RSS Feed

آیینه شب ها

13 آوریل 2010 توسط روح الله مومن نسب

جنبش سبز

خانمی به نام “هیلا صدیقی” چند صباحی است سعی می کند شاعرش بدانند!

گمان کردم حالا که هیلا شعر می گوید چرا رامیم نگوید؟!

پس دست به کیبورد شدم تا قضاوت کنید و ببینید کی برد!؟:

شبانگاه تو هر روز است خانم

سیه روزیت از سوز است خانم

چرا سوزی ز آبادی ایران؟

چرا آتش گرفتی از دلیران؟

بیاد آور! ستم کردی به ایران

نگاه کفر آمیزت به انسان

بیاد آور! خدا را، وای برتو

چه کردی با ره سبز شهیدان؟

بیاد آور ولی افسوس، افسوس

که در دامی و با دامت شدی دوست

چه شاد است اجنبی از غصه تو

و غمگین است ایران از غم تو

بیا بردار سر از چوبه دار

بیا بنشین کنار ساحل یار

همه در سوگ مرگ آدمیت

بیا دست از سر آیینه بردار

در این آیینه جز تو نیست، خانم

و در تو هست یک ابلیس، خانم

شبانگاهی که سربازی کنی، آه

برای دشمن حق و حقیقت…

بدان ایران ما سرباز دارد

نگاه عشق بر پرواز دارد

تو را با دست بسته می کشیدند

برای حاضران تا پای شیطان

گناهان تو را می خواند شیطان

گلی از تو به دست خود دهد جان

نمی خواهم جوابم را بخوانی…

نمی خواهم به راهت شاد، مانی

نمی خواهم ولی افسوس، افسوس

که در دامی و با خود شادمانی

بیا بند از دو دستت باز کن، باز

بیا با بال من پرواز کن، باز

بیا ایرانمان، با هم بسازیم

بیا همت مضاعف کن از آغاز

به شیطان سنگ باید زد نه انسان

نباید آتش اندازی به ایران

از ابلیس درونت دور شو، آی

از این شیطان صفت ها رو بگردان

شبانگاه تو هر روز است خانم

سیه روزیت از سوز است خانم

چرا سوزی ز آبادی ایران؟

چرا آتش گرفتی از دلیران؟


13 دیدگاه »

  1. […] روز پیش هم شعرکی با عنوان “آینه شب ها” تقدیم (!) کرده بودم به دخترکی به نام هیلا، هولوی دیگری […]

  2. رامیم گفت:

    آینه شب ها | دیوان دل http://bit.ly/apG1Os

  3. رامیم گفت:

    RT @najafabad: آینه شب ها http://htxt.it/V0Yp

  4. […] This post was mentioned on Twitter by رامیم. رامیم said: http://blog.ramim.ir/?p=1028 […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.