانیه های موسوی جایی جز وب بودن؟پس دیگه هراس و اتهام چرا؟مگه به زعم شما عده معدودی به وب دسترسی ندارن؟
    در کل دوست عزیز این قصه سر دراز داره من ادعا نمیکنم بی طرفم و کارای ما خالی از اشکاله ولی طرف مقابل رو مقصر میدونم از قبل انتخابات تا سخنرانی تو سازمان ملل.من هم مثل شما جدا از این مردم نیستم.سالها شهرستان زندگی کردم الانم کارم خارج تهرانه.این عوامی که شما ازشون دم میزنید من وسطشونم.به خدا اینی که شما میگید نیست…..
    فراموش نکنیم که بقای میرحسین موسوی خاتمی و مشارکت و غیره در گرو بقای نظامه.پس بیا ما گول این صحنه آرایی و تسویه حساب شخصی رو نگیریم.این حرف رو از اونجایی میگم که در مناظره معروف احمدی نژاد با کنایه به موسوی گفت کسانی که فلان کارا رو کردن بعد مشارکت رو راه انداختن حالا هم از شما حمایت میکنن.همه این حرفا مال قبل کودتاس رفیق ولی حالا میشه فهمید اون حرفا و تراکت هایی که توش نه صحبی از احمدی نژاد بود نه موسوی فقط مشارکت رو میکوبید یعنی چی
    دوست عزیز توهم یعنی صحبت های حجاریان و ابطحی رو باور کردن.توهم یعنی جمعیت ملیونی رو بگیم صد.توهم یعنی باور کرد هاله نور و نرخ بیکاری محمود احمدی نژاد.اتفاقا به خوب موردی اشاره کردین بعضی رسانه ها همین الانم دچار انزوای متوهمین شدن نمونش رجا و فارس که کارشون به کم جلوه دادن صحبت های رهبر رسیده و نامه توکلی واسشون مهم تره.اگه قراره متوهم ساکت بشه و اگه ما توهم داریم پس چرا رسانه هامون حتی در دنیای مجازی هم از فیلترینگ و هجوم در امان نیست.شما علت فیلتر شدن یازده باره انتخاب رو میدونید؟شما میدونید چرا کیهان سعی در القا مفاهیم مضحک داره؟شک نکنید که دلش به همین فیلترینگ و بسته بودن مجاری ارتباطی خوشه.
    درآینده بیشتر با هم بحث خواهیم کرد

    • رامیم گفت:

      درود دوباره بر ایلیای عزیز
      درباره اینکه من در ستاد موسوی چکار می کرده ام قبلا توضیح داده ام…
      و با اینکه خودتان را گول نزنید به شدت موافقم؛ ولی معنی جهت گیری در این مطلب را نفهمیدم.
      به شدت تعجب می کنم در زمانی که حتی طراحان کاذب “دروغ بزرگ تقلب” هم از طرح این دروغ پشیمان شده اند، شما چه اصراری دارید که به خود تلقین کنید “تقلب شده است”؟!!
      در حالی که خودتان هم به آمار غیر مستند و غیر رسمی و غیر قابل توجیه از فقط 4 شهرستان استناد می کنید در حالی که براساس آخرین تقسیمات کشوری در بهار ۱۳۸۸ خورشیدی، کشور ایران از ۳۰ استان، ۳۶۸ شهرستان، ۹۲۹ بخش، ۲۴۳۸ دهستان و ۱۰۸۷ شهر تشکیل یافته ‌است.
      آیا شما جای ما بودید این آمار و استدلال را می پذیرفتید و حرف های غیر مستند کسانی را که حتی در رای دادن خودشان هم تردید جدی وجود دارد، به دستگاه رسمی وزارت کشور که ناظران زیادی هم دارد و در هزاران حوزه انتخاباتی توسط معلم های کشور، که دست بر قضا تعداد زیادی از آنها با انتخاب دکتر احمدی نژاد مخالف بوده اند، ترجیح می دادید؟
      البته من در بیشتر تجمعات پا به پای عده ای از هموطنانم بودم (گرچه از این کار غیر قانونیم پشیمانم) و این قسمت از حرف شما را تایید می کنم که مردم به هیچ عنوان از خشونت و وابستگی به بیگانه و منافقین حمایت نمی کردند، اما نفس حرکتها به طرفی بود که بیگانگان و منافقان می خواستند…
      سوال من هم در اصل مربوط به بیانیه ها و موضع گیری های رسمی آقایان بود که امروز آقای کروبی به آن پاسخ دادند: “ما طرف آمریكا و ضدانقلابیم”! ولی متاسفانه آقای موسوی در میان آن همه جمله و کلمه حتی یک جا هم به سوال من پاسخ نداده اند… اگر سندی دارید حتما در همان صفحه “نقد و نظر” ارائه بدهید تا دیگر کاربران هم بخوانند.
      برادرم، ایلیا
      من با صد نفر می توانم خیابان ولی عصر (عج) را به اغتشاش بکشم و تهران بزرگ را فلج کنم؛ این حرفها چیست؟
      در نافرمانی و آشوب، منطق به تعداد و کمیت یا کیفیت افراد نیست… هرچه وحشی تر، موفق تر.
      اینکه نگران نباشیم، خب نیستیم… حداقل من از اول هم نگران نبودم.
      به اعتقاد من اینکه عده ای در کشور حرفهای ساختارشکنانه خود را با صدای بلند فریاد بزنند و بعد بدون نگرانی، صاف صاف راه بروند و از همه طلبکار باشند، به تدریج خودشان را منزوی می کنند و مردم و جامعه جهانی هم به نظامی که تا این اندازه سعه صدر دارد “آفرین” می گوید.
      با یک انگلیسی گفتگو می کردم، می دانی چه می گفت؟
      “You are free to protest lack of freedom!”
      راست می گفت… هر روز عده ای همه حرفهای خود را می زنند و به بالاترین مقام های کشورشان اعتراض و توهین می کنند و بعد می گویند آزاد نیستیم…
      در کجای جهان با قانون شکنان به این نرمی برخورد می شود؟
      آیا نظام تمام اسناد و ادله خود را برای پاسخ به این “دروغ بزرگ” و “شبهه افکنی هدفمند” به کار نبرد؟…
      آیا بعد از اینکه معلوم شد ماجرای تولد هم یک “دروغ بزرگ” دیگر است و عده ای هوادارن خود را به بازی گرفته اند، باز هم شما به همه چیز این افراد شک نمی کنید؟
      تا حالا ماجرای هاله نور را از زبان خود دکتر شنیده اید؟
      “اصلاً در آن ماجرا، آیت الله جوادي شروع کرد. گفت خيال نکن در نيويورک خودت بودي، در حصاري از ملائکه‌الله بودي و…”
      اگر به آن فیلم بیشتر دقت کنید حتما کات شدن قسمت اول را می بینید…
      و اما فیلترینگ هم ظاهرا بیشتر در رابطه با اغتشاشگران و محرکان و دروغ پردازان بوده است، که این از نظر بنده کار پسندیده ای است؛ گرچه بسیاری از تارنوشت ها (وبلاگها) و تارنماها (سایتها) را می بینم که با توجه به گفتمان تند و بی منطق (مانند تارنوشت خود شما) هنوز هم فیلتر نشده اند و این نشان از سعه صدر بالای نظام است.
      مردم همه این حرفهای شما را، خیلی مفصل تر و پررنگ تر از این چند جمله، در قبل از انتخابات شنیدند، و با توجه به تمام این حرفها باز هم به دکتر احمدی نژاد رای دادند و ما هم باید به این انتخاب مردم احترام بگذاریم؛ همانگونه که به انتخابهای قبلی آنان احترام گذاشتیم.
      امیدوارم به دور از لجبازی، به منطق مردم سالاری بازگردید؛ بدرود/.

  2. ایلیا گفت:

    دوست عزیز فقط این پتیشن که من گذاشتم رو تا الان بیش از 10 هزار نفر امضا کردن.محض اطلاع بگم که با توجه به قوانین حاکم بر دنیای مجازی, وجود چندین پتیشن مختلف جهت تبریک گویی به (×) منخب ملت میر حسین موسوی و فیلترینگ گسترده حکومتی این تعداد بسیار چشمگیره
    از کامنت کوتاه شما چیزی راجع به جهت گیری سیاسیتون برداشت نکردم ولی وبلاگ جالبی دارید البته با خوندن مطالب جهت گیریتون رو هم متوجه شدم.هرچند به بسیاری از نوشته های شما نقد دارم که به مرور عرض خواهم کرد ولی بدونید که شخصا موافق هرگونه بحث منطقی هستم.
    —————————————————————————–
    (×) = طبق قوانین این تارنوشت بجای اصطلاحات کذب، این علامت گذاشته می شود.

    • رامیم گفت:

      ایلیا جان، درود
      این بنده خدا هم دلشان به همین پتیشن های به قول شما ده هزار امضایی خوش است؛ وگرنه در میان ملت ایران که به اندازه یک رئیس جمهور رای نداشتند.
      شما هم لطفا فراموش نکنید که آن روستایی ای که از حاصل دسترنجش نان می خوریم و قانونا صاحب یک رای است در پتیشن شما هیچ جایی ندارد و امضاء کنندگان این پتیشن هم حتی معلوم نیست همه ایرانی باشند… راستی شما چند بار امضا کردید؟! 😉

      ضمنا من در ستاد مرکزی انتخاباتی آقای موسوی فعالیت می کردم (توضیحات بیشتر) ولی راهم از مردم جدا نیست و مدام آب به آسیاب دشمن نمی ریزم (نظرسنجی!)؛ یعنی اگر مردم فردی را غیر از فرد مورد نظر من انتخاب کردند، به فرهنگ آریایی خود باز می گردم و رای اکثریت را با روی باز می پذیرم و به شما هم توصیه می کنم با توهم حرکت نکنید، زیرا به تدریجا انزوای متوهمین را دچار خواهید شد…
      مباد که به مرور زمان این آیه الهی را شامل شوید:
      فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ
      در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (بقره – ۱۰)
      انشاءالله که چنین نخواهد بود و شما نیز به انصاف باز خواهید گشت…
      شاد و آگاه باشید؛ بدرود/.

  3. چه كنم ؟ چه بگويم ؟ سكوت بهترين تفسير براي حرفهايي است كه نمي توان به كسي زد و تو هم نگفتنش را بيشتر دوست داري .
    چون گفتي : ناننوشته ، ناگفته ، مي داني .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.